عدهای قلیل
پاسخی به سید محمود نبویان که نوشته است: "عدهای قلیل و برخوردار و بیدرد که مردم هم برایشان مهم نیست و متأسفانه رسانه دارند، زیاد حرف از صلح میزنند. منظور اینها از صلح، تسلیم در مقابل دشمن است."
سید محمود نبویان نوشته است: "عدهای قلیل و برخوردار و بیدرد که مردم هم برایشان مهم نیست و متأسفانه رسانه دارند، زیاد حرف از صلح میزنند. منظور اینها از صلح، تسلیم در مقابل دشمن است."
اولاً، با جوّی که آقای نبویان و دوستانش به وجود آوردهاند چه کسی جرأت میکند دم از صلح بزند؟
ثانیاً، کدام رسانه در اختیار آنهاست؟ تمام دم و دستگاه عریض و طویل صدا و سیما که دربست در اختیار طیفِ خود اینهاست؟
ثالثاً، آنها که صلح به معنای ترک مخاصمه را طلب میکنند، طبق ارزیابی من، قریب به تمام ایرانیان هستند، پس چطور به چشم آقای نبویان "عدهای قلیل" آمدهاند؟ ما در عصر سلطهٔ اسکولاستیک به سر نمیبریم که برای دانستن تعداد دندانهای اسب، مجبور به ارائهٔ استدلالهای انتزاعی و یا ارجاع به نظرات مرحوم ارسطو باشیم! الان برای پایان جنگ یک تفاهمنامهٔ امضاشده و رسمی موجود است. میتوان در بارهٔ آن، در حالی که سلاحها از غرش افتاده است نظر مردم را با یک همهپرسی ساده جویا شد. اگر حامیان تفاهمنامه "عدهای قلیل" بودند که گوی و میدان تمامش در اختیار شما! تا آنجا که میلتان میکشد بیهیچ بحث و جدلی به جنگ ادامه دهید! اما اگر مخالفان تفاهمنامه "عدهای قلیل" از کار درآمدند، در آن صورت برایتان مقدور و ممکن است که از جانب عموم مردم صحبت نکنید و به اندازهٔ تعدادتان مدعی باشید و اجازه دهید مملکت روی آسایش و آرامش به خود ببیند؟
رابعاً، با یک گشت و گذار در خیابانهای شهر و صحبت با مردم میتوان فهمید که حامیان پایان جنگ از قضا بیبرخوردارترین و دردمندترین اقشار این جامعهاند و از شدت فشار زندگی جانشان به لبشان رسیده است. حالا اینکه آقای نبویان از چه راهی برخورداری و بیدردی آنها را احراز کرده است قاعدتاً با نحوهٔ شمارش آنها که در نظرش عدهای قلیل آمدهاند، بیارتباط نیست!
خامساً، اگر آقای نبویان و دوستانش به جای متهم کردن مخالفان خود به برخورداری و بیدردی و تسلیمخواهی یک بار به طور روشن اعلام میکردند که چه نوع توافقی از نظر آنها "تسلیم" نیست و میتوان آن را پذیرفت، بخش بزرگی از مشکل حل میشد. اگر همین یک نکته را روشن کنند، حداقل مشخص میشود که این همه دعوا و جار و جنجال بر سر چه چیزی است!