۳۰ درصد قیمت دارو از تغییرات نرخ ارز تاثیر میپذیرد
مشاور عالی و جانشین وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، افزایش قیمت دارو را تابعی از نوسات نرخ ارز و تورم داخلی دانست و گفت: حدود ۷۰ درصد تورم داخلی و ۳۰ درصد از تغییرات نرخ ارز بر قیمت دارو موثر است
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از ایرنا، «علی جعفریان» با حضور در استودیو خبر ایرنا به سوالاتی پیرامون مشکلات موجود در نظام سلامت کشور از جمله افزایش قیمت و کمبود دارو، افزایش ظرفیت دانشجویان پزشکی همچنین استفاده از فناوریهای نوین و هوش مصنوعی در علوم پزشکی و دیپلماسی سلامت پاسخ داد.
مشروح این گفتوگو در ادامه آمده است.
ایرنا: سالهاست با مشکل کمبود دارو درگیر هستیم که دلایل مختلفی دارد. ولی به خصوص پس از جنگ اخیر، نه تنها با کمبود دارو بلکه با افزایش قیمت دارو هم مواجه شدیم. از طرفی سازمان غذا و دارو اعتقادی به اطلاق عنوان کمبود به داروهای برند ندارد؛ شما پزشک هستید و میدانید که وقتی یک پزشک، دارویی و به خصوص برند را تجویز میکند، بیمار به دنبال همان برند میگردد. به هر حال به خاطر این اختلاف عقیده روی تعداد کمبود، سازمان غذا و دارو یک عدد را اعلام میکند و داروخانهداران و انجمنهای مربوطه عدد دیگری از کمبودها میگویند. وضعیت کمبود دارو در حال حاضر به چه صورت است؟ این در حالیست که با افزایش قیمت دارو هم مواجه هستیم.
جعفریان: موضوع دارو چند جانبه و پیچیده است؛ یکی از جنبهها، صنعت داروسازی و یکی از جنبهها، موضوع بازرگانی است که شامل تمام مواردی میشود که به تولید یا واردات ارتباط دارد. همچنین یک جنبه علمی دارد که به تجویز و مصرف مربوط شده و یک جنبه اجتماعی هم وجود دارد که به موضوع برند برمیگردد. هیچ کدام از این جنبهها، از لحاظ ساختاری به یکدیگر ارتباطی ندارند؛ ما در هر چهار جنبه مشکلاتی داریم. هرچند جنگ باعث تشدید همه این مشکلات میشود.
همواره تعدادی اقلام دارویی با کمبود مواجه است و این موضوع در همه کشورها وجود دارد. در شرایط حاضر، در حوزه صنعت داروسازی، عمده مواد اولیه وارداتی است. صنعت داروسازی، ۵ تا ۶ قسمت دارد که هر قسمت، اهمیت قابل توجهی دارد؛ پر کردن دارو خودش یک صنعت است، اینکه ماده نگهدارنده، فرمولاسیون، پر کردن، بسته بندی و توزیع به شکل باشد، هر کدام شامل جزییاتی هستند. در صنعت، چالشهای مختلفی داریم که مواد اولیه یکی از این موارد است.
عمده مواد اولیه داروسازی وارداتی است؛ قبل از جنگ به دلیل تحریم، مشکلاتی به علت نقل و انتقال پول داشتیم. وقتی نمیتوانیم به صورت رسمی، پول منتقل کنیم، خیلی از کشورها، مواد اولیه را نمیفروشند.
در شرایط جنگی، مشکل نقل و انتقال هم اضافه شد زیرا نمیتوان همه چیز را با قطار، کامیون و هواپیما وارد کرد؛شاید بتوان محصول کم حجم تمام شده را میتوان با هواپیما وارد کرد، اما مواد اولیه سرم را نمیتوان با قطار وارد کرد؛ بنابراین به دلیل جنگ، در حوزه حمل و نقل مشکلاتی وجود دارد.
همچنین در بخش بازرگانی نیز مشکلات عدیدهای به دلیل عدم وجود تبادلات رسمی داریم و موضوع ارز هم وجود دارد و ارز ترجیحی در تعداد زیادی از داروها در حال حذف شدن است البته در برخی اقلام هنوز هست. این موارد باعث افزایش قیمت میشود. زیرا قسمتی از قیمت دارو تابع ارز و قسمتی تابع تورم داخلی است.
حدود ۷۰ درصد تورم داخلی و ۳۰ درصد از قیمت ارز بر قیمت دارو موثر است؛ به عنوان نمونه مواد اولیه یک دارو تاکنون با قیمت ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی وارد میشده و اکنون با قیمت ۱۷۰ هزار تومان وارد میشود که قیمت دارو را افزایش میدهد. حالا اگر بیمه پوشش ندهد، به مردم فشار وارد میشود. منابع بیمه باید از دولت تامین شود. منابع دولت در شرایط جنگی با مشکل مواجه است. از طرفی تورم داخلی وجود دارد؛ هزینه آب، برق، گاز، کارگر، مقوا، آلومینیوم و غیره هم تامین شود چون با ارز آزاد و تورم داخلی صورت میگیرد؛ بنابراین قسمت بازرگانی در حوزه دارو به شدت تحت فشار است.
در قسمت علمی، صنعت داروسازی قوی است و دارو تولید میکند و اگر این توان علمی وجود نداشت، شرایط بسیار بدی داشتیم. صنعت داروسازی کشور واقعا قابل افتخار است و اگر این توان علمی و رشد را نداشت، مشکلات جدیتری در حوزه دارو و در شرایط جنگی داشتیم. عمده داروها در حال حاضر موجود است و بحث بیشتر روی گرانی دارو وجود دارد.
گروهی از اساتید به طور کلی با داروی برند مخالف هستند و میگویند طرح ژنریک باید اجباری شده و مصرف داروی برند ممنوع شود؛ گروه دیگری میگویند نباید مصرف داروی برند محدود شده و باید هر برندی وارد شده و تولید هم انجام شود و رقابت صورت بگیرد ولی باید روش معقولی بین این دو را استفاده کرد؛ نمیتوانیم داروی برند را به طور کلی حذف کنیم زیرا برخی داروها در ایران موجود نیست و باید وارد شود. از طرفی برخی داروها در ایران موجود است اما ظرفیت تولید به اندازه نیاز نیست و در نتیجه باید وارد کرد؛ حتی در زمینه داروهایی که ظرفیت تولید به اندازه نیاز است هم اگر مصرف برند به طور مطلق ممنوع شود، اتفاقی مانند خودرو رخ میدهد.
از طرفی جنبه روانی و اجتماعی هم وجود دارد؛ واقعیت این است که طبق قوانین و ضوابط، اگر چیزی در داخل تولید میشود را نمیتوان به راحتی وارد کرد. فرض کنید در زمینه دارو، مجوز واردات داده شود، اما دلیل ندارد که در صورت تولید داخل، بیمه داروی وارداتی را پوشش بدهد. گاهی این اتفاق رخ میدهد که داروی تولید داخل از لحاظ کیفی مناسب نیست و باید جمعآوری شده یا اصلاح شود. گاهی به این نتیجه میرسیم که داروی تولید داخل از نظر کیفی مناسب است، اما عارضهای که در داروی وارداتی ۲ درصد است، در داروی داخلی، ۵ درصد است. در شرایط فعلی مجبوریم این مشکل را تحمل کرده و به شرکت بگوییم که عارضه را اصلاح کند. زیرا امکان مالی ما آنقدر نیست که داروی برند را با همان قیمت وارد کرده و بفروشیم.
موضوع دارو بسیار پیچیده است و در صنعت دارو، جنبه بازرگانی وجود دارد. در عین حال که امکان دارد برخی شرکتهای دارویی به خوبی عمل نکرده و انتظار را برآورده نکرده باشند، باید ببینیم انتظار منطقی است یا خیر؛ تولیدکننده دارو، مواد اولیه را با ارز خریده و وارد کرده و دارو هم تولید شده و در بازار تولید کرده و به دست مصرف کننده رسیده است اما بعد از ۶ ماه، پول او پرداخت نشده است. چه انتظاری از تولیدکننده داریم؟ کدام بخش خصوصی حاضر است این طور کار کند؟
در دارو و تجهیزات پزشکی این طور رفتار میشود و مشخص نیست پول تولیدکننده چه زمانی پرداخت میشود و انتظار داریم همه کارها سر موقع انجام شود.
ایرنا: وزیر بهداشت اخیرا در یکی از جلسهها به موضوع هلدینگهای دارویی بزرگ هم اشاره داشتند که اگر ارز و نقدینگی لازم به این هلدینگها تخصیص پیدا میکند، باید روشن باشد که این منابع به چه نتیجهای منجر شده است؛ آیا بررسی شده که هلدینگهای بزرگ دارویی به خصوص قبل و بعد از جنگ اخیر، در زمینه تولید دارو، کم کاری داشتهاند یا خیر؟
جعفریان: نصف وقت وزیر بهداشت در ۴ تا ۵ ماه گذشته به موضوع دارو گذشته و حتی در یک مقطع، ۷۰ درصد وقت ایشان به این موضوع اختصاص داشت؛ وزیر بهداشت با هلدینگهای بزرگ دارویی جلسه گذاشته است. برخی از این هلدینگها دولتی و برخی چیزی بین دولتی و خصوصی هستند. حتی وزیر بهداشت از این هلدینگها درخواست کرد که بدون دریافت ارز، تولید را افزایش بدهند که کمبود را برطرف کنند و برخی کمکهایی کردند.
آنچه وزیر بهداشت گفت یعنی در ازای حمایتی که میکنیم، انتظار خدمات درست داریم. از سازمان غذا و دارو نیز درخواست گزارش شده تا بازخوردها در زمینه تخصیص ارز و پرداخت ریالی ارائه شود. کار شرکت داروسازی همین است و نمیخواهد که تولید نکند اما فرض کنید فقط قیمت قوطی یک دارو از کل قیمتی که دادهایم، بیشتر است و در نتیجه شرکت نمیتواند تولید کند. حالا اگر قیمت عادلانه شود، بیمه نمیتواند پوشش بدهد و به مردم فشار وارد میشود.
رئیس جمهوری نیز چندین بار تاکید کردهاند که برای درست شدن قسمت بازرگانی دارو، هیچ راهی جز آزاد کردن قیمت ارز نداریم و باید ارز به قیمت اصلی داده شده و مابهالتفاوت به مصرف کننده نهایی پرداخت شود. این اقدام، طی یک سال انجام نمیشود، هرچند قدمهایی برای آن برداشته شده است، اما تنش اقتصادی قابل توجهی به خانوادهها وارد خواهد کرد و با پیشنهاد وزیر بهداشت، این اقدام باید به تدریج انجام شده و از طرفی دولت باید منابع کافی داشته باشد که مابهالتفاوت را پوشش بدهد تا به مردم فشاری وارد شود.
ایرنا: آیا مابهالتفاوت به بیمهها اختصاص پیدا میکند یا اتفاقی مانند طرح دارویار رخ میدهد؟
جعفریان: همه چیز باید طبق روال اقتصاد درست و با قیمت واقعی انجام شود؛ اگر قیمت یک دارو ۱۰ تومان بود و حالا ۱۰۰ تومان شده و مردم قرار بود که ۲ تومان از آن ۱۰ تومان را پرداخت کنند، نباید یک مرتبه ۲۰ تومان پرداخت کنند و به طور مثال آن ۲ تومان باید به ۳ یا ۴ تومان برسد و نه بیشتر. این مابهالتفاوت باید توسط دولت و از طریق بیمه تامین شود. برنامه این است، اما شرایط اجرای آن به اقتصاد بستگی دارد و باید منابع آن توسط دولت تامین شود.
در سه ماهه اول امسال، این میزان مابهالتفاوت به واسطه حذف ارز ترجیحی دارو، حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار میلیارد تومان است. اگر ثبات اقتصادی ایجاد شود و دولت بتواند منابع را تامین کند، این اقدام انجام میشود.
ایرنا: یکی از مشکلات قدیمی در حوزه سلامت و به خصوص در سازمان غذا و دارو، موضوع تعارض منافع است؛ گاهی در حوزه دارو مشاهده شده که افراد منافعی در خارج از وظیفه دولتی دارند یا با اسامی دیگری از این منافع استفاده میکنند و شاید نوعی رانت یا امضای طلایی شکل بگیرد. در دولتهای مختلف و دورههای وزارت بهداشت نیز در این رابطه صحبت شده، اما نتیجه چندانی حاصل نشده است. در این دوره چه اتفاقی در زمینه ادعاها مبنی بر تعارض منافع در حوزه غذا و دارو رخ داده است؟
جعفریان: فرآیندی در سازمان غذا و دارو وجود دارد که بدین ترتیب در جاهایی که موضوع تعارض منافع مطرح است، باید فرم مربوطه پر شده و امضا شود و بگویند که شرایط به چه صورت است. عضویت در هیات مدیرهها از طرف خودشان و خانواده ایشان باید ثبت شود. یعنی این طور نیست که همه چشمها بسته باشد. معنی این موضوع، این نیست که تعارض منافع وجود ندارد، در واقع احتمال تعارض منافع همواره وجود دارد، اما اینکه این احتمال منجر به تاثیر واقعی شود، به مدیریت تعارض منافع بستگی دارد.
در برخی کشورها، قوانین مصوب مجلس برای تعارض منافع وجود دارد، اما در کشور ما وجود ندارد. یک طرح از طرف مجلس و دولت در این رابطه بوده که هیچ کدام تصویب نشده و البته هیچکدام نمیتواند مشکل را حل کند. حدود ۱۰ سال پیش طرحی درباره تعارض منافع در فرهنگستان علوم پزشکی اجرا کرده و گزارش ارائه کردیم.
تعارض منافع در همه جا وجود دارد و فقط به سازمان غذا و دارو مربوط نمیشود؛ اما مدل برخورد با آن اهمیت دارد. اصل این است که اگر احتمال تعارض منافع وجود دارد، باید شفاف شود.
سازمان غذا و دارو مدل شفافیت را اعمال میکند؛ به طور مثال ارز تخصیص یافته روی سایت سازمان اعلام شده است. حل کردن تعارض منافع کار راحتی نیست. دکتر ظفرقندی هم به شدت روی این موضوع حساسیت دارند و پیگیر هستند. احتمال تعارض منافع در کمیتههایی که تشکیل میشود نیز وجود دارد و وزیر بهداشت هم به طور شخصی در این زمینه حساسیت داشته و به طور مثال میپرسند که اعضای کمیته چطور انتخاب شدهاند. تلاش میشود که با مکانیزم شفافیت، تاثیر تعارض منافع روی تصمیمها به حداقل برسد.
ایرنا: در سالهای اخیر شاهد افزایش ظرفیت دانشجویان پزشکی بودیم؛ به هر حال دلایل مختلف برای این موضوع مطرح میشود که شاید مهمترین دلیل، کمبود پزشک باشد. اول اینکه آیا واقعا در کشور و به خصوص مناطق محروم، کمبود پزشک متخصص در تخصصهای مختلف داریم یا شیوه توزیع نادرست بوده است؟ دوم اینکه این افزایش ظرفیتها چه آسیبهایی میتواند در آینده داشته باشد و البته موضع رسمی وزارت بهداشت در زمینه اصلاح ظرفیتها چیست؟
جعفریان: در این رابطه دو موضوع کمبود و توزیع پزشک مطرح است؛ اینکه کمبود پزشکی عمومی یا متخصص در سطح کشور داشته باشیم، بستگی به استانداردها دارد یعنی در جایی از دنیا، به ازای هر هزار نفر جمعیت، یک پزشک و در جای دیگر، پنج پزشک قابل قبول است. این موضوع تابع سهم سلامت از تولید ناخالص ملی، شرایط اشتغال، نظام سلامت کشور و سایر موارد است.
اگر برنامه پزشکی خانواده مبنا باشد، هر سه هزار نفر یا هر دو هزار نفر، یک پزشک باید داشته باشند. اکنون ۴۵ هزار پزشک عمومی نیاز داریم و در حالی که بیش از ۶۷ هزار شماره نظام پزشکی برای پزشکان عمومی وجود دارد؛ در عین حال، برخی پزشکان به کار پزشکی مشغول نیستند و کاری به غیر از طبابت انجام میدهند.
از سال ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴ هر ساله با ۲۵ درصد افزایش ظرفیت مواجه بودیم و در این مدت، دانشکدههای پزشکی بیش از ۲ برابر دانشجو گرفتهاند؛ در این شرایط، اکنون بالاتر از اهداف برنامه هستیم ولی مسئله اشتغال پزشکان بسیار جدی است.
اینکه در سالهای اخیر در جایی، پزشک عمومی یا متخصص نداریم، به نحوه توزیع مربوط میشود؛ نحوه توزیع تابع این است که به طور مثال به یک پزشک متخصص گفته میشود که در یک شهر دور حضور پیدا کند که متخصص بیهوشی هم فقط دو هفته در ماه حضور دارد. در این صورت، پزشک متخصص امکان دارد که حضور پیدا نکند؛ یعنی اگر یک جراح یا ارتوپد یا متخصص زنان به جایی برود که متخصص بیهوشی حضور ندارد. چطور میتوان پزشک را در این مکان حفظ کرد؟ در این شرایط باید از امتیازهای مختلف استفاده کرد. مهمتر از همه، تامین مالی این متخصصان است؛ اگر میخواهیم در مناطق محروم، پزشک متخصص داشته باشیم، باید مسیر دیگری را انتخاب کنیم.
در نهایت به این نقطه منجر میشود که ورودی دستیاری کاهش پیدا میکند؛ در سال گذشته، ۲۵ درصد صندلیهای رشته بیهوشی داوطلب داشت و ۷۵ درصد خالی ماند همچنین در رشته اطفال، عفونی، طب اورژانس هم چنین اتفاقی رخ داد و سال گذشته حتی در رشته زنان هم صندلی خالی دستیاری وجود داشت.
بنابراین تربیت، به کارگیری و شرایط شغلی پزشک متخصص را باید کنار هم در نظر بگیریم؛ بازار سلامت، یک بازار بینالمللی است و اگر یک پزشک ببیند که اینجا نمیتواند به خوبی کار کند، به جای دیگری میرود که به خوبی فعالیت داشته باشد.
همچنان نتوانستیم مسئله مهاجرت را حل کنیم و این روند ادامه دارد؛ بسیاری از افراد در حال مهاجرت یا در فکر آن هستند زیرا شرایط را مقایسه کرده و میبینند اگر همین کار را در جای دیگری انجام دهند، دو تا سه سال درس خوانده و امتحان میدهند و سپس مشغول به کار شده و زندگی آنها تامین میشود.
اینکه بخواهیم فقط یک جنبه را در نظر بگیریم، عاقلانه و منطقی نیست. ظرفیت دانشکدههای پزشکی در حال حاضر خارج از ظرفیت این دانشکدههاست و امکانات و زیرساختها برای این تعداد دانشجوی پزشکی فراهم نشده است.
ایرنا: به هر حال جامعه به پزشک نیاز دارد و از طرفی ظرفیت فضای آموزشی و علمی در دانشگاههای علوم پزشکی مهم است؛ افرادی که به افزایش ظرفیت اصرار میکنند، بزرگترین دلیلی که میآورند، نیاز جامعه است و اینکه در مناطق محروم، دچار کمبود پزشک هستیم و در نتیجه از همین مسیر وارد میشوند. چه چارهای برای این موضوع باید اندیشیده شود؟
جعفریان: برای این موضوع راهکار وجود دارد؛ مهمترین مساله این است که هرقدر پزشک تربیت کنیم مادامی که نتوانیم آنها را به درستی به کارگیری کنیم، پزشک به مناطق محروم نمیرود؛ در نتیجه باید شرایط کار را مناسب کنیم.
رهبر شهید انقلاب درباره مهاجرت این موضوع را به صراحت گفته بودند که اگر شرایط پیشرفت شغلی فارغالتحصیلان جوان را فراهم نکردید، نگویید چرا مهاجرت میکنند.
در وزارت بهداشت در طول ۴۰ سال گذشته به طور مرتب با افزایش ظرفیت مواجه بودیم اما شیب منطقی داشت و سالانه ۵ درصد افزایش پیدا میکرد. تعداد دانشکدههای پزشکی از ۹ مورد در زمان انقلاب به ۶۷ مورد رسیده و با احتساب دانشگاه آزاد، این تعداد به بیش از ۷۰ دانشکده رسیده است. ظرفیت پزشکی از حدود ۲ هزار مورد به بیش از ۸ هزار دانشجو رسیده است.
این موضوع نمیتواند مسئله را حل کند و موضوع بعدی این است که پزشک عمومی پس از فارغالتحصیلی، در دوره تخصصی شرکت نمیکند و در نتیجه باز هم پزشک متخصص نخواهیم داشت. یعنی اگر شرایط دوره تخصصی و کار پزشک به درستی تعیین و تبیین نشود، داوطلب هم نخواهد بود. هرچند امسال کمی تعداد داوطلبان در پذیرش دستیاری نسبت به سال گذشته افزایش داشت اما باید ببینیم چند نفر وارد میشوند.
ایرنا: شما در دورهای رئیس یکی از بزرگترین دانشگاههای علوم پزشکی بودید؛ جذب اعضای هیات علمی در دانشگاههای علوم پزشکی بر چه اساسی انجام میشود؟ آیا گمان میکنید افراد و اساتید شایستهای بودهاند که به دلایل متعددی مثل سفارشها از بیرون از وزارت بهداشت، از جذب به عنوان هیات علمی جا مانده باشند؟
جعفریان: تمام ضوابط جذب اعضای هیات علمی زیر مجموعه شورای عالی انقلاب فرهنگی است و هیات عالی جذب، مجری محسوب میشود؛ بنابراین دانشگاهها بیش از یک دهه است که خودشان ضابطهای تعریف نکرده و طبق ضوابط مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی عمل میکنند. روند هم این طور است که باید فراخوان اعلام شود؛ این فراخوان توسط وزارت بهداشت و وزارت علوم اعلام میشود و سپس دانشگاهها، مجری ضوابط شورای عالی انقلاب فرهنگی خواهند بود.
نگرانی ما بیشتر از این است که برای هیات علمی، داوطلب نداریم؛ فراخوان جدید جذب اعضای هیات علمی در یک تا دو ماه آینده پس از دو سال و نیم، اعلام خواهد شد. در دولت سیزدهم، از ۱۸۰۰ صندلی اعلام شده، ۶۰۰ مورد متقاضی نداشت و حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ صندلی، فقط یک داوطلب داشت؛ بنابراین نگرانی این است که اصلا داوطلب وجود نداشته باشد.
هیات علمی محدودیتهای قابل توجهی دارد و از طرفی بسیاری از امتیازهایی که در گذشته وجود داشت، اکنون وجود ندارد؛ یعنی نه حقوق بالایی به اعضای هیات علمی داده میشود و نه فرصتهای علمی وجود دارد و نه اجازه کار داده میشود و محدودیتهای زیادی اعمال شده و در نتیجه چالشهایی شکل گرفته است.
اگر کسی احساس کند که به او ظلمی شده، میتواند با شکایت در هیات مرکزی جذب، موضوع را ثابت کند. این شکایتها بررسی میشود. طبق مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی، هیاتهای جذب باید بر اساس معیار مدون، نمرهدهی کرده و بر اساس همین ترتیب، جذب را انجام بدهند. اگر این رقابت درست نباشد و اعتراضی انجام شود، هیات عالی جذب حتما رسیدگی میکند و اگر به این نتیجه برسند که خلاف عدالت انجام شده، اصلاح میشود.
ایرنا: فناوریهای نوین و هوش مصنوعی بسیاری از حوزهها از جمله حوزه علوم پزشکی را در جهان تحت تاثیر قرار داده است. در کشور چقدر به این سمت حرکت کردیم که از این فناوریهای نوین و به خصوص هوش مصنوعی در حوزه پزشکی استفاده کنیم؟ البته منظور استفادههای سطح پایین و پرسیدن چند سوال پزشکی از چت باتها نیست که متاسفانه همین مورد هم این روزها آسیبهایی برای مردم ایجاد کرده است.
جعفریان: فناوریهای نوین یکی از مهمترین ارکان پیشرفت خدمات درمانی محسوب میشوند؛ زمانی که من دانشجوی پزشکی بودم و در بیمارستان سینا کشیک میدادم، در دانشگاه علوم پزشکی تهران فقط یک سی تی اسکن داشتیم. فناوریهای نوین به شدت در همه جنبهها در حال توسعه است و به شدت تجاری محسوب میشود. اگر فناوری تجاری نشود، شکست میخورد. فناوری از دانش، یک محصول تولید کرده و سپس بازار پیدا میکند. درست این است که فناوریهای نوین در مسیر آسایش مردم استفاده شود.
فناوریهای نوین یک جزء ناگزیر در علوم پزشکی است و نمیتوانیم بگوییم بد است اما باید از آن عاقلانه استفاده کرد؛ یعنی باید بدانیم یک شهر با ۲ میلیون نفر جمعیت، به چند دستگاه سی تی اسکن یا ام آر آی و پت اسکن نیاز دارد. نمیتوانیم در یک منطقه ۵ هزار نفره، دستگاه ام آر آی بگذاریم؛ البته این اتفاقها رخ داده است و عاقلانه نیست. باید بدانیم هزینه و نگهداری یک دستگاه در مقابل خدماتی که ارائه میکند، هماهنگ است یا خیر.
به طور مثال در رشته پیوند کبد، انگلستان با ۶۵ میلیون نفر جمعیت تا همین چند سال قبل، فقط ۷ مرکز پیوند کبد داشت و در سالهای اخیر اجازه دادهاند که هشتمین مرکز باز شود؛ زیرا میگویند که به طور مثال اگر تعداد پیوند در یک مرکز کمتر از ۱۰۰ مورد باشد، از نظر نتیجه درمانی و هزینه فایده، منطقی نیست که یک مرکز پیوند جدید باز شود. در آمریکا با ۳۲۰ میلیون نفر جمعیت، ۱۴۰ بخش پیوند کبد وجود دارد و حساب و کتاب مالی ندارند.
با توجه به محدودیتهای مالی که داریم، باید بهترین استفاده را از تکنولوژی انجام بدهیم؛ یعنی نمیتوانیم بگوییم نیازی به تکنولوژی نداریم چون گران است و از طرفی نباید اجازه بدهیم همه منابع را از بین ببرد.
وقتی لاپراسکوپی در دنیا استفاده میشد، عدهای در کشور ما مخالف بودند و میگفتند لوکس است اما در حال حاضر، یک ابزار ضروری محسوب میشود زیرا تفاوت خدمت کاملا مشخص است. همین اتفاق در تصویربرداریها، داروهای نوپدید و غیره هم رخ میدهد.
چند هفته پیش در جلسهای در سازمان جهانی بهداشت که مربوط به هوش مصنوعی بود، حاضر شدم و این موضوع بسیار جدی است. با هوش مصنوعی میتوان بسیاری از کارهایی که انجام میدهیم و حتی کارهایی که انجام نمیشود را بدون نیاز به نیروی انسانی و با دقت خیلی بالا انجام داد. به طور مثال گزارش رادیولوژی در خیلی از کشورها با هوش مصنوعی نوشته میشود. یعنی میتوان از هوش مصنوعی به عنوان یک دستیار خیلی قوی برای رادیولوژیست، پاتولوژیست، پزشک خانواده، مدیر استفاده کرد. البته این موضوع نیازمند طراحی و مدیریت و نگاه فلسفی درست است تا بتوان از آن به درستی استفاده کرد.
در وزارت بهداشت نیز تلاش میکنیم با هدایت وزیر بهداشت، مسیری را درباره هوش مصنوعی طی کنیم که از مزایای آن بهرهمند شویم؛ البته این نکته نیز کلیدی است که اگر در حوزه سلامت روی هوش مصنوعی کار نکنیم و آنچه بومی کشور است را به آن ندهیم، به مرور با هوش مصنوعیهای خارجی زندگی خواهیم کرد.
در حال حاضر اگر به هوش مصنوعی خارجی بگوییم که دیابت داریم و چطور باید خود را درمان کنم، به ادبیات و بازار دارویی ایران رجوع نمیکند و از منابع خارجی استفاده میکند؛ مگر اینکه به آن بگوییم راهنماهای بالینی و داروهای داخلی درباره دیابت چیست.
ایرنا: اخیرا در اجلاس وزرای بهداشت کشورهای عضو بریکس حضور داشتید و برخی تجربههای ایران به خصوص در حوزه بهداشت و سلامت روان در این اجلاس معرفی شد. وزارت بهداشت در دوره حاضر چقدر به دیپلماسی سلامت اعتقاد دارد و چه اقدامات جدی در این مسیر انجام شده است؟ به هر حال خیلی وقتها موضوع صادرات فقط به دارو و تجهیزات مربوط نمیشود و میتواند به صادرات تجربه معطوف شود. آیا اقدامی در این زمینه در دستور کار وزارت بهداشت قرار دارد؟
جعفریان: یکی از موارد مورد توجه وزیر بهداشت، دیپلماسی سلامت است و ایشان در هر دو مجمع سازمان جهانی بهداشت در سال گذشته و امسال، حضور پیدا کردند و آن تصویر معروف با عکس شهدای میناب منتشر شد. در آن جلسه، هر وزیر حدود ۲ تا ۳ دقیقه فرصت صحبت دارد. اینکه پیامی در این زمان منتقل شود که همه دنیا مشاهده کند، دیپلماسی سلامت است.
در سال گذشته نیز وزیر بهداشت برای شرکت در وزرای بهداشت شانگهای به چین رفتند. امسال من در اجلاس وزرای بهداشت کشورهای عضو بریکس حاضر شدم. ۵ کشور بزرگ پایهگذار بریکس هستند و فرصتی ایجاد میکند که هم تبادل اطلاعات کرده و هم دریچههایی را باز کنیم.
به طور مثال معاون وزیر بهداشت برزیل درباره شبکه بهداشت ایران بسیار علاقهمند شد و از ایشان دعوت کردیم که بیایند و مشاهده کنند. همچنین برزیل در زمینه فناوریهای نوین و واکسن، اقدامات خوبی انجام میدهد و میتوانیم از تجربه آنها استفاده کنیم.
هند در حوزه سلامت الکترونیک بسیار خوب کار کرده و بحث مفصلی در این زمینه با کارشناسان مربوطه داشتیم.
باید از همه این ابزارها استفاده کنیم؛ زیرا هم سلامت برای دیپلماسی و هم دیپلماسی برای سلامت است و هر دو کمک کننده هستند. وزیر بهداشت نیز پیگیر است که از این فرصتها استفاده کنیم؛ هرچند در شرایط حاضر محدودیتهای زیادی وجود دارد و همین باعث میشود که تبادلات بین المللی اعضای هیات علمی کمتر شود ولی حداکثر تلاش را میکنیم تا از پنجرههایی که شکل میگیرد، نهایت بهره را ببریم.