سفر با هدف کاهش تنش، اما چگونه؟
مشخص است که پزشکیان برای کاهش تنش یا مدیریت تنش میرود اما این که چگونه و با کدام مکانیسمْ روشن نیست.
رییس جمهور پزشکیان راهی نیویورک می شود تا در اجلاس سران سازمان ملل متحد شرکت کند. این در حالی است که هم سازمان ملل اهمیت گذشته خود را از دست داده و هم مانند قبل استفاده تریبونی از آن موضوعیت سابق را ندارد.
از سوی دیگر شورای امنیت بعد از جنگ روسیه با اوکراین و وضع تعرفههای بیشتر بر کالاهای چینی دوپاره شده چون دو کشور چین و روسیه مثل قبل درقبال حق وتو صرفهجو نیستند و دیگر با آمریکا رودربایستی ندارند.
با این اوصاف چرا مسعود پزشکیان به نیویورک میرود؟ در حالی که در سال ۱۴۰۳ هنوز ترامپ بازنگشته بود و این احتمال متصور بود که در حاشیه مجمع با جو بایدن ملاقات و برای احیای برجام تلاش کند یا دستکم حامل پیام متفاوتی برای دنیا باشد. این اتفاق البته نیفتاد و نه میخواست و نه میتوانست مانند خاتمی در آغاز ریاست جمهوری عمل کند زیرا جهان ساختار قدرت در ایران را شناخته و به میدان محدود مانور رییس جمهوری واقف است به این معنی که رییس جمهوری در جمهوری اسلامی رییس «جمهوری اسلامی» نیست ( به معنای متعارف آن).
در سال ۱۴۰۴ برخی پیشنهادآوانگارد مذاکره مستقیم و دیدار با دونالد ترامپ را به رغم پشتسرگذاشتن جنگ ۱۲ روزه در سه ماه قبل از آن درانداختند و احتمال اندکی هم برای آن حدس زده میشد اما هواپیما در آسمان بود که رهبری جمهوری اسلامی در پیامی تلویزیونی موضوع را منتفی اعلام کردند.
امسال اما وضعیت متفاوت است. از یک طرف خصومت شدت گرفته از جانب دیگر آیتالله خامنهای به شهادت رسیده و ترامپ در ادبیات رسمی تنها قاتل سردار سلیمانی نیست و گروههایی در تهران به کمتر از سر او رضایت نمیدهند. با این حال هر چند رهبری کنونی به شیوه قبل با پیام صریح و رسانهای منع نکند ولی پزشکیان هم اهل کار هماهنگناشده نیست.
با این همه وقتی محمد باقر قالیباف هم در نفی جنگ بیپایان سخن گفته سفر پزشکیان اگر تنها با هدف دمیدن در تنور تخاصم و ایراد یک سخنرانی تکراری و شعاری و هیجانی باشد حاصلی دربرندارد و احتمالا با همین تصور برخی مانند وزیر ارتباطات دولت روحانی خواستار لغو سفر شده بودند که البته به این گونه پیشنهادها اعتنا نشد.
اگر هم بخواهد با ترامپ دیدار کند و تابو را بشکند مستلزم هماهنگی است اگر نخواهیم از تعبیر «کسب اجازه» استفاده کنیم ضمن این که بنای پزشکیان بر تقابل نیست و به محض بازگشت با اعتراض روبهرو خواهد شد.
با این وصف اگر برای نطق تند یا دیدار حاشیهای یا غافلگیری نیست برای چیست؟
پارسال این امید وجود داشت که دستکم اروپاییها را از فعال سازی مکانیسم ماشه بازدارد چون دیدار و مذاکره با آنها ممنوع نبود اما امسال آن هم موضوعیت ندارد.
مشخص است که او برای کاهش تنش یا مدیریت تنش میرود اما این که چگونه و با کدام مکانیسمْ روشن نیست.
شاید دیداری صورت پذیرد ولو نه با شخص ترامپ که مثلا با جیدیونس. این هم البته مشخص نیست ولی قدر مسلم این که سفر به سازمان ملل با هدف استفاده از آن تریبون در حالی که تریبونها متعدد و متنوع شده کارآیی سابق را ندارد.
روزگاری بود که خروشچف با کوبیدن لنگه کفش روی تریبون یا چاوز با بو کردن آن و اعلام این که بعد از بوش دیگر بوی باروت نمیدهد یا قذافی با برپاکردن خیمه برای اقامت در بیرون به جای اقامت در هتل یا احمدینژاد با انکار هولوکاست و تشکیک در اصالت ۱۱ سپتامبر توجه رسانهها را به خود جلب میکردند اما پزشکیان اهل شوآف نیست و هموغم و فکروذکر او کاهش تنش و جستوجوی راهی برای پایان جنگ و اتمام محاصره دریایی ایران است.
با این اوصاف و معطوف به منافع ملی و گشایش در زندگی ایرانیان امیدواریم با دست پر بازگردد. دست پر، تفسیری جز کاهش تنش و دور شدن خطر درگرفتن جنگی دیگر ندارد.