روایت آتلانتیک از ترامپ و استثمار نفت ونزوئلا
دونالد ترامپ پس از دستگیری نیکلاس مادورو و گماردن دلسی رودریگز به قدرت، توافقی نفتی با ونزوئلا را اعلام کرد که آن را «هدیهای از ونزوئلا به مردم آمریکا» خواند؛ اقدامی که منتقدان آن را باجگیری زیر فشار اسلحه، نقض قانون اساسی ونزوئلا برای تصاحب منابع نفتی و تجلی بیپردگی سیاست خارجی سوداگرانه او میدانند.
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از فراز، دونالد ترامپ هنگامی که در ماه ژانویه دستگیری نیکلاس مادورو، دیکتاتور ونزوئلا را اعلام کرد، گفت: «ما مقدار عظیمی از ثروت را از زیر زمین بیرون خواهیم کشید.» و اینک بنگرید، این وعده به حقیقت پیوسته است.
ترامپ هفته گذشته اعلام کرد که توافقی با ونزوئلا برای توسعه ذخایر نفتی این کشور منعقد کرده است. البته این بیشتر از آنکه یک «توافق» باشد، پرداخت خراج از سوی ونزوئلا زیر فشار اسلحه است. ترامپ در یک پست در شبکههای اجتماعی اعلام کرد که این نفت «هدیهای از سوی ونزوئلا به مردم ایالات متحده است.» این پیشنهادی به طرز شگفتآوری سخاوتمندانه از سوی کشوری است که بسیار فقیرتر از ایالات متحده است و مانند بیشتر کشورها، تمایلی به واگذاری ثروت خود به عنوان هدیه به بیگانگان ندارد.
نمایندگان منتخب ونزوئلا این توافق را تصویب نکردند، زیرا نمایندگان ونزوئلا در واقع انتخاب نشدهاند. این کشور همچنین همهپرسی برای تصویب آن برگزار نکرد. در عوض، پس از دستگیری مادورو که ترامپ او را به درستی دیکتاتور خوانده بود، ترامپ یکی از نزدیکان مادورو یعنی دلسی رودریگز را برای حکومت به جای او منصوب کرد؛ مقامی که در آن، وی تقریباً همان سطح از احترام به هنجارهای دموکراتیک و جامعه مدنی را مانند سلف خود به نمایش گذاشته است.
سرقت نفت ونزوئلا توسط ترامپ توجه بسیار کمتری نسبت به وعده پر سر و صدای او برای پرهیز از جنگهای خارجی یا باتلاق جاری او در خلیج فارس جلب کرده است. با این حال، این عملیات بازتابدهنده غرایز سیاست خارجی ترامپ در عریانترین شکل غیراخلاقی آن – که میتوان گفت جوهره اصلی آن است – میباشد.
دولت ترامپ با ترسیم مادورو نهتنها به عنوان یک مستبد، بلکه به عنوان رهبر یک سندیکای جنایتکار، زمینه را برای مداخله خود فراهم کرد. وزارت دادگستری مادورو و متحدانش را به دلیل «عملکرد به عنوان رهبران و مدیران کارتل دلوس سولز» (Cartel de Los Soles) – عنوانی تحقیرآمیز برای حاکمان غارتگر این کشور – متهم کرد.
با این حال، ترامپ ظاهراً به تغییر رژیم به عنوان راهی برای بهرهبرداری از این سازوکار نگاه میکرد، نه تغییر دادن آن. تهاجم او نه بر اساس منطق یک رئیسجمهور آمریکا برای ترویج دموکراسی یا امنیت منطقهای، بلکه بر اساس منطق یک گانگستر عصبانی بود که متوجه شده یک خلافکار خردهپا بدون دادن سهم او، در قلمرو وی باجگیری میکند.
نیویورکتایمز در ماه ژوئیه گزارش داد که مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، «عملاً نایبالسلطنه ونزوئلا شده است و به گونهای بر یک کشور مستقل تسلط دارد که از زمان ورود ال. پل برمر سوم به بغداد در سال ۲۰۰۳ برای اداره عراق تحت اشغال آمریکا، هیچ مقام آمریکایی نداشته است.» یک تفاوت برجسته این است که اشغال برمر به منظور ایجاد زمینههایی برای انتخابات آزاد و عادلانه بود که در نهایت نیز برگزار شد. در تقابلی آشکار، ترامپ در ماه ژانویه با بیخیالی به نیویورکتایمز گفت که انتظار دارد ایالات متحده سالها ونزوئلا را اداره کند.
توافق نفتی جدید، این نتیجه را ضروریتر و در نتیجه محتملتر میسازد. رودریگز خود را به سیاستی گره زده است که برای هر دو جناح چپ و راست طیف سیاسی ونزوئلا سمی است. چاویستهای چپگرا از استثمار خارجی نفرت دارند و مخالفان نیز از فساد چاویستها بیزارند. قرار دادن رژیم رودریگز در معرض انتخابات آزاد و عادلانه، خطر بالایی برای انتخاب دولتی متعهد به ابطال توافق ترامپ ایجاد میکند؛ موضوعی که هم به او و هم به ترامپ انگیزهای قوی برای به تعویق انداختن چنین انتخاباتی میدهد.
هنگامی که ترامپ مادورو را سرنگون کرد، برخی تحلیلگران متمایل به راست، اعتبار برداشتن گام نخست در آنچه تصور میکردند یک پروژه دموکراتیزاسیون خواهد بود را به او دادند. هیئت تحریریه وال استریت ژورنال دستگیری او را به عنوان «اقدامی برای بهداشت نیمکرهای علیه دیکتاتوری که هرجومرج را به طور گسترده گسترش داد» جشن گرفت، و واشینگتن پست نیز چنین کرد.
هر دو سرمقاله ستایش از این عملیات را با هشدارهایی مبنی بر اینکه کار مهم گذار به یک دولت مشروع در پیش است درهم آمیختند، در حالی که ابراز نگرانی میکردند که ترامپ با سخنان نسنجیده درباره اداره کشور و استخراج نفت آن، موضوع را مخدوش میکند. واشینگتن پست پیشنهاد کرد: «رئیسجمهور اغلب در این کنفرانسهای مطبوعاتی عجولانه و بدون فکر صحبت میکند و عاقلانه خواهد بود که تجدیدنظر کند.» وال استریت ژورنال نیز هشدار داد: «آقای ترامپ همچنین بیش از حد درباره "نفت" صحبت کرد»، و افزود: «ونزوئلا هرچه زودتر به انتخابات دیگری نیاز دارد.»
همه اینها شبیه به تبریک گفتن به مایکل کورلئونه برای ایستادگی در برابر جنایات سازمانیافته از طریق کشتن رؤسای پنج خانواده مافیایی بود، در حالی که از او خواسته شود نیت خود را برای تمرکز بر تجارت خانوادگی روی فروش روغن زیتون به قیمت بازار شفاف کند.
قانون اساسی ونزوئلا صراحتاً فروش ذخایر نفتی دستنخورده خود به منافع خارجی را ممنوع میکند. اما توافق نفتی ترامپ به گونهای طراحی شده است که در برابر نظارت دموکراتیک دوام بیاورد. همانطور که وال استریت ژورنال توضیح داده شده توسط یک منبع دخیل در توافق را توصیف کرد، «ساختار آن عمداً به گونهای بود که دولتهای آینده ونزوئلا را به توافق متعهد کند و لغو آن را دشوار سازد.» گزارش وال استریت ژورنال نشان میدهد که شرکای ونزوئلایی ترامپ ممکن است بالاترین احترام را برای ظرافتهای قانونی قائل نباشند. الخاندرو بتانکورت، تاجر ونزوئلایی که شرکت خصوصی همکار با دولت ترامپ را هدایت میکند، به دلیل پولشویی تحت بازجویی قرار گرفته، هرچند متهم نشده است. دیهگو آریا، سفیر پیشین ونزوئلا که اکنون در ایالات متحده در تبعید به سر میبرد، به وال استریت ژورنال گفت که ایالات متحده با چهرههای دولتی ونزوئلا کار میکند که در ایالات متحده به دلیل قاچاق مواد مخدر و سایر جنایات تحت تعقیب هستند.
به عبارت دیگر، آنها همان شرکای مورد علاقه ترامپ هستند. به نظر میرسد رئیسجمهور از رهبران منتخب دموکراتیک بیزار است (شاهد آن خشم کنونی او علیه نخستوزیر کانادا، یا اختلافات چندینساله او با کره جنوبی، اتحادیه اروپا و دیگر متحدان سابق ایالات متحده است). او همواره با جنایتکاران (از روزهای اولیه ورودش به تعاملات اجتماعی و تجاری با اوباش در نیویورک) و دیکتاتورها (مانند ولادیمیر پوتین که او را رها نمیکند) روابط بسیار حسنهای داشته است. نوع شریک مورد علاقه ترامپ، ترکیبی از بیاعتنایی به قانون و هنجارهای دموکراتیک با وابستگی مطلق به شخص ترامپ است.
ترامپ سالهاست که میگوید یک هدف حیاتی در هر درگیری خارجی، تصاحب نفت دشمن است. در واقع، او سالهاست که میگوید این حرف را سالهاست مطرح کرده است. او در سال ۲۰۱۶ به نیویورکتایمز گفت: «من سالهاست این را میگویم. نفت را بگیرید.»
ترامپ بارها و بارها نشان داده است که وسواسهای فکری او، حتی کودکانهترین و به طرز کنایهآمیزی شومترین آنها، اغلب کاملاً جدی هستند. او در ونزوئلا سرانجام در حال تحقق بخشیدن به طرح مادامالعمر خود است.