مسؤولیت مشترک وزرا
در دو گانۀ "جنگ و صلح"، دولت سمت دوم ایستاده ضمن این که مقاومت در مقابل تجاوز را هم انکار نمیکند ولی رییس جمهوری را نباید تنها بگذارند
در اتفاق یا رویکردی کمسابقه در نشست دیروز هیأت دولت یا اعضای کابینه، رییس دفتر رییس جمهوری هم سخنان صریحی بیان کرد و از لاک خاموش خود بیرون آمد و یادداشت تفاهم را حاصل سیاست وفاق دولت اعلام و اشاره کرد رهبری هم در پیام خود به حزبالله لبنان به بند اول آن استناد کردهاند.
شاید در نگاه اول سخنگفتن رییس دفتر یا مقامات دیگر دولت امری عادی به نظر آید و بگویند به عمل کار برآید به سخنرانی نیست (و البته در اصل نه سخنرانی که سخندانی است).
قصه اما این است که برخی از اعضای دولت چنان در حیطۀ وظایف درونسازمانی خود سرگرماند که گمان میکنند امور سیاسی به آنان ربطی ندارد در حالی که وزارت و معاونت ریاست جمهوری فیالذات سیاسی است ولو غیر سیاسیترین وزارتخانه و از وجه دیگر امر سیاست بر همۀ شئون زندگی ما اثر دارد کما اینکه حالا دیگر کسی راهکار اقتصادی ویژه ارایه نمیدهد چون همه میدانند تابع دیپلماسی و تحولات خارجی است.
یکی از انتقادات به وزیران در قضیه قطع اینترنت بینالملل این بود که چرا تنها باید معاون اول و وزیر ارتباطات موضع بگیرند و صدایی از وزیر فرهنگ شنیده نشود در حالی که قطع اینترنت رسانهها را به مرز ورشکستگی رسانده بود یا مگر وزیر اقتصاد متولی اقتصاد دیجیتال نیست یا چرا وزیر گردشگری که از دیگران سیاسیتر هم هست سخنی نمیگوید و به زیانهای قطع اینترنت در این حوزه اشاره نمیکند؟
خوشبختانه در آن قضیه به جز شخص رییس جمهوری و معاون اول و طبعا وزیر ارتباطات، وزیر علوم و معاون علمی رییس جمهوری هم به صحنه آمدند اما باز کافی نبود.
با این نگاه هر قدر اعضای هیأت دولت همدیگر را همپوشانی کنند ضروری است چون مسؤولیت مشترک دارند و وزیر غیرسیاسی معنی ندارد.
سیاسی بودن نه به معنی جهتگیری انتخاباتی یا له یا علیه این یا آن جریان بلکه در دفاع از کلیت سیاستهای دولت.
شخص وزیر ارتباطات هم غیرسیاسی است ولی در بزنگاهها موضع دارد و نوع مواجهۀ او با خبرنگار پرخاشگرترین روزنامه را در تقابلهای سخنگوی دولت هم ندیدهایم یا همین نکتۀ رییس دفتر که آدم خجول و ساکتی است و حتی در دوران وزارت آموزش و پرورش و دبیری هیأت دولت در زمان آقای روحانی هم ترجیح میداد سکوت کند.
این که آدم دولتی باید اهل کار باشد نه هیاهو نکتۀ درستی است اما حتی اگر مثل مرحوم دکتر حسن حبیبی در علن موضع نگیرد خط و ربط او باید روشن باشد.
در نشست دیروز هیأت دولت آقای پزشکیان جملۀ کلیدییی گفت و آن هم این که "تناقضآمیز است که زیر بار ظلم دشمنان نرویم ولی خودمان به مردم ظلم کنیم."
این جمله را اعضای دولت هم باید بگویند و نه تنها تکرار کنند که مصادیق آن را بگویند.
به شکل آشکاری میتوان حس کرد که معاون اول سکوت خود را شکسته و دیگران هم کمابیش سخن میگویند اما کافی نیست و این روند باید ادامه یابد تا هم احساس بیدولتی کم رنگ شود و هم پزشکیان تنها نماند و صدای او باید در تالار قدرت پژواک داشته باشد.
برای گفت و گو هم منتظر گزارشگران صدا و سیما هم نباشند تا بعد بر سر سانسور یا پخش گزینشی بنالند. دیدیم که ابتکار عمل آقای عراقچی در پذیرش گفتوگو با یک مستندساز نتیجه داد و گرنه اگر مقابل مجریان تلویزیون نشسته بود این همه بازتاب نداشت.
از این منظر هیچ اشکالی ندارد که دیگر وزیران هم نظر خود را درباره اوضاع کلی بگویند و مشخصا هر یک در دفاع از یادداشت تفاهم نکتهای را طرح کنند.
در دو گانۀ "جنگ و صلح"، دولت سمت دوم ایستاده ضمن این که مقاومت در مقابل تجاوز را هم انکار نمیکند ولی رییس جمهوری را نباید تنها بگذارند و همین دو نکته را که او و آقای حاجیمیرزایی گفتند بیشتر بشکافند. این که تناقضآمیز است که با ظلم جهانی مقابله کنیم ولی به مردم خودمان ظلم کنیم و نیز تأکید بر یادداشت تفاهم در حالی که کنتور صدا و سیما بر اساس روز اول جنگ ( 9 اسفند 1404) شمارشگر گذاشته و آتشبس را به رسمیت نمیشناسد.
وزرا مسؤولیت مشترک دارند. چه شخصاً سیاسی باشند و چه نه. چه وزارتخانۀ متبوع آنها ذیل حوزۀ سیاسی تعریف شود و چه نه. چه ساکت و تماشاگر باشند و چه نه.