چرا محاصره عربستان توسط حوثیها، ترامپ را در مخمصه جدی قرار میدهد؟
هیچ گزینه نظامی خوبی برای خنثی کردن تهدید حوثیها برای کشتیرانی وجود ندارد، همانطور که آمریکا کار زیادی نمیتواند برای جلوگیری از توانایی ایران برای حمله در خلیج فارس انجام دهد.
روز دوشنبه، حوثیها محاصره عربستان را اعلام کردند که نشانه تشدید تنشها است و میتواند فشار بر بازارهای جهانی نفت را، زمانی که ذخایر نفت آمریکا و جهان به طرز خطرناکی رو به اتمام است، افزایش دهد.
اقدام حوثیها همچنین میتواند عربستان را در معرض همان جنگ اقتصادی گستردهای قرار دهد که آمریکا با محاصره ایران به راه انداخته است. دریای سرخ که از جنوب شرقی با یمن هممرز است، نه تنها به عنوان یک خروجی حیاتی برای نفت تغییر مسیر یافته از تنگه هرمز به بازارهای جهانی، بلکه به عنوان یک مجرای مهم برای غلات و سایر واردات حیاتی به عربستان وکشورهای جنوب خلیج فارس عمل کرده است.
تثبیت این محاصره میتواند از دو طریق عمده دونالد ترامپ، را تحت فشار قرار دهد تا حملات خود به ایران را کاهش دهد: با تهدید به فاجعه اقتصادی از طریق افزایش سرسامآور قیمت نفت، و با فشار بر سعودیها برای عدم اجازه استفاده از پایگاهها و حریم هوایی خود برای حمله به ایران. به یاد داشته باشید که عدم رضایت عربستان باعث شد ترامپ پروژه آزادی، برای هدایت کشتیرانی از طریق تنگه هرمز را در اوایل ماه مه، تنها دو روز پس از شروع، کنار بگذارد.
اقدام اخیر حوثیها میتواند دسترسی جهانی به تقریباً ۴.۶ میلیون بشکه در روز نفتی که عربستان در حال حاضر از طریق بندر ینبع در دریای سرخ صادر میکند را به خطر بیندازد. حوثیها میتوانند با هدف قرار دادن مستقیم ینبع یا حمله به کشتیرانی از طریق آبراه باب المندب که دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل میکند، این صادرات را کاملا متوقف کنند.
دسترسی به ینبع، واقع در انتهای شمالی دریای سرخ، به دلیل فاصلهاش از یمن و وجود پدافند هوایی عربستان، برای حوثیها دشوارتر است. اما ینبع بخوبی در برد موشکها و پهپادهای حوثیها قرار دارد؛ اگر لازم ببینند که ینبع را به طور کامل غیرفعال کنند.
حمله به کشتیرانی از طریق باب المندب به دلیل نزدیکی آن به یمن، برای حوثیها بسیار آسانتر است. از اواخر نوامبر ۲۰۲۳ تا اواسط ۲۰۲۴، حملات مداوم موشکی و پهپادی حوثیها که در اعتراض به جنگ اسرائیل در غزه انجام شد، عبور کشتیها از باب المندب را ۶۰ درصد کاهش داد. مسدود کردن باب المندب، حتی اگر ینبع همچنان عملیاتی باقی بماند، میتواند به طور قابل توجهی جریان روزانه نفت به بازارهای جهانی را محدود کند. به جای استفاده از باب المندب، نفتی که به مقصد آسیا میرود باید از طریق کانال سوئز به دریای مدیترانه و از آنجا به دور دماغه امید نیک تغییر مسیر دهد که ۲ تا ۳ هفته به زمان حمل و نقل و هزینههای سوخت و بیمه اضافه میکند.
ظرفیت محدود کانال سوئز، یک تنگنای دیگر را نشان میدهد. برخلاف باب المندب، سوئز نمیتواند نفتکشهای بسیار بزرگ (VLCC) با ظرفیت کامل (که تا ۲ میلیون بشکه حمل میکنند) را در خود جای دهد. اگر ترافیک تانکرها از ینبع به سمت شمال از طریق کانال سوئز هدایت شود، این امر مستلزم تغییر به تانکرهای با ظرفیت کمتر است که تنها میتوانند ۱ میلیون بشکه را در خود جای دهند. در اصل، مقداری از نفت دریای سرخ میتواند با استفاده از خط لوله SUMED، سوئز را دور بزند، اما این مسیر در حال حاضر با ظرفیت کامل نامی خود یعنی ۲.۵ میلیون بشکه در روز در حال فعالیت است.
نیروی دریایی آمریکا از اوایل ماه مه به انتقال مخفیانه نفت از طریق تنگه هرمز کمک کرده و این احتمال وجود دارد که ترامپ از قدرت نظامی برای مقابله با تهدید حوثیها نیز استفاده کند. اما توانایی او محدودیتهای مشخصی هم دارد. انجام همزمان هر دو ماموریت، قابلیتهای آمریکا را بیشتر تحت فشار قرار میدهد و جان نیروهای نظامیاش را به خطر میاندازد.
هیچ گزینه نظامی خوبی برای خنثی کردن تهدید حوثیها برای کشتیرانی وجود ندارد، همانطور که آمریکا کار زیادی نمیتواند برای جلوگیری از توانایی ایران برای حمله در خلیج فارس انجام دهد. در سال ۲۰۲۵، آمریکا حدود ۷ میلیارد دلار برای بمباران حوثیها هزینه کرد، اما نتیجه چندانی نگرفت. پنتاگون مهمات زیادی بکار گرفت اما حوثیها همچنان به شلیک به کشتیها در دریای سرخ ادامه دادند.
درگیری آمریکا و حوثیها در سال ۲۰۲۵ در نهایت با توافق ترامپ با حوثیها برای توقف حملات به کشتیهای آمریکایی به پایان رسید. ما فقط میتوانیم امیدوار باشیم که ترامپ عملگرایی لازم برای مذاکره در مورد توافق مشابهی با ایران برای بازگشایی کشتیرانی از طریق هرمز را داشته باشد، حتی اگر به معنای امتیازدهی آمریکا در مورد کنترل ایران و شاید حتی اخذ عوارض باشد.
* منبع: Responsiblestatecraft/ ترجمه کانال تلگرامی بازنگاه