استخاره
مگر در مرداد ۱۴۰۳ که خیلی بد آمد از آغاز راه و تحویل کلید ریاست جمهوری منصرف شد که این بار که خیلی خوب آمده اصرار دارد اعلام کند؟
استخارۀ رییس جمهوری در روز بازگشایی مدارس از این رو حاشیهساز شد و شایعاتی را بر سر زبانها انداخت که برخی از واکنش آقای پزشکیان تصور کرده بودند"بد آمده".
در واقع حساسیت و توجه بدین سبب بود که خاطرۀ استخارۀ او هنگام تحویل دفتر رییس جمهوری در مرداد 1403 به یاد آمد که از حجتالاسلام محمدی گلپایگانی خواست استخاره کند و اصطلاحا آن قدر بد آمده بود که صبر نکرد تا باقی آن را بشنود.
وقتی همان شب اسماعیل هنیه رییس دفتر سیاسی حماس و میهمان مراسم تحلیف ریاست جمهوری در اقامتگاه خود ترور شد و سلسله حوادث منفی بعدی یکی بعد از دیگری پزشکیان را در مخمصه انداخت مدام آن بدآمدن استخاره در یادها تازه شد!
از این رو شاید این بار ترجیح داد در آغاز نشست هیأت دولت توضیح دهد استخارۀ روز بازگشایی مدارس "خیلی خوب" بوده و آیۀ مربوطه را هم خواند چون هم با تعبیر مکرر و مشهور او (دعوا نکنیم) سازگار است و هم به صبر توصیه کرده است: از الله و فرستادۀ او پیروی کنید. با یکدیگر اختلاف نداشته باشید که سست میشوید و شوکت شما از میان میرود. شکیبا باشید. الله با صابرین است ( سوره انفال، آیۀ 46).
به این بهانۀ دو نکتۀ تاریخی قابل یادآوری است:
نخست این که رهبر فقید انقلاب ادبیات خاصی داشت و ازبرخی تعابیر قرآنی استفاده میکرد که تا قبل از ایشان چندان در گفتارهای عمومی به کار نمیرفت. از این دست، یکی واژۀ "فَشَل" بود که برگرفته از همین آیه بود (فَتَفشَلوا) به معنی سست یا بیشوکت که بعد از آن وارد ادبیات سیاسی شد و در توصیف ضعف یک شخص یا سازمان و در مقام انتقاد، کلمۀ "فشل" به کار رفت و همچنان هم رواج دارد.
نکتۀ دوم این که استخاره به معنی طلب خیر است و در فرهنگ دینی واگذاردن انتخاب به خداوند در امری که شخص به تصمیم قطعی نرسیده و اصطلاحاً بر سر دوراهی است.
با این نگاه استخاره گرفتنهای آقای پزشکیان هر چند منافاتی با باور عامه و فرهنگ دینی ندارد اما این پرسش را درمیاندازد که مگر دچار تردید است و بر سر دوراهی گرفتار شده؟
نزدیکان امام خمینی نقل کردهاند که وقتی کسانی از ایشان میخواستند استخاره کنند قرآن را میگشود اما خود آیه را نمیخواند بلکه از تقاضا کننده میخواست بخواند و آنگاه توضیح مختصری میداد و تعبیر "خوب آمده" یا "بد آمده" را هم بر زبان نمیآورد.
به بیان دیگر در نگاه بیرونی آن صحنه، شکل استخاره نداشت و انگار کسی آیهای را میخوانَد و امام هم معنی یا تفسیر میکند.
امام خمینی همچنین مناسبت استخاره را "رفع تحیّر" میدانست. (مثال ملموس این است که برای دختری دو خواستگار آمده با شرایط شبیه و دختر یا خانواده نمیداند به کدام یک جواب مثبت یا منفی بدهد و دچار تحیر شده اینجاست که استخاره میکند ضمن این که استناد به استخاره در رد یک گزینه برای طرف مقابل برخورنده نیست و چنانچه آن فرد هم باورهایی مشابه داشته باشد چون و چرا نخواهد کرد و قضیه ختم به خیر خواهد شد).
با این نگاه کسی جایی نقل نکرده که رهبر فقید انقلاب برای کاری استخاره کرده باشد یا حداقل علنی نبوده یا اعلام نکرده و دلیل آن هم روشن است: به قدری در تصمیمگیری قاطع بوده که دچار تحیّر نمیشده تا برای رفع آن استخاره کند.
اگر قرار بر استخاره بود احتمالا قبل از بازگشت به ایران در بهمن 57 باید چنین میکرد ولی جایی نیامده چون تصمیم قطعی خود را گرفته بود در حالی که واقعا مشخص نبود چه خواهد شد. یا در تصمیم به پذیرش قطعنامۀ 598 به رغم تأکید بر ادامۀ جنگ تا سقوط صدام حسین تا چند روز قبل از آن ولی سرنوشت جنگ را به استخاره گره نزد و تصمیم گرفت و دلایل آن را هم در مکتوبی برشمرد که مهمترینشان نظر کارشناسان و احتمال بمباران شیمیایی بود.
مسؤولیت آن را هم پذیرفت با تعبیر مشهور "نوشیدن جام زهر" و مانع متهم شدن نزدیکترین کسان به ویژه مرحوم هاشمی رفسنجانی شد.
با این اوصاف اگرچه استخاره، طلب خیر است ولی مناسبت آن بیشتر برای رفع حیرت و امکان انتخاب است. مثل وقتی که تردید داریم عمل جراحی خود را به کدام یک از دو پزشک حاذق بسپاریم و طبعا یکی باید انتخاب شود نه آن که اصل عمل جراحی را به استخاره منوط کنیم وقتی ضرورت آن قابل انکار نیست.
در فقرۀ آقای پزشکیان این نکته هم درخور یادآوری است که مگر در مرداد 1403 که خیلی بد آمد از آغاز راه و تحویل کلید ریاست جمهوری منصرف شد که این بار که خیلی خوب آمده اصرار دارد اعلام کند؟
با این همه این یادداشت را به منزلۀ انتقاد از رییس جمهوری تلقی نکنید. اتفاقا شکل دینداری مسعود پزشکیان بیشتر به دل مردم مینشیند چون با آداب و عادات مألوف مردم سازگار است و شبیه مجریان و شبه کارشناسان صدا و سیما نیست و حتی شاید به زبان روشنفکری بتوان گفت او به دین حداقلی باور دارد و اگر بخواهیم آن را سُروشیزه هم کنیم: اَقَلّی و عقلی.
دینی که از سنتها و معارف آن برای تقویت اخلاق جامعه و گسترش معنویت استفاده میشود و نه بار ایدیولوژیک به آن میدهد و نه سویۀ غلیظ آخرالزمانی دارد؛ همان دینی که قبل از ادغام دیانت و سیاست در ایران و ورود حداکثری روحانیون به قدرت در ایران سابقه داشته و راز مقبولیت سخنان او در سازمان ملل هم استفاده از همین ادبیات بود که به تعبیر آقای محقق داماد وجدان جهانیان را مخاطب قرار داد و به زبان ساده سخن گفت.
با این نگاه استخاره را به مثابه یک فرهنگ و به قصد تبرک انجام میدهد نه آن که مبنای تصمیم او باشد و در آن افراط کند چرا که اولا دچار تحیّر نیست و ثانیا در همان آغاز چنان که اشاره شد، بد آمده بود؛ خیلی بد!