| کد مطلب: ۵۶۳۳۴

شکاف‌ها را عمیق‌تر از این که هست نکنیم

متاسفانه گفته سخنگوی دولت و دفاع ناشیانه معاون ارتباطات دفتر رئیس‌جمهور که «رفع فیلترینگ صرفاً در اختیار رئیس‌جمهور نیست» تلویحاً تاکید بر ناتوانی رئیس‌جمهور در حل مشکل است، در حالی که مردم، ایشان را انتخاب کرده‌اند که مشکل را حل کند نه اینکه خودش بگوید «فکر کنید ما نیستیم» و منصوبین او بیایند و از ناتوانی او در حل مشکل بگویند، که خود حکایت دوباره‌ای بود از حضور افراد ناتوان در جایگاهی مهم که درک مناسبی از جایگاه خود و حساسیت‌های جامعه ندارند

شکاف‌ها را عمیق‌تر از این که هست نکنیم

 در دی‌ماه 96 وقتی دولت حسن روحانی تصمیم گرفت صندوق‌های قرض‌الحسنه‌ای که اقتصاد کشور را گروگان گرفته بودند، در یک تصمیم حاکمیتی جمع کند، اعتراضاتی در شهر مشهد کلید خورد که به سرعت در کشور گسترش یافت؛ اعتراضاتی که جز در یکی دو شهر بزرگ، مابقی در شهرهای کوچک اتفاق افتاد و همین هم عجیب بود که اگر قرار بر اعتراض باشد، زمینه‌های آن در شهرهای بزرگ فراهم‌تر بود نه در شهرهای کوچکی که همه یکدیگر را می‌شناسند و اتفاقاً کنترل اعتراضات بسیار ساده‌تر است.

اعتراضاتی که گروه‌های برانداز خارج کشور بسیار تلاش کردند آن را به خود نسبت دهند، ولی از آنجا که هیچ وقت فراخوان‌های آنها برای تجمعات اعتراضی، حتی 10 نفر را هم در هیچ کجا گرد هم نیاورده، آنها که باید بدانند، خودشان خوب متوجه بودند که آن رخداد، برعکس تلاشی که برخی داشتند تا به دخالت بیرونی نسبت دهند، هیچ هم چنین نبود و جناب آقای جهانگیری به‌عنوان معاون اول دولت‌های یازدهم و دوازدهم نیز بارها بر آن تاکید داشته است؛ به‌خصوص که آن گستره کشوری و آن آغاز و پایان کاملاً مشخص که جز در یک شهر، همگی در یک روز شروع و در یک روز به اتمام رسید، حکایت از سازماندهی‌ای داشت که خوشبختانه برای سرنوشت کشور، براندازانی که حداقل در این جنگ 12 روزه به روشنی نشان دادند که جز آویختن به دامان اسرائیل، توان تشکیلاتی دیگری ندارند، فاقد آن هستند و آن اعتراضات هرچه که بود، فقط دلالت بر این داشت که عده‌ای با سازماندهی، توانستند سوار بر نارضایتی غیرقابل انکار جامعه شوند؛ اتفاقی که به نوعی دیگر در آبان 98 نیز رخ داد.

نارضایتی‌ای که اگر منصف باشیم و نخواهیم خود را فریب بدهیم، شواهد و قرائن بسیاری برای آن وجود دارد و اتفاقاً در جنگ اخیر، دشمنان کشور روی آن بسیار حساب کرده بودند و خوشبختانه چکی که از این حساب کشیدند نقد نشد. اما نقد نشدن این چک در آن 12 روز دلیل بر این نیست که حساب خالی باشد، که اتفاقاً حتی در این چند ماه پس از تجاوز دشمنان، اتفاقاتی رخ داده که سپرده این حساب را حتی افزون‌تر کرده، افزایش سپرده‌ای که اگر به آن بی‌توجه باشیم، خدای ناکرده می‌تواند روزی نقد شود، حسابی که برخی آن را تعبیر به شکاف دولت-ملت می‌کنند و بیشتر شدن این شکاف، در عمل؛ نه به سود مردم است، نه ساختار و نه کشور و تنها راه کاستن از آن، ترمیم و افزایش سرمایه اجتماعی است؛ سرمایه‌ای که از سال 96 تاکنون، مدام در حال کاسته شدن از آن است.

یادداشت هفته گذشته‌ام در این ستون هم موضوعش همین سرمایه اجتماعی بود، اما آنچه که در همین یک هفته رخ داد، ریزش این سرمایه را حتی بیشتر از قبل کرد و البته صداهایی به گوش می‌رسد که حتی بیشتر از قبل به صدایی شبیه است که بر این صخره تیشه می‌زند و مشغول تراشیدن آن است و البته نمی‌توان مطمئن بود که دشمنان این خاک آن را نشنوند و از شنیدنش، قند در دلشان آب نشود.

یکی از این رخدادها که بسیار پُربسامد بود، داستان سیم‌کارت‌های سفید بود. معلوم شدن وجود چنین تبعیضی از چند جهت به برآشفتن جامعه منجر شد. یکی وجود خود چنین تبعیض گسترده‌ای بود، دوم حضور بعضی افراد در فهرست دارندگان آن و سوم گفته پیشین سخنگوی دولت که خود را فاقد چنین سیم‌کارتی اعلام کرده بود و حالا معلوم می‌شد که خلاف گفته و آن سخن، حالا به سرعت و گستره فراوان بازنشر می‌شد و بعد از آن، هم دفاع نسنجیده و خام‌دستانه معاون ارتباطات دفتر رئیس‌جمهور و از طرفی، توضیحی که برخی از کسانی که وجود نام‌شان در این فهرست، بسیار بر عصبانیت جامعه افزود.

متاسفانه گفته سخنگوی دولت و دفاع ناشیانه معاون ارتباطات دفتر رئیس‌جمهور که «رفع فیلترینگ صرفاً در اختیار رئیس‌جمهور نیست» تلویحاً تاکید بر ناتوانی رئیس‌جمهور در حل مشکل است، در حالی که مردم، ایشان را انتخاب کرده‌اند که مشکل را حل کند نه اینکه خودش بگوید «فکر کنید ما نیستیم» و منصوبین او بیایند و از ناتوانی او در حل مشکل بگویند، که خود حکایت دوباره‌ای بود از حضور افراد ناتوان در جایگاهی مهم که درک مناسبی  از جایگاه خود و حساسیت‌های جامعه ندارند و توضیح برخی از دوستانی که از برخورداری از امکانی ویژه، که حتی اگر بشود داشتن چنین امکانی را وقتی که همان را از افرادی دقیقاً در همین جایگاه سلب کرده‌اند، توجیه‌پذیر دانست؛ متاسفانه نشان داد که همین دوستان هم متوجه نبودند که واقعاً چقدر این رخداد جامعه را نسبت به کل ماجرا و به‌خصوص حضور آنان در این فهرست عصبانی و ناامید کرده و با چه گستره‌ای، هم آنان را به‌عنوان وزنه‌ای قابل اتکا در جامعه سوزانده و هم کل ماجرا، سرمایه اجتماعی نحیف حاصل از انتخابات 1403، بیش از قبل تحلیل برده، اگر نگوئیم تتمه آن را جارو کرده.

غیر از این، بحث دوباره حجاب در جامعه است؛ موضوعی که گمان می‌رفت پس از رخدادهای تلخ 1401، تصمیم‌گیران کشور را به این نتیجه رسانده باشد تا در دام کسانی که امید به ایجاد اغتشاش در کشور دارند نیفتند. یادمان باشد که اگر در اعتراضات 96 و 98، شروع هر دو در یک روز و پایان هر دو نیز در یک روز اتفاق افتاد و این نشانه‌هایی معنادار با خود به همراه داشت، ماجرای 1401 اصلاً چنین نبود و اتفاقاً همان بود که دشمنان این سرزمین را به طمع شروع جنگ انداخت.

پس معقول آن است که حتی اگر آن تشدید رفتاری که از 1400 کلید خورد و واکنش گسترده اجتماعی را در یک سال بعد رقم زد، تصمیم‌گیران را دوباره به خطای محاسباتی‌ای نکشاند که بهره‌اش را دشمنان این کشور ببرند؛ که آنان اتفاقاً منتظر چنین محاسبه خطایی هستند. پس مراقب باشیم آنهایی که چاله‌های امنیتی جنگ 12 روزه را جلوی پایمان کندند، این بار با تحریک اذهان نسبت به پوشش بانوان، چاه بر سر راهمان نکنند و کوتاهی خود در موضوع امنیت کشور را با بی‌راهه‌نمایی، پنهان نکنند و حواسمان باشد که خدای ناکرده، این بار آن نشود که دیگر نتوان راه نجاتی یافت.

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

دیدگاه

ویژه تیتر یک
پربازدیدترین
آخرین اخبار