| کد مطلب: ۷۰۲۵۲

اسلامِ رحمانی؛ استراتژیِ وجودی یا تاکتیکِ جذب؟

رحمت در منظومه نبوی، نه یک ترفند تبلیغاتیِ زودگذر، بلکه «غایت و قطب‌نمای حرکت تمدنی» اوست؛ اصلی پیشینی که بر سیاست، جنگ و صلح حکومت می‌کند، نه بالعکس.

اسلامِ رحمانی؛ استراتژیِ وجودی یا تاکتیکِ جذب؟

یکی از مناقشه‌برانگیزترین پرسش‌ها در بازخوانی تاریخ اسلام این است: آیا مدارا و گذشت پیامبر اکرم (ص)، تاکتیکی مقطعی برای «یارگیری و مدیریت بحران» بود یا یک «استراتژی وجودی و ماهوی»؟

رحمت در منظومه نبوی، نه یک ترفند تبلیغاتیِ زودگذر، بلکه «غایت و قطب‌نمای حرکت تمدنی» اوست؛ اصلی پیشینی که بر سیاست، جنگ و صلح حکومت می‌کند، نه بالعکس.

اگر متن تاریخ (از جمله در گزارش‌های تحلیلی و دست‌اول، نظیر آنچه در فروغ ابدیت بازتاب یافته) را بدون پیش‌داوری بکاویم، درمی‌یابیم که سیره پیامبر دقیقاً در لحظات «اوج اقتدار و توانمندی نظامی» — یعنی جایی که تمام قواعد سیاست واقع‌گرایانه (Realpolitik) حکم به اعمال خشونت می‌کرد — پرچم رحمت را بر فراز دستاوردهای نظامی برافراشته است.

۱. حدیبیه؛ پیروزیِ خردورزی بر هیجان‌زدگی نظامی

صلح حدیبیه بزنگاهی است که مرز میان تاکتیک فریبنده و استراتژی پایدار را شفاف می‌کند. در جامعه‌ای قبیله‌ای که حیات جمعی با چرخه‌ی بی‌پایان خون‌خواهی و غلبه‌ی نظامی تعریف می‌شد، پیامبر (ص) پای متنی را امضا کرد که از دید تندروها و نزدیک‌ترین یارانش، «عقب‌نشینی و تحقیر» قلمداد می‌شد.

نماد تلخ و عریان این پایبندی، ماجرای بازگرداندن «ابوجندل» بود؛ اسیری شکنجه‌دیده که گریخته و به اردوگاه پیامبر پناه آورده بود، اما پیامبر به احترام پیمانی که هنوز جوهرش خشک نشده بود، او را بازگرداند. این اقدام نه انفعال بود و نه مانور سیاسی؛ اوج وفاداری به «پیمان» به‌مثابه اصلی اخلاقی بود. تاریخ نشان داد که ترجیح صلح بر شعله‌های جنگ، یک پیروزی استراتژیک خلق کرد: فروپاشی دیوار ترس و کینه‌های جاهلی و برقراری امنیت پایداری که زمینه را برای گفتگو و تحول آزادانه افکار عمومی حجاز فراهم ساخت.

۲. فتح مکه؛ عفو عمومی در کانون اقتدار

فاتحی که پس از دو دهه شکنجه، محاصره اقتصادی، آوارگی و تحمیل جنگ‌های پیاپی، با لشکری ده‌هزار نفره و شکست‌ناپذیر وارد پایگاه دشمن می‌شود، طبق منطق تاریخ باید دست به تصفیه حساب خونین بزند.

هنگامی که پرچمدار سپاه با غرور جاهلی فریاد زد: «الیوم یوم الملحمة» (امروز روز جنگ و انتقام است)، پیامبر بی‌درنگ پرچم را از او ستاند و فرمود: «الیوم یوم المرحمة» (امروز روز رحمت و بخشایش است). اعلام «عفو عمومی» و خطاب قرار دادن سرسخت‌ترین دشمنان با عبارت «اذهبوا فأنتم الطلقاء»، نشان داد که رحمت پیامبر، محصول ضعف و استیصال نبود؛ بلکه نشانه‌ی اقتدار حاکمی بود که نمی‌خواست ساختار اجتماعی را بر ویرانه‌های کینه‌توزی بنا کند. او آمد تا مهندسی قدرت را از انتقام‌گیری کور به هم‌زیستی قانون‌مند تغییر دهد.

۳. طائف؛ انضباط اخلاقی در کاربرد قدرت

واقعه طائف و نبردهای پیرامون آن، لایه دیگری از مهار عقلانی قدرت را به نمایش می‌گذارد. پیامبر در برابر لجاجت مسلحانه و خطرات نظامی، از اهرم‌های دفاعی بهره برد؛ اما درست در نقطه‌ای که ساختار تهاجمی دشمن از هم پاشید، دست به ویرانی ساختاری و کشتار انتقام‌جویانه نزد.

در این نگرش، جنگ نه اصالت دارد و نه یک «هدف» است؛ بلکه یک «اضطرار تلخ» برای بازدارندگی و رفع تعدی است. نبوی‌ترین فراز تاریخ، نقطه توقف شمشیرهاست؛ نقطه‌ای که پیامبر نشان داد اسلام برای پاسداری از کرامت و بقای انسان آمده است، نه قربانی کردن جان‌ها در مسلخ پیروزی‌های نظامی و غنایم جنگی.

۴. اسلام رحمانی؛ محبت به‌مثابه جوهره شریعت

برای فهم موتور محرک این مدارای پایدار، باید به اصل پاسخ امام صادق (ع) بازگشت: «هل الدین الا الحب؟» (آیا دین جز محبت است؟). در این چارچوب فکری، مدارا با انسان‌ها و ایستادگی در برابر ستم، دو روی یک سکه‌اند و هر دو از چشمه محبت به انسان سیراب می‌شوند.

اسلام رحمانی در سیره پیامبر:

• انفعال و سازشکاری نیست؛ بلکه در برابر ظلم می‌ایستد، بی‌آنکه خود به ستمگر تبدیل شود.

• رها کردن عدالت نیست؛ بلکه مانع از سقوط عدالت به ورطه کینه‌توزی و انتقام شخصی می‌شود.

• تاکتیکی برای عبور موقت نیست؛ بلکه بنیان و میثاقی است که چارچوب تمام روابط انسانی و حکمرانی را تعیین می‌کند.

مسلمانان بیش از آن‌که راوی هیاهوی جنگ و مروّج کینه‌های تاریخی باشند، باید صدای رسای صلح، مدارا و کرامت انسانی در جهان معاصر گردند؛ چرا که رسالت نبوی نه بر فتح سرزمین‌ها با شمشیر، بلکه بر گشودن دل‌ها با اخلاق و عدالت استوار شده است. جامعه‌ای که پیامبرش در اوج پیروزی پرچم «مرحمت» برافراشت و کینه‌توزی را دفن کرد، رسالتی جز این ندارد که نشان دهد قدرت واقعی در مهار خشم، وفای به عهد و التیام‌بخشی به زخم‌های بشریت نهفته است، نه در دامن زدن به آتش منازعه و انتقام.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه فرهنگ
آخرین اخبار