انتخابات۱۴۰۳ پایان خالصسازی
باید به این نتیجه رسید که انتخابات۱۴۰۳ اگر هیچ دستاوردی جز شکست دادن مطلق تندروها نداشت، باز هم دستاورد بسیار مهمی محسوب میشود که خطر بزرگی را از بیخ گوش ایران عزیز رفع کرد. آنان خالصسازانی هستند که خلوص آنان حد یقفی ندارد و تا آخرین نفر حتی از خود را تبدیل به دشمن و خائن میکنند و درصدد حذف او برمیآیند.
هیچ رویدادی به اندازه انتخابات۱۴۰۳ ماهیت قدرتطلب، انحصارطلب و خطرناک جناح تندرو اصولگرایان را برملا و آشکار نکرد. پیش از این و در انتخاباتهای گذشته نیز شاهد مواردی از رقابتهای قدرتطلبانه و بدعهدیها میان آنان بودیم.
برای نمونه پیمانی که در سال۱۳۹۲ بستند تا از میان سه نامزد، یکی بماند که در میانه کار آن را نقض کردند. یا در سال۱۳۹۶ بدترین تصمیم را علیه قالیباف گرفتند و او را مجبور به کنارهگیری به سود رئیسی کردند و همین عامل اصلی شکست آنان شد. اگر میخواستند منطقی تصمیم بگیرند و جلوی روحانی شانسی داشته باشند، باید رئیسی را مجبور به انصراف میکردند. مجبور که نه؛ بلکه بر اساس منطق و عقل عرفی او باید کنار میرفت.
ولی خالصسازی و رسیدن به قدرت اجازه گرفتن چنین تصمیمی را نداد. در سال۱۴۰۰ ماجرا را به گونه دیگری حل کردند و در غیاب جریان اصلی اصلاحطلبان، مسئله و میدان سیاست تعریف دیگری پیدا کرد. تا اینکه در انتخابات۱۴۰۳ اوج بداخلاقیها و قدرتطلبیها را نشان دادند. در واقع، منطق سیاسی و اصول ائتلافی حکم میکرد که در این انتخابات جلیلی به سود قالیباف کنار برود.
ولی تندروها تمام کوشش تبلیغاتی و تخریبی خود را علیه کسی بهکار گرفتند که از نظر رسمی متحد آنان بود. آنان گمان میکردند که با کنارهگیری قالیباف همه آرای او به سود جلیلی سرریز میشود و او در دور اول انتخاب خواهد شد.
این استدلال چند ایراد داشت. اول اینکه، آرای قالیباف تقسیم میشد و نه اینکه همه به سود جلیلی باشد. دوم اینکه، افراد زیادی گمان میکردند انتخابات ازپیشطراحیشده برای آوردن قالیباف است، لذا قصد مشارکت در انتخابات و رای دادن نداشتند.
همچنین، اغلب مردم بهدرستی فکر میکردند که اگر جلیلی بیاید فاجعه است. به همین دلیل، حدود ۱۵درصد مردم اضافه بر دور اول در دور دوم به میدان انتخابات آمدند و رای دادند.
اگر قالیباف دور اول به سود جلیلی انصراف میداد، این تعداد از مردم یا حداقل نیمی از آنان از ترس جلیلی به پای صندوق رای میآمدند و به پزشکیان رای میدادند و لذا هیچ شانسی برای جلیلی نبود. درحالیکه اگر جلیلی انصراف میداد، بخشی از مشارکتکنندگان دور اول که به پزشکیان رای دادند، در دور دوم هم شرکت نمیکردند؛ چون به صوری و ساختگی بودن انتخابات ایمان میآوردند. حتی برخی از رایدهندگان به پزشکیان هم ممکن بود به قالیباف رأی دهند.
همچنین آرای جلیلی خیلی کم به پزشکیان منتقل میشد. خوشبختانه، قدرتطلبی تندروها به سود مردم شد. ولی نکته جالب در بیاخلاقیهایی است که در جریان مذاکرات دو طرف رخ داد که بخشی از آنها در روز گذشته از سوی دو طرف منتشر شده است.
تا اینجا خیلی مسئلهی ما نیست. بههرحال، یک اختلاف درونگروهی است. آنچه به مردم ربط دارد، بداخلاقیهایی است که تندروها در جریان این ماجرا به همپیمان خودشان روا داشتند. بر حسب قاعده؛ «کسی که به خودش رحم نمیکند، چگونه به دیگران رحم میکند».
باید به این نتیجه رسید که انتخابات۱۴۰۳ اگر هیچ دستاوردی جز شکست دادن مطلق این گروه نداشت، باز هم دستاورد بسیار مهمی محسوب میشود که خطر بزرگی را از بیخ گوش ایران عزیز رفع کرد. آنان خالصسازانی هستند که خلوص آنان حد یقفی ندارد و تا آخرین نفر حتی از خود را تبدیل به دشمن و خائن میکنند و درصدد حذف او برمیآیند.
متاسفانه این جریان هنوز هم دنبال اقدامات ایذایی خود علیه دولت و مردم است. هر روز یک ماجرایی را عَلَم میکند. هیچ اصلی جز کسب قدرت بههرقیمت راهنمای عمل آنان نیست.
آقای پزشکیان باید متوجه باشد که وفاق با این جریان قدرتطلب و تندرو که به خودشان هم رحم نمیکنند آب در هاون کوبیدن و اتلاف وقت است. وفاق را با نیروهایی پیشه کنید که ارزش آن را میفهمند و از آن استقبال میکنند.