| کد مطلب: ۳۵۱۶۸

گنده‌‏لاتی با قلبی از طلا/درباره‏ سریال ریچر که فصل سوم آن پخش شد

سریال «ریچر» سریالی در ژانر اکشن و جنایی است که نیک سانتورا آن را برای شبکه‌ی پرایم ویدئو ساخته است. در این مجموعه که براساس مجموعه کتاب‌های جک ریچر نوشته‌ی لی چایلد ساخته شده، آلن ریچسون نقش شخصیت اصلی یعنی جک ریچر را بازی می‌کند.

گنده‌‏لاتی با قلبی از طلا/درباره‏ سریال ریچر که فصل سوم آن پخش شد

سریال «ریچر» سریالی در ژانر اکشن و جنایی است که نیک سانتورا آن را برای شبکه‌ی پرایم ویدئو ساخته است. در این مجموعه که براساس مجموعه کتاب‌های جک ریچر نوشته‌ی لی چایلد ساخته شده، آلن ریچسون نقش شخصیت اصلی یعنی جک ریچر را بازی می‌کند. ریچر یک افسر پلیس سابق است که در طول سفرش با جنایتکاران خطرناک مبارزه می‌کند. 

فصل اول این سریال که براساس رمان «قتلگاه» لی چایلد ساخته شده، در فوریه‌ی 2022 پخش شد. فصل دوم این سریال نیز در دسامبر 2023 پخش شد. فصل سوم سریال «ریچر» براساس رمان «بدشانسی و دردسر» چایلد ساخته شد که فوریه 2025 پخش شد. 

در فصل اول ریچر، از شهر خیالی روستایی مارگرو در جورجیا بازدید می‌کند و به جرم قتل دستگیر می‌شود. پس از آزادی، او با اسکار فینلی و روسکو کانکلین همکاری می‌کند تا یک توطئه بزرگ با افسران پلیس، سیاستمداران و تاجران فاسد را بررسی کنند.

در فصل دوم، یکی از اعضای سابق واحد پارلمان از شهر نیویورک پیامی برای ریچر می‌فرستد؛ اعضای واحد سابق ایالات‌متحد آمریکا یکی‌یکی به قتل می‌رسند. او دوباره تیم‌اش را جمع می‌کند تا راز این اتفاقات را کشف کند. فصل دوم این سریال یک اقتباس وفادارانه از رمان «بدشانسی و دردسر» چایلد است که فقط به‌خاطر برخی از صحنه‌ها، در آن تغییرات کوچکی داده شد. 

reacher-and-paulie

اما فصل سوم این سریال که اخیراً پخش شد، همان جذابیت‌های فصل‌های اول و دوم و بازگشتی قدرتمندانه داشت که شکلی جذاب و نمایشی از جسارت، طنز و همچنان تأکید بر عضلات ریچر است. در این فصل مانند دو فصل قبلی همچنان جک ریچر عنصر اصلی داستان‌سرایی است و مانند دو فصل قبلی اغلب بر اندازه حیرت‌انگیز او تأکید می‌کند و شخصیت‌های دیگر از عباراتی استفاده می‌کنند که قد او را برجسته می‌کند، مانند «غول» و «هیولای فرانکنشتاین». این موضوع نه‌تنها به معرفی ریچر به‌عنوان یک چهره مهیب کمک می‌کند، بلکه لحن را برای نقش او به‌عنوان یک مراقب یا مجری عدالت تعیین می‌کند، همانطور که با توصیف «عدالت خیابانی 250 پوندی» مشخص شده است. این تمرکز مداوم روی قد ریچر باعث می‌شود که او به‌عنوان یک شخصیت قدرتمند در داستان تثبیت شود.

علاوه بر این، داستان‌سرایی بصری این تصویر را از طریق تکنیک‌های دوربین مانند پرسپکتیو اجباری بهبود می‌بخشد، که باعث می‌شود ریچر حتی بزرگ‌تر از چیزی که هست به نظر برسد. این ترکیب دیالوگ و جلوه‌های بصری به‌طور موثری حضور ترسناک او را برجسته می‌کند و آن را به عنصری کلیدی از شخصیت و مجموعه در کل تبدیل می‌کند. تاکید بر اندازه ریچر نه‌تنها نحوه درک شخصیت‌های دیگر از او را شکل می‌دهد، بلکه مضامین قدرت و عدالت را که در روایت او رایج است، تقویت می‌کند.

این سریال تلاش آگاهانه‌ای برای به تصویر کشیدن دقیق جسمانی ریچر انجام می‌دهد که پاسخی به طرفدارانی است که از انتخاب تام کروز در اقتباس‌ قبلی ناراضی بودند. کروز درحالی‌که یک بازیگر بااستعداد بود، از نظر بسیاری از طرفداران بسیار کوچک‌اندام بود و از نظر جسمی به‌اندازه کافی برای تجسم شخصیت ریچر ـ که در رمان به‌عنوان مردی درشت‌اندام و عضلانی توصیف می‌شود ـ قانع‌کننده نبود. 

سریال سعی دارد با وفادار ماندن به منبع اصلی، اشتباهات اقتباس‌های قبلی را اصلاح کند. برای طرفداران رمان، این نمایش فیزیکی ممکن است عامل مهمی باشد که لذت آنها را از سریال افزایش می‌دهد. یکی از نقدهایی که درباره‌ی این سریال گفته می‌شد این بود که شخصیت ریچر ممکن است عمق یا پیچیدگی لازم برای حفظ یک سریال چند قسمتی را نداشته باشد و جذابیت ریچر، اگرچه قوی است، اما ممکن است برای پر کردن فضای روایت مورد نیاز برای قالب سریالی کافی نباشد و سریال ممکن است در معرض خطر تکراری شدن یا کمبود محتوا قرار بگیرد، اما با انتشار فصل سوم این سریال بر تمام این پیش‌فرض‌ها خط بطلانی کشیده شد و «ریچر» هنوز هم روایت جذابی دارد که در دام کلیشه و تکرار نیفتاده است. 

«ریچر» از نظر فنی به‌عنوان یک داستان اصلی عمل می‌کند و و نیک سانتورا، خالق آن، وفادارانه آن را از رمان‌های چایلد بازآفرینی کرده است. اما همانطور که در رمان هم وجود دارد، وقتی ریچر شکل می‌گیرد، پس‌زمینه‌ی زیادی برای کشف درباره‌ی او وجود ندارد زیرا شخصیت ریچر یک شخصیت کاملاً توسعه‌یافته است. او یک بازپرس سابق پلیس نظامی است که با حقوق بازنشستگی خود زندگی و در سراسر کشور سفر می‌کند و با توطئه‌های جنایی روبه‌رو می‌شود و سعی در حل آن‌ها دارد.

ریچر در فصل اول در شهر خیالی مارگریوی جورجیا توقف می‌کند تا درباره‌ی یک گیتاریست بلوز اطلاعاتی به دست آورد. او مظنون اصلی در قتل‌های متعدد است که یکی از آن‌ها در نزدیکی خانه او اتفاق می‌افتد که پای او را هم به ماجرا می‌کشد. مدت زیادی نمی‌گذرد که ریچر بی‌گناهی‌اش را اثبات می‌کند و با مجریان قانون محلی همکاری می‌کند تا قاتل واقعی را پیدا کند. 

همه عناصر لازم برای یک درام جذاب در این سریال وجود دارد که حول محور کهن الگوی «اراذل و اوباشی با قلبی از طلا» ساخته شده است که در سریال‌های پربیننده و محبوبی مانند «کونگ فو» و «سپس برانسون آمد» دیده‌ایم. درحالی‌که ریچر مردی کم‌حرف است، اما حرف‌های معدودی که او می‌زند معمولاً پاسخی کاملاً بجا و تند است یا گاهی اظهارنظراتی است که تقریباً فوق‌بشری به‌نظر می‌رسند. او با اسکار فینلی (مالکوم گودوین)، کارآگاه اصلی خودنمای مارگریو ، رابطه‌ای پرتنش و پیچیده، اما متقابلاً محترمانه دارد. او با افسر راسکوئه کانکلین هم رابطه‌ای جالب توجه دارد. 

تفاوت اصلی «ریچر» با دیگر درام‌های مشابه در آمازون این است که با جلو رفتن سریال، فقدان یک قهرمان قوی، بیشتر آشکار می‌شود. این انتقاد از آلن ریچسون نیست، که بازی‌اش اتفاقاً چشمگیر است. او فیزیک و جذابیت مناسبی دارد و بین ریچر وحشیانه‌ی چایلد و تصویر مخفی‌کار و حیله‌گر نسخه‌ی تام کروز تعادل برقرار می‌کند. ریچسون در صحنه‌های مبارزه هیجان‌انگیز می‌درخشد و شخصیتی را به تصویر می‌کشد که برای انتخاب می‌جنگد، نه ضرورت. بااین‌حال مسئله به خود ریچر مربوط می‌شود؛ شخصیتی که به‌خاطر ویژگی‌هایی محبوب است که او را برای اجرای یک درام سریالی مجهز نمی‌کند.

جک ریچر مینیمالیست به تصویر کشیده می‌شود که سبک زندگی ساده و سختگیرانه‌ای دارد و اغلب سبک سفر می‌کند و فقط وسایل ضروری مثل مسواک همراهش است. رویکرد او به زندگی عملی و بدون حاشیه است. او فقط در صورت لزوم لباس‌های اضافی مانند تی‌شرت‌های دست دوم به دست می‌آورد که آن هم در صورت خونی شدن آن‌هاست.

مهارت‌های رزمی‌اش جنبه قابل توجهی از شخصیت اوست. او به‌دلیل سبک مبارزه با الهام از کراو ماگا شناخته می‌شود؛ یک هنر رزمی که بر تکنیک‌های دفاع شخصی عملی و کارآمد تأکید دارد. مهارت او در مبارزه و توانایی‌های تقریباً فوق‌بشری او برجسته می‌شوند زیرا به‌نظر می‌رسد که او از چالش‌های فیزیکی که با آن روبه‌رو می‌شود نگران نیست.

ریچر همچنین در باورهای اخلاقی خود تزلزل‌ناپذیر است و به این معناست که او احساس قوی از درست و غلط دارد. او با یک احساس روشن از عدالت و درستی عمل می‌کند؛ بدون اینکه با دوراهی‌های اخلاقی دست‌وپنجه نرم کند. به‌طور کلی، این قسمت ریچر را به‌عنوان یک قهرمان کارآمد، قدرتمند و از نظر اخلاقی واضح نشان می‌دهد که دارای ویژگی‌هایی است که اغلب در ژانرهای اکشن و هیجان‌انگیز تجلیل می‌شوند.

ریچر به‌عنوان یک شخصیت، فاقد عمق و پیچیدگی لازم برای حفظ یک روایت جذاب در چند قسمت است. این امر به‌ویژه بدون استفاده از صدای خارج از تصویر که اغلب در داستان‌گویی بیش از حد استفاده می‌شود، می‌تواند بینش حیاتی درباره افکار و انگیزه‌های یک شخصیت را ارائه دهد.

در کتاب «قتلگاه » که فصل اول سریال براساس آن ساخته شده است، داستان از دیدگاه اول شخص ریچر روایت می‌شود. این سبک روایت، درک عمیق‌تری از زندگی درونی ریچر ارائه می‌دهد، که بسیار مهم است زیرا او به‌عنوان شخصیتی رواقی و تا حدودی معمایی به تصویر کشیده می‌شود. این سریال تلاش می‌کند تا بخشی از این پس‌زمینه را از طریق فلاش‌بک‌هایی به دوران کودکی ریچر به‌عنوان یک دزد نظامی منتقل کند. بااین‌حال این فلاش‌بک‌ها نشان می‌دهد که ریچر در طول زندگی‌اش اساساً بدون تغییر باقی مانده است؛ فردی کم‌حرف، ستیزه‌جو و به طرز عجیبی جذاب است.

اگرچه ریچر برای دوره‌های کوتاه لذت‌بخش است - مانند فیلم‌های کارگردانی کریستوفر مک‌کواری و اد زویک، یا در خود رمان‌ها - گذراندن زمان طولانی با شخصیت در یک سریال ممکن است برخی از محدودیت‌ها را آشکار کند.

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

دیدگاه

ویژه فرهنگ
پربازدیدترین