| کد مطلب: ۴۷۹۴۴

فردوسی و سروانتس

«دن‌کیشوت»، یا همانطور که خود اسپانیایی‌ها می‌گویند، دن‌کیخوت، متنی است که آن را سرآغاز رمان مدرن در اروپا می‌دانند. سروانتس با آفرینش این رمان، کاری سترگ در تثبیت زبان و هویت اسپانیایی انجام داد.

فردوسی و سروانتس

«دن‌کیشوت»، یا همانطور که خود اسپانیایی‌ها می‌گویند، دن‌کیخوت، متنی است که آن را سرآغاز رمان مدرن در اروپا می‌دانند. سروانتس با آفرینش این رمان، کاری سترگ در تثبیت زبان و هویت اسپانیایی انجام داد. زبان اسپانیایی کاستیانو یا کاستیلی، زبان نسبتاً جوانی به‌حساب می‌آید و در اصل یکی از زیرشاخه‌های گویش عامیانه لاتین بوده که پس از فروپاشی امپراتوری روم در شبه‌جزیره ایبری (اسپانیا و پرتغال) ماندگار شد.

البته این زبان در کنار چند زبان دیگر مثل؛ عبری، عربی، گالیسیایی-پرتغالی، باسکی و کاتالان، گویشوران محدودتری داشت، همچنین در قرن سیزدهم و با حمایت قدرت سیاسی و شخص آلفونسوی دهم ـ پادشاه کاستیا ـ اندک‌اندک جایگاه ادبی پیدا کرد. در قرون پانزدهم و شانزدهم و با اتحاد پادشاهی‌های کاستیا و آراگون و فتح اندلس، این زبان فراگیرتر شد.

در اوایل قرن هفدهم میلادی، به‌ویژه پس از انتشار رمان «دن‌کیشوت» در ۱۶۰۵، این زبان تثبیت شد و وجهه ادبی و سراسری هم پیدا کرد.  شاید قیاس مع‌الفارق باشد که بخواهیم اثر جاودان فردوسی بزرگ را با «دن‌کیشوت» از نظر ادبی مقایسه کنیم. این دو اثر در فرم و محتوا، فاصله‌ای عظیم با یکدیگر دارند. سروانتس برای اسپانیایی‌ها همان نقشی را دارد که دانته برای ایتالیایی‌ها و شکسپیر برای انگلیسی‌ها. اما فردوسیِ ما برای احیای هویت ملی و تثبیت و حیات‌بخشی دوباره زبان فارسی، کاری عظیم و ماندگار انجام داده است.

احتمالاً سروانتس و دانته در زمان نوشتن آثار خود از اهمیت آنها، نقش خود و اثری که می‌آفریدند اطلاع نداشته‌اند؛ اما فردوسی با درکی عمیق و دقیق از کاری که انجام می‌دهد، شاهنامه را آفریده است. بیت معروفی که همه ما آن را از بر هستیم، شاهد چنین ادعایی است: بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی.  زبان فردوسی و تعابیر و داستان‌های شاهنامه همچنان در زبان و زندگی روزمره ما جاری است و شخصیت‌های شاهنامه، کیخسرو، سیاوش، افراسیاب و ضحاک در هر دوره‌ای برای ما نمونه‌های زنده‌ای هم دارند و به نمادهای ملی اخلاق، شجاعت، وفاداری، صداقت و پاکدامنی یا دروغ، خیانت و دورنگی مبدل شده‌اند.

به‌این‌معنی، شاهنامه بیش از تنها یک مجموعه شعر در ذهن، روان، زبان و حیات ایرانی برای قرن‌های متوالی تاثیر گذاشته است. نقشی که با هیچ‌کدام از نمونه‌های آمده در بالا به‌ویژه «دن‌کیشوت» قابل مقایسه نیست. لودگی مبتذل و بسیار زشت و آزاردهنده یک فعال فضای مجازی میزان حساسیت مردم به نمادهای ملی و فرهنگی را نشان داد. ایرانی‌ها به‌اندازه دفاع از میهن در دفاع از مظاهر فرهنگی و میراث ملی، با آگاهی تمام واکنش نشان می‌دهند. 

اینجا سروانتس را با فردوسی بزرگ مقایسه کردم که بعد بگویم، اسپانیایی‌ها سروانتس را بسیار بیشتر از آنچه ما برای فردوسی انجام می‌دهیم، قدر می‌نهند. با آنکه «دن‌کیشوت» در زندگی مردم حضوری ندارد و بسیاری از اسپانیایی‌ها اصلاً آن را نخوانده‌اند، اما برای زنده‌ نگه‌داشتن میراث فرهنگی سروانتس، یاد او را بزرگ می‌دارند. مهم‌ترین موسسه فرهنگی اسپانیا را به‌نام او کرده‌اند و هرجا که اقامت کرده و از هرجا که گذر کرده، یادبودی برایش ساخته‌اند. در شهر «آلکالا د انارس» در نزدیکی مادرید، خانه‌ای وجود دارد که می‌گویند محل تولد و خانه پدری سروانتس است.

این شهر با همین اعتباری تام و تمام پیدا کرده، هرسال ده‌ها فستیوال در آن برگزار می‌شود، مجسمه سروانتس را در میدان اصلی بر بلندای سکویی گذارده‌اند و سخت احترام‌اش می‌کنند. در سراسر اسپانیا، مجسمه‌های دن‌کیشوت و خدمتکارش «سانچو پانزا» در ابعاد و اندازه‌های مختلف دیده می‌شوند. ازاین‌منظر ما برای فردوسی و شاهنامه کم‌کاری کرده‌ایم. ده‌ها داستان شاهنامه را می‌توان به آثار متنوعی به شیوه‌های مختلف انیمیشن، تئاتر و فیلم سینمایی تبدیل کرد.

موسسه‌ای انتشاراتی در آمریکا که توسط یک ایرانی تاسیس شده و اداره می‌شود، داستان‌های معروف شاهنامه را به‌صورت کتاب‌های بسیار زیبای سه‌بعدی و بااستفاده از نقاشی‌های شاهنامه‌های بسیار قدیمی، تدوین و منتشر می‌کند. مجموعه‌ای از کتاب‌های کمیک استریپ نوجوانانه به زبان انگلیسی هم دیده‌ام که داستان رستم را در مجلدهای کوچکی به‌دست می‌دهد.

البته رستم دستان ما به‌مثابه پهلوان و شوالیه اروپایی با موهای طلایی و چشمان آبی به‌تصویر کشیده شده است! زیاده‌گویی است اگر از نقش شاهنامه در تثبیت هویت ملی چیزی عرض کنم، اما برخلاف آنچه مدعیان آزادی‌بیان می‌گویند، اتفاقاً شاهنامه برای ایرانی، متنی مقدس است. این متن را می‌‌شود از وجه ادبی مورد نقد قرار داد اما تمسخر فردوسی و اثر حیات‌بخش آن هتک‌حرمت و توهین به مقدسات ملی است. آن هرز زبان، در این هنگامه جنگ تمدنی که درگیر آن هستیم، بر علیه فرهنگ و قومیت ایرانی بی‌حرمتی کرد.

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

دیدگاه

ویژه بیست‌و‌چهار ساعت
آخرین اخبار