تعامل جدید چین و هند
سفر اخیر وانگ یی، وزیر خارجه چین به دهلینو، تنها یک دیدار دیپلماتیک معمولی نیست؛ بلکه نقطهای تعیینکننده در معادلات ژئوپلیتیک جنوب آسیا و حتی نظم نوین جهانی محسوب میشود.

سفر اخیر وانگ یی، وزیر خارجه چین به دهلینو، تنها یک دیدار دیپلماتیک معمولی نیست؛ بلکه نقطهای تعیینکننده در معادلات ژئوپلیتیک جنوب آسیا و حتی نظم نوین جهانی محسوب میشود. پس از چهار سال تنش و بیاعتمادی ناشی از درگیریهای مرزی مرگبار در لداخ و نیز حمایت تمامعیار پکن از اسلامآباد در جنگ چهارروزه هند و پاکستان، اکنون پکن و دهلینو در شرایطی به سمت آشتی اقتصادی و سیاسی حرکت میکنند که متغیرهای بیرونی، از جمله فشار تعرفهای ترامپ و نزدیکی هند به روسیه، معادله را پیچیدهتر کرده است.
حادثه مرزی ۲۰۲۰ در دره گالوان یک نقطه عطف منفی در روابط دو کشور بود. مرگ سربازان در ارتفاعات هیمالیا باعث شد فضای عمومی در هند علیه چین ملتهب شود و روابط به پایینترین سطح برسد. ضمن آنکه حمایت تسلیحاتی و دیپلماتیک تمامعیار و علنی چین از پاکستان در درگیری اخیر با هند هم به زخمهای کهنه در مناسبات پکن و دهلینو افزود. اما اکنون واقعیتهای ژئوپلیتیک، طرفین را ناگزیر به بازنگری کرده است.
سفر وانگ یی، وزیر خارجه چین به هند و دیدارهای فشرده با سوبرامانیام جایشانکار، وزیر امور خارجه هند و آجیت دووال، مشاور امنیت ملی دولت هند نشانهای از تمایل دو قدرت آسیایی برای عبور از گذشته است. احیای گفتوگوها درباره تجارت مرزی، از سرگیری پروازهای مستقیم و توافقهای گردشگری، اگرچه نمادین به نظر میرسند، اما در دیپلماسی معنا دارند. این اقدامات نشانهای از آن است که دو طرف قصد دارند زخمهای لداخ را التیام ببخشند و راه را برای همکاریهای گستردهتر باز کنند. بخش مهمی از این نزدیکی، ناشی از فشارهای واشنگتن است.
اعمال تعرفه ۵۰ درصدی آمریکا علیه هند به بهانه خرید نفت از روسیه، در واقع بزرگترین شوک اقتصادی سالهای اخیر برای دهلینو بود. ترامپ انتظار داشت هند روابط خود را با روسیه کاهش دهد، اما نتیجه کاملاً معکوس شد.تحریمها و تعرفهها عملاً هند را به سمت مسکو و پکن سوق داده است. وقتی هند میبیند آمریکا حاضر است بهخاطر خرید نفت از روسیه، چنین جریمه سنگینی اعمال کند، طبیعی است که به سمت تنوعبخشی شرکا حرکت کند و در این میان چین با ظرفیت عظیم اقتصادی و نقش کلیدی در بریکس، جذابترین گزینه برای دهلینو است.
این تغییر چرخش راهبردی هند است که پیامدهای آن میتواند توازن قوا در آسیا را دگرگون سازد. چین دومین شریک تجاری بزرگ هند است و حجم واردات مواد خام و صنعتی از پکن برای توسعه زیرساختهای هند حیاتی است. در مقابل، چین نیز به بازار گسترده هند برای صادرات و سرمایهگذاری نیاز دارد. پس از تجربه جنگ تجاری با آمریکا، هر دو کشور دریافتند که وابستگی بیش از حد به غرب میتواند آسیبپذیری ایجاد کند.
در نتیجه، آنها به سمت ساختن یک بلوک اقتصادی جدید حرکت میکنند که میتواند در قالب بریکس یا سازمان همکاری شانگهای، به چالش جدی برای نظام اقتصادی تحت رهبری غرب تبدیل شود.اگر سفر نارندرا مودی، نخستوزیر هند به چین در پایان آگوست (نهم شهریور)عملی شود، یک نقطه عطف تاریخی خواهد بود، زیرا برای نخستین بار پس از سالها، رهبران هند و چین در فضایی متفاوت و در شرایط بحران با آمریکا با یکدیگر دیدار میکنند. این روند میتواند به ایجاد یک محور جدید چین–هند–روسیه منجر شود که این محور، ظرفیت تغییر موازنه قدرت در آسیا را هم در حوزه انرژی و تجارت و هم در عرصه امنیتی دارد.
نزدیکی هند به چین، حتی اگر تاکتیکی باشد، برای واشنگتن و متحدانش یک هشدار جدی است که تکیه صرف بر دهلینو بهعنوان وزنه تعادل علیه پکن دیگر قابل اتکا نیست.آسیا با شکلگیری تدریجی یک نظم چندقطبی مواجه است. نزدیکی چین و هند میتواند ابتکارهای آمریکا در منطقه را تضعیف کند و در عین حال، دست روسیه را در بحران اوکراین و تعامل با غرب بازتر نماید.
بنابراین این تحولات صرفاً یک آشتی دوجانبه نیست، بلکه آغاز تحولی بزرگتر در ساختار قدرت جهانی است.سفر وانگ یی، وزیر خارجه چین و احتمال سفر مودی، نخستوزیر هند به چین را باید فراتر از سطح یک ترمیم روابط دوجانبه دانست. این تحولات نشانهای از بازآرایی ژئوپلیتیک در قاره آسیاست؛ جایی که فشارهای آمریکا، منافع اقتصادی و ضرورتهای امنیتی، دو رقیب دیرینه را به سمت همکاری سوق داده است. پیامدهای این روند نهتنها برای جنوب آسیا، بلکه برای نظم جهانی آینده اهمیت خواهد داشت.