| کد مطلب: ۷۰۲۵۳

نگاهی به فیلم «زنده‌شور» کاظم دانشی که هم مخاطب عمومی را راضی می‌کند هم ساختار سیاسی را

خداحافظ اعدام، سلام زیست‌سیاست!

«زنده‌شور» فیلمی است برای نمایشِ فرآیند دگردیسی سازوکارهای حکومت‌مندی در ایران معاصر. فیلم به‌عنوان یک میانجیِ گذار، می‌تواند همه مخاطبانِ عمومی و حاکمیتی را راضی کند، همان‌طور که کاراکتر بهرام افشاری همه را قانع کرد.

خداحافظ اعدام، سلام زیست‌سیاست!

«زنده‌شور» اثری پرسروصداست که تأثیرگذاری‌‌اش بیش از آن‌که ماحصل فرم و خلاقیت‌های هنری‌اش باشد، مدیون موضوع اعدام و بار حسی این موقعیت در جهان بیرون از فیلم است. فیلم در سطح روایت‌پردازی و کارگردانی به‌شدت دم‌دستی عمل می‌کند و از این حیث یک‌بارمصرف است. «محکمه خدا رو تبدیل کردی به سیرک» دقیق‌ترین و واقعی‌ترین دیالوگ فیلم است و الحق که شاهد نمایشی غیرمفرّح و کُند در دل یک موقعیت جدی هستیم. حتی بازی کاراکتر اصلی فیلم (بهرام افشاری) هم با این سویه فیلم هم‌آهنگ است؛ او دقیقاً همان‌طور راه می‌رود و رفتار می‌کند که در «فسیل». کاظم دانشی هم با جاگذاری شیرین‌کاری‌هایی مانند مواجهه کاراکتر افشاری با آخوند، سعی می‌کند در نیمه‌شبِ اعدام از مخاطب خنده بگیرد. زنده‌شور پر از صحنه‌های زائد است و مدام وقت تلف می‌کند. ماحصلِ این رویکرد، موقعیتی پوچ و عجیب شده که در آن سیستم قصایی کشور معطل و فلج شده تا یک کاراکتر ناگهان تصمیم بگیرد که علیه ساختار قیام کند. چرا؟ صرفاً به‌خاطر یک برگه دست‌نوشته از سوی فردی که می‌گوید بی‌گناه اعدام شده است. انگیزش شخصیت اصلی فیلم که آفریننده حادثه اصلی پلات فیلم هم هست تا همین حد بی‌بنیان است.

تنها ویژگی مثبت فیلم از منظر فرمی نام‌گذاری‌اش است. واژه «زنده‌شور» پیش از هر چیز در نسبت فعلِ «شُستن» قابل فهم است. فیلم قرار است بشوید و پاک کند و از همین حیث است که سکانس افتتاحیه نیز در فضای حمام رقم می‌خورد. هر تلاشی برای پاکیزگی نیز نیازمند یک عنصر «آلوده» است؛ یک پدیده شیطانی و مخرب. در گفتمان پزشکی مدرن میکروب و ویروس همان شیاطینی هستند که باید با فنون مدرن حذف شوند. فیلم کاظم دانشی نیز بازنماگر پدیده خشن، غیرانسانی و آلوده‌ای است که همه موافق حذفش هستند: اعدام. «زنده‌شور» همچنین نام/هویتِ خود را در تضاد با واژه مشهورترِ «مرده‌شور» تعریف می‌کند. مشت کاظم دانشی همین‌جاست که باز و فیلم رمزگشایی می‌شود. اثر قرار است ما را از کشتن بدن‌ها و شُستنِ جسد منتقل کند به «زنده» نگه داشتنِ تن‌ها از خلال سازوکارهای پاکیزه‌سازی. فیلم در واقع خودبازنگریِ (Self-Reflection) نظام حکمرانی درباره خودش است. گویی ساختاری که به این فیلم مجوز داده، خود دچار وجدانی معذب نسبت به پدیده اعدام است و برای گذار از آن نیاز به یک کاتالیزور رسانه‌ای دارد.

از منظر علوم اجتماعی می‌دانیم که اعدام فقط اعدام نیست بلکه نمونه‌ای از اَشکال حکومت‌مندی و قدرت است که می‌توان در گفتمان فوکویی آن را قدرت حاکمیتی (Sovereign power) نامید. در این شکل از قدرت، حاکمیت دارای حق جان‌ستانی از مجرمان و مجازات آنان طی اشکال سختی نظیر اعدام است. فوکو تحلیل می‌کند که تاریخ اروپا، تاریخ گذار از شیو‌ه‌های سخت حکومت‌مندی به شیوه‌های نرم است؛ آن‌چه در وهله اول قدرت انضباطی (Disciplinary power) و در نهایت توسط فوکو زیست‌سیاست (Biopolitics) نامیده می‌شود. در این فرم جدید که نسبتی بنیادین با لیبرالیسم به‌عنوان فن حکمرانی دارد، بدن نه هدف مکانیسم‌های مرگ‌آفرین بلکه به ابژه‌ای برای تأدیب، آموزش و نرمال‌سازی تبدیل می‌شود. از این منظر، «زنده‌شور» لیبرال‌ترین فیلم فجر سال گذشته بود و پلان عجیب ساز زدنِ کاراکتر اعدامی بالای چوبه دار هم در همین راستاست. این یک تصویر به‌شدت کلیشه‌ای اما کاملاً راهگشا برای هدف فیلم است: بازنمایی مظلومیت کاراکتر اعدامی، نمایش وجهی انسانی و هنری از او و البته سیستمی که می‌خواهد او را اعدام کند. در این مسیر، فیلمساز قطعا نیاز دارد به این‌که مدیر زندان را در قالب یک فرد مذهبیِ که می‌گوید «ساز زدن حرام است» بازنمایی کند. همچنین جایگاه کاراکتر روحانی از این حیث بسیار مهم است. مهم‌ترین دیالوگ کاراکتر بهرام افشاری خطاب به او همین است که «حاج‌آقا بهترین کار شما همینه که هیچ‌کاری نکنید» و این، پروپوزالِ سکولارِ فیلم به نظام حکمرانی در راستای بازتنظیم نسبت خود با نهاد روحانیت است. در گفتمان قهرمان فیلم که موضع فیلم هم هست، کاراکتر روحانی به‌عنوان فردی ضعیف تصویر می‌شود که باید تا جای ممکن او را از مداخله در وضعیت دور نگاه داشت. نماینده دیگرِ روحانیت (فیلمبردار) نیز فردی رقیق و مذبذب است که جذب گفتار قهرمان می‌شود و در واقع از سازوکارهای رسمی گریزان است.

موارد مذکور در حکم توصیف نظام معناییِ «زنده‌شور» است و این به‌معنی ارزش‌گذاری گفتمان‌های موجود در فیلم توسط نگارنده نیست. از این منظر «زنده‌شور» فیلمی است برای نمایشِ فرآیند دگردیسی سازوکارهای حکومت‌مندی در ایران معاصر. فیلم به‌عنوان یک میانجیِ گذار، می‌تواند همه مخاطبانِ عمومی و حاکمیتی را راضی کند، همان‌طور که کاراکتر بهرام افشاری همه را قانع کرد. در فیلم، گفتمان «خانم تفقد» که نماینده وضع موجود است، هیچ طرفداری ندارد، چه در میان روحانیت، چه در میان کارگزاران زندان و چه در میان مردم. گویی چپ و راستِ این جامعه متفق‌اند که ما باید در شیوه‌های حکومت‌مندی‌مان تغییر ایجاد کنیم و سازوکارهای موجود دیگر کار نمی‌کند. «زنده‌شور» یعنی لحظه توافق دولت و ملت بر سر ضرورتِ سکانس اول فیلم (غسل کردن)؛ همه موافقیم که باید «شُسته» شویم. امر اجتماعی نیز دقیقاً یعنی همین؛ امری برخاسته از ساحت پیشینی و ناخودآگاه اجتماعی که ورای ایدئولوژی‌ها و موضع‌گیری‌های آگاهانه‌ی سیاسی عمل می‌کند. از همین رو، یک پدیده می‌تواند مورد وفاق گروه‌هایی باشد که در ساحت سیاسی خصمِ یک‌دیگرند. «زیست‌سیاست» دیگر برای جامعه ایران نه یک فن حکمرانیِ محلِ بحث، بلکه فرمی پیشینی است که در سطح ناخودآگاه جمعی تثبیت شده و افق‌ ادراکِ جامعه را صورت‌بندی می‌کند.

 

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه فرهنگ
آخرین اخبار