جغرافیا یا فناوری: کدامیک مسیر آینده بازار سهام را تعیین میکند؟
ادامه اختلال در هرمز، کاهش ذخایر نفت، افزایش دوباره قیمت سوخت و حرکت بازده دهساله به سوی ۵ درصد یا بالاتر، فشار بیشتری بر ارزش سهام وارد خواهد کرد. در این شرایط، حتی رشد سود شرکتهای فناوری نیز ممکن است برای حفظ قیمتهای فعلی کافی نباشد.
رفتار بازار سهام آمریکا پس از آغاز جنگ هرمز تحت تأثیر دو نیروی متفاوت قرار گرفته است. نیروی نخست، «ژئوپلیتیک جغرافیایی» است که از ناامنشدن مسیرهای مهم فیزیکی مانند تنگه هرمز ناشی میشود. نیروی دوم، «ژئوپلیتیک فناوری» است که بر هوش مصنوعی، تراشههای پیشرفته، مراکز داده و قدرت شرکتهای بزرگ فناوری آمریکا تکیه دارد.
از ابتدای مارس، اختلال در هرمز قیمت انرژی، انتظارات تورمی و بازده اوراق را افزایش داده و از این راه بر بازار سهام فشار وارد کرده است. در مقابل، امید به رشد درآمد شرکتهای بزرگ فناوری از ارزش سهام آنها حمایت کرده است. مسیر آینده بازار به این بستگی دارد که کدام نیرو اثر قویتری داشته باشد: فشار ناشی از انرژی و نرخ بهره، یا رشد سود شرکتهای فناوری.
قیمت سهام تا حد زیادی به دو عامل بستگی دارد. عامل نخست، میزان سودی است که انتظار میرود شرکت در آینده به دست آورد. عامل دوم، نرخ بهره و میزان ریسکی است که سرمایهگذاران برای آینده در نظر میگیرند. اگر چشمانداز سود یک شرکت بهتر شود، قیمت سهام آن معمولاً افزایش مییابد. اما افزایش نرخ بهره، تورم و نااطمینانی سیاسی ارزش امروز درآمدهای آینده را کاهش میدهد و بر قیمت سهام فشار وارد میکند.
شرکتهای فناوری در S&P 500 وزن بسیار بالایی دارند. این شاخص به شرکتها بر اساس ارزش بازارشان وزن میدهد. بنابراین، همه ۵۰۰ شرکت حاضر در آن اثر یکسانی بر شاخص ندارند. در پایان اوت ۲۰۲۶، بخش فناوری اطلاعات حدود ۳۶.۸ درصد شاخص را تشکیل میداد. ده شرکت بزرگ نیز در مجموع ۳۷.۶ درصد وزن شاخص را در اختیار داشتند. در میان همین ده شرکت، ۶۲.۳ درصد وزن به فناوری اطلاعات و حدود ۱۹.۹ درصد به خدمات ارتباطی اختصاص داشت.
در چنین شرایطی، افزایش قیمت سهام چند شرکت بسیار بزرگ میتواند کل شاخص را بالا ببرد، حتی اگر بیشتر شرکتهای آمریکایی عملکرد ضعیفتری داشته باشند. به همین دلیل، S&P 500 لزوماً تصویر دقیقی از وضعیت تمام شرکتها یا کل اقتصاد آمریکا ارائه نمیدهد.
این تمرکز توضیح میدهد که چرا S&P 500 با وجود جنگ، افزایش قیمت انرژی و رشد نزدیک به ۸۰ واحد پایهای بازده اوراق دهساله، توانست از کف اواخر مارس فاصله بگیرد و به رکوردهای جدید برسد. این اتفاق به معنای بیاثر بودن جنگ نیست. توضیح محتملتر آن است که رشد مورد انتظار سود شرکتهای بزرگ فناوری، تا این مرحله، توانسته فشار ناشی از افزایش نرخ بهره و هزینه انرژی را جبران کند.
جنگ هرمز برای خانوارهای آمریکایی، شرکتهای حملونقل، صنایع انرژیبر و بنگاههایی که به وام و تأمین مالی وابستهاند، یک شوک منفی است. بااینحال، سرمایهگذاران انتظار داشتهاند که درآمد شرکتهای بزرگ فناوری به دلیل افزایش تقاضا برای هوش مصنوعی و خدمات دیجیتال با سرعت زیادی رشد کند. همین انتظار از شاخص حمایت کرده است، هرچند ممکن است شرایط واقعی بسیاری از شرکتها و خانوارها متفاوت باشد.
اهمیت تنگه هرمز از حجم بالای انرژی عبوری از آن و محدودیت مسیرهای جایگزین ناشی میشود. اختلال در این تنگه قیمت نفت و فرآوردههای نفتی را افزایش میدهد. در نتیجه، هزینه تولید، حملونقل و مصرف انرژی بالا میرود. خانوارها مجبور میشوند بخش بیشتری از درآمد خود را صرف سوخت و انرژی کنند و پول کمتری برای خرید سایر کالاها و خدمات باقی میماند.
افزایش قیمت انرژی میتواند تورم را نیز بالا ببرد. در چنین شرایطی، فدرال رزرو نمیتواند بهراحتی نرخ بهره را کاهش دهد و حتی ممکن است سیاست سختگیرانهتری در پیش بگیرد. این موضوع باعث افزایش بازده اوراق خزانهداری میشود.
افزایش بازده اوراق دهساله از دو مسیر بر بازار سهام فشار وارد میکند. نخست، درآمدهای آینده شرکتها با نرخ بالاتری به ارزش امروز تبدیل میشوند و بنابراین ارزش فعلی آنها کاهش مییابد. دوم، اوراق خزانهداری با بازده بالاتر برای سرمایهگذاران جذابتر میشوند. در نتیجه، بخشی از سرمایه ممکن است از بازار سهام به بازار اوراق منتقل شود.
شرکتهای فناوری نسبت به افزایش بازده اوراق حساسیت بیشتری دارند. بخش بزرگی از قیمت سهام این شرکتها بر پایه سودهایی تعیین میشود که انتظار میرود در سالهای آینده به دست آورند. هرچه نرخ بهره بالاتر برود، ارزش امروز آن سودهای آینده کمتر میشود.
جنگ از طریق بودجه دولت نیز میتواند بر بازده اوراق اثر بگذارد. افزایش هزینههای نظامی و برنامههای حمایتی، در شرایطی که دولت آمریکا از قبل با کسری بودجه بالایی روبهرو است، نیاز دولت به استقراض را افزایش میدهد. برای تأمین این هزینهها، دولت باید اوراق بیشتری منتشر کند. اگر عرضه اوراق افزایش یابد و نگرانی درباره تورم و بدهی عمومی نیز ادامه پیدا کند، سرمایهگذاران برای خرید اوراق بلندمدت بازده بیشتری مطالبه خواهند کرد.
بنابراین، افزایش بازده دهساله فقط نتیجه افزایش قیمت نفت یا تصمیمهای فدرال رزرو نیست. کسری بودجه، بدهی عمومی و افزایش انتشار اوراق نیز در این روند نقش دارند. جنگ هرمز این مشکلات ساختاری را ایجاد نکرده، اما میتواند آنها را تشدید کند.
بازده دهساله یکی از مهمترین نرخهای مرجع در نظام مالی آمریکاست. افزایش آن هزینه وام مسکن، بدهی شرکتها و تأمین مالی پروژههای سرمایهگذاری را بالا میبرد. به این ترتیب، اختلال در تنگه هرمز از طریق بازار انرژی و نظام مالی به خانوارها و شرکتهایی منتقل میشود که هیچ ارتباط مستقیمی با خلیج فارس ندارند.
در برابر این فشار، فناوری از بازار سهام حمایت میکند. آمریکا در طراحی تراشه، نرمافزار، خدمات ابری، مدلهای هوش مصنوعی و پلتفرمهای دیجیتال جایگاه قدرتمندی دارد. شرکتهای بزرگ فناوری نیز بخش مهمی از رقابت راهبردی آمریکا با چین و دیگر قدرتها را تشکیل میدهند.
این رقابت میتواند تقاضا برای پردازندههای پیشرفته، مراکز داده و خدمات ابری را حتی در دوره کاهش رشد اقتصادی حفظ کند. دولتها و شرکتها ممکن است سرمایهگذاری در فناوری را کاهش ندهند، زیرا عقبماندن در رقابت هوش مصنوعی میتواند در آینده هزینههای اقتصادی و امنیتی زیادی ایجاد کند.
اگر سود شرکتهای بزرگ فناوری سریعتر از نرخ بهره و هزینه سرمایه افزایش یابد، S&P 500 میتواند به رشد خود ادامه دهد. این همان اتفاقی است که تا حدی پس از شوک اولیه جنگ رخ داده است. اما ادامه این روند تضمینشده نیست. شرکتهای فناوری باید نشان دهند که درآمد حاصل از هوش مصنوعی و خدمات دیجیتال میتواند هزینه سنگین سرمایهگذاری در تراشه، مراکز داده، برق و شبکه را جبران کند.
اگر درآمد و سود این شرکتها کمتر از انتظار بازار باشد، قیمت سهام آنها آسیبپذیر خواهد شد. ممکن است یک شرکت همچنان سودآور باشد و درآمد آن افزایش یابد، اما سرمایهگذاران دیگر حاضر نباشند همان قیمت بالا را برای سودهای آینده آن بپردازند. در این صورت، افزایش بازده اوراق میتواند باعث افت شدید ارزش سهام فناوری شود.
جغرافیا و فناوری کاملاً از یکدیگر جدا نیستند. اقتصاد هوش مصنوعی ظاهری دیجیتالی دارد، اما به زیرساختهای فیزیکی گسترده وابسته است. تولید تراشه به تجهیزات تخصصی، مواد معدنی، حملونقل و زنجیرههای تأمین جهانی نیاز دارد. مراکز داده نیز برق فراوان، شبکه انتقال و سیستمهای خنککننده میخواهند.
به همین دلیل، شوک هرمز میتواند مستقیماً بر بخش فناوری اثر بگذارد. افزایش قیمت انرژی هزینه فعالیت مراکز داده و شرکتهای ابری را بالا میبرد. اختلال در حملونقل دریایی نیز ممکن است تحویل تجهیزات و سختافزار را به تأخیر بیندازد. اگر این وضعیت طولانی شود، هزینه شرکتهای فناوری افزایش مییابد، حاشیه سود آنها کاهش پیدا میکند و تحقق انتظارات بالای بازار دشوارتر میشود.
فناوری نیز میتواند بخشی از آسیبپذیری اقتصاد در برابر شوکهای جغرافیایی را کاهش دهد. افزایش بهرهوری انرژی، مدیریت هوشمند شبکه برق، بهینهسازی حملونقل و توسعه منابع جایگزین میتواند وابستگی به نفت و مسیرهای سنتی انرژی را کمتر کند. بااینحال، این تغییرات به سرمایهگذاری و زمان نیاز دارند. شوک هرمز میتواند در چند روز به بازارها منتقل شود، اما ایجاد زیرساخت جایگزین ممکن است سالها طول بکشد.
اگر جریان نفت از هرمز بهتدریج بازیابی شود، قیمت انرژی کاهش یابد و بازده دهساله تثبیت شود، فناوری احتمالاً مهمترین نیروی تعیینکننده مسیر S&P 500 باقی خواهد ماند. وزن بالای شرکتهای فناوری در شاخص و ادامه سرمایهگذاری در هوش مصنوعی از این سناریو حمایت میکند. البته رشد شاخص به این شرط ادامه مییابد که سود شرکتهای بزرگ با انتظارات بازار هماهنگ باشد.
اگر جنگ تشدید شود، نتیجه میتواند متفاوت باشد. ادامه اختلال در هرمز، کاهش ذخایر نفت، افزایش دوباره قیمت سوخت و حرکت بازده دهساله به سوی ۵ درصد یا بالاتر، فشار بیشتری بر ارزش سهام وارد خواهد کرد. در این شرایط، حتی رشد سود شرکتهای فناوری نیز ممکن است برای حفظ قیمتهای فعلی کافی نباشد.
بیشترین خطر زمانی شکل میگیرد که تشدید جنگ هرمز با کاهش خوشبینی درباره هوش مصنوعی همراه شود. در این حالت، نرخ بهره و ریسک افزایش مییابد، در حالی که انتظار رشد سود شرکتهای فناوری کاهش پیدا میکند. از آنجا که چند شرکت بزرگ وزن بسیار بالایی در S&P 500 دارند، افت سهام آنها میتواند کل شاخص را بهشدت پایین بیاورد.
در کوتاهمدت، جنگ هرمز بیشتر میزان نوسان و خطر سقوط S&P 500 را تعیین میکند، زیرا میتواند بهسرعت قیمت انرژی، تورم و بازده اوراق را تغییر دهد. در میانمدت، مسیر اصلی شاخص بیشتر به این بستگی دارد که شرکتهای فناوری تا چه اندازه بتوانند سرمایهگذاری سنگین در هوش مصنوعی را به درآمد و سود واقعی تبدیل کنند.
به بیان ساده، فناوری فعلاً موتور اصلی رشد S&P 500 است، اما هرمز میتواند قدرت این موتور را کاهش دهد یا مسیر بازار را تغییر دهد. هرچه اختلال در هرمز طولانیتر شود و بازده اوراق در سطح بالاتری باقی بماند، شرکتهای فناوری برای حفظ قیمت سهام خود باید سود بیشتری ایجاد کنند. در نهایت، آینده بازار به یک پرسش بستگی دارد: آیا درآمد واقعی شرکتهای فناوری سریعتر از نرخ بهره و هزینههای ناشی از جنگ رشد خواهد کرد؟
*منبع: کانال تلگرامی نویسنده