فارن پالیسی: واشنگتن دیگر نمیتواند میناب را نادیده بگیرد
حمله به مدرسهای دخترانه در مینب و تداوم بمباران زیرساختهای غیرنظامی ایران، بار دیگر این پرسش را پیش کشیده که واشنگتن چگونه میتواند بدون پاسخگویی، هم از حقوق بشر سخن بگوید و هم اعتبار بینالمللی خود را حفظ کند.
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از فارن پالیسی، در نخستین روز جنگ دولت ترامپ علیه ایران، یک موشک به یک مدرسه ابتدایی دخترانه در مینب اصابت کرد و دستکم ۱۵۶ نفر را کشت، از جمله بیش از ۱۲۰ کودک. تحقیقات اولیه به این نتیجه رسیدند که ایالات متحده مسئول این حمله بوده است. اما هیچ تلاشی برای پاسخگویی صورت نگرفته و دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اتهامات مربوط به مسئولیت ایالات متحده و درخواستها برای تحقیقات بیشتر را بهسادگی رد کرده است.
در طول ۳۹ روز جنگ پس از بمباران مینب و پیش از آنکه آتشبسی در ۸ آوریل برقرار شود، ایالات متحده و اسرائیل به مراکز آموزشی، بیمارستانها، فضاهای عمومی تجمع، زیرساختهای حیاتی غیرنظامی و یک محوطه میراث جهانی یونسکو آسیب رساندند. وزارت بهداشت ایران گزارش داد که تا ماه ژوئن، نزدیک به ۳۵۰۰ نفر کشته و بیش از ۲۶ هزار نفر زخمی شدهاند. با شکسته شدن آتشبس، ایالات متحده بار دیگر به چندین سایت زیرساخت غیرنظامی در ایران حمله کرده است، از جمله پلها، مراکز درمانی، کارخانههای نمکزدایی آب، سامانههای فاضلاب و حتی مناطق مسکونی.
در نخستین روز جنگ دولت ترامپ علیه ایران، یک موشک به یک مدرسه ابتدایی دخترانه در مینب اصابت کرد و دستکم ۱۵۶ نفر را کشت، از جمله بیش از ۱۲۰ کودک. تحقیقات اولیه به این نتیجه رسیدند که ایالات متحده مسئول این حمله بوده است. اما هیچ تلاشی برای پاسخگویی صورت نگرفته و دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اتهامات مربوط به مسئولیت ایالات متحده و درخواستها برای تحقیقات بیشتر را بهسادگی رد کرده است.
در طول ۳۹ روز جنگ پس از بمباران مینب و پیش از آنکه آتشبسی در ۸ آوریل برقرار شود، ایالات متحده و اسرائیل به مراکز آموزشی، بیمارستانها، فضاهای عمومی تجمع، زیرساختهای حیاتی غیرنظامی و یک محوطه میراث جهانی یونسکو آسیب رساندند. وزارت بهداشت ایران گزارش داد که تا ماه ژوئن، نزدیک به ۳۵۰۰ نفر کشته و بیش از ۲۶ هزار نفر زخمی شدهاند. با شکسته شدن آتشبس، ایالات متحده بار دیگر به چندین سایت زیرساخت غیرنظامی در ایران حمله کرده است، از جمله پلها، مراکز درمانی، کارخانههای نمکزدایی آب، سامانههای فاضلاب و حتی مناطق مسکونی.
اکنون بیش از هر زمان دیگری ضروری است که قانونگذاران و شهروندان آمریکایی خواستار پاسخگویی در برابر جنایات جنگی احتمالی مانند بمباران مینب شوند تا اطمینان حاصل شود چنین تراژدیهایی دوباره تکرار نشوند. این همچنین تنها راهی است که واشنگتن میتواند بازسازی اعتبار خود را آغاز کند و حقوق بشر را در سیاست خارجیاش در اولویت قرار دهد.
ما بهعنوان دو مقام ارشد پیشین حوزه حقوق بشر در وزارت خارجه، تمام دوران حرفهای خود را صرف فشار بر دولتها در سراسر جهان کردیم تا حقوق شهروندان خود را رعایت کنند و کسانی را که این حقوق را نقض میکنند، پاسخگو سازند. جنگ ایران، همراه با مجموعهای از اقدامات دولت ترامپ ــ از حمله به قایقهای مظنون به قاچاق مواد مخدر گرفته تا خروج از شورای حقوق بشر سازمان ملل و حملات بیمبنا به دیوان کیفری بینالمللی ــ بهشدت اعتبار ایالات متحده را تضعیف کرده، متحدان آمریکا را از آن دور ساخته و نظام جهانی حقوق بشر را تضعیف کرده است. این هم لکهای اخلاقی بر پیشانی این کشور است و هم شکست راهبردی.
دولت، سرکوب مردم خودش از سوی جمهوری اسلامی را بهعنوان یکی از توجیههای متعددش برای این جنگ غیرقانونی در ایران مطرح کرده است. تردیدی نیست که کارنامه حقوق بشری دولت ایران باید محکوم شود، اما این کار با کشتن رهبران آن یا بمباران کودکان این کشور اصلاح نخواهد شد. مداخلات نظامی بدون تحریک قبلی، بهندرت آنگونه که وعده داده میشود پایان مییابند و بیشترین هزینههایشان بهطور نامتناسبی بر دوش آسیبپذیرترین افراد میافتد.
آنچه در مینب رخ داد، و آسیبهای غیرنظامیِ پس از آن، با توجه به بیاعتنایی آشکار رهبران آمریکا به هنجارهای جنگ و حاکمیت قانون، بهطرز غمانگیزی قابل پیشبینی بود. پیش از جنگ، پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، برنامههای ارتش برای کاهش آسیب به غیرنظامیان را از هم پاشید و شمار کارکنان فرماندهیهای رزمی در این حوزه را بیش از ۹۰ درصد کاهش داد. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نیز به همین منوال عمل کرد و اخراجهای گستردهای را در وزارت خارجه اجرا کرد و تخصص کلیدی میاندستگاهی را تضعیف نمود. وکلا از هر دو نهاد بهطور گستردهای رفتهاند، از جمله دادستانهای نظامی که معمولاً به فرماندهیهای رزمی و سربازان درباره قوانین جنگ مشاوره میدهند. در روزهای آغازین کارزار ایران، هگست از «قوانین احمقانه درگیری» انتقاد کرد؛ رئیسجمهور بارها به قوانین بینالمللی تمسخرآمیز نگریست؛ و وقتی زیر سوگند از فرمانده سنتکام پرسیده شد که آیا این فرماندهی، بهجز بمباران مینب، حوادث دیگری را که در آن غیرنظامیان در حملات آمریکا در ایران کشته شدهاند بررسی کرده یا نه، او گفت که چنین نکرده است.
فراتر از الزامات اخلاقی، دلایل ژئواستراتژیک هم وجود دارد که چرا باید حقوق بشر در مرکز سیاست خارجی قرار گیرد. وقتی ایالات متحده یک مدرسه را بمباران میکند و در برابر آن سکوت اختیار میکند، پیامدهای آن بسیار فراتر از ایران گسترش مییابد ــ و تصویر کلاسی ویرانشده در کنار رهبران بیاعتنا، اعتماد به ایالات متحده را بیش از هر تبلیغی از سوی دشمنانش فرسایش میدهد. متحدانی که بهطور تاریخی به ائتلافهای به رهبری آمریکا پیوستهاند، مانند فرانسه و اسپانیا، این جنگ را نقض حقوق بینالملل محکوم کرده و از مشارکت در تلاش نظامی خودداری کردهاند. در زمانی که برداشتها از ایالات متحده در سراسر جهان بهشدت رو به افول است ــ بهویژه در جنوب جهانی، جایی که جمعیتها، بازارها و نفوذ سیاسی در حال رشد هستند ــ فرسایش اقتدار اخلاقی آمریکا میتواند شمار بیشتری از دولتها را از واشنگتن دور کرده و بهسوی مسکو و پکن سوق دهد.
آن اعتبار آسیبدیده، و حس گستردهتر ترس و دلزدگی از سوی بقیه جهان، آمریکاییها را کمتر ایمن و کمتر مرفه میکند. کشتار غیرنظامیان شرایطی را پدید میآورد که در آن گروههای تروریستی ظهور میکنند، عضوگیری میکنند و رشد مییابند و تهدیدهای تازهای علیه امنیت آمریکا ایجاد میکنند؛ چیزی که شاید برجستهترین نمونهاش در این قرن، حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر و سپس ظهور داعش در عراق پس از حمله آمریکا در سال ۲۰۰۳ بوده است.
پرسش این است که پاسخگویی، فراتر از پایان دادن به این جنگ ناعادلانه، چه شکلی باید داشته باشد؟ برای کاهش جنایات جنگی احتمالی آینده و اطمینان از اینکه امنیت غیرنظامیان در اولویت قرار میگیرد، گامهای مشخص و ملموسی لازم است. برای نمونه، در ماه مارس، گروهی متشکل از ۱۲۱ دموکرات کنگره با استناد به «اعلامیه سیاسی درباره استفاده از سلاحهای انفجاری در مناطق پرجمعیت» ــ تعهدی که ایالات متحده در سال ۲۰۲۲ آن را تأیید کرده بود ــ در نامهای به هگست خواستار پاسخ درباره اقداماتی شدند که آمریکا برای جلوگیری از آسیب به غیرنظامیان و واکنش به آن انجام میدهد. اما یک ماه پس از ارسال نامه، قانونگذاران گفتند هگست از پاسخدادن به پرسشهای آنان خودداری کرده است.
در تلاشی جداگانه برای تحت فشار قرار دادن هگست، کمیته نیروهای مسلح سنا نسخهای از لایحه اختیارات دفاع ملی را تصویب کرد که بندی در آن، بودجه سفر هگست را تا زمان انتشار تحقیقات نظامی درباره مینب و دو پرونده آسیب به غیرنظامیان در یمن، علاوه بر انتشار کامل ویدیوهای حملات به قایقها در دریای کارائیب و شرق اقیانوس آرام، محدود میکند. این طرح با اختلاف اندکی در ۲۲ ژوئیه از مجلس نمایندگان گذشت، اما در سنا با آیندهای نامطمئن روبهرو است.
این آغاز خوبی است، اما بسیار بیشتر از این لازم است؛ از جمله یک تحقیق مستقل درباره مینب و هر گزارش معتبر دیگر از آسیب به غیرنظامیان ــ همراه با انتشار عمومی یافتهها ــ علاوه بر پرداخت خسارت به خانواده قربانیان و حمایت مالی برای بازسازی آنچه ایالات متحده ویران کرده است. افزون بر آن، برنامههای کاهش آسیب به غیرنظامیان که این دولت در وزارت خارجه و پنتاگون از میان برده است، باید فوراً دوباره نیروگیری شوند.
با توجه به رد صریح حقوق بینالملل از سوی دولت ترامپ و نیز دیگر موانع صلاحیتی، فشار مستمر کنگره و افکار عمومی مؤثرترین راه برای اطمینان از آن است که بمباران مینب و سایر موارد آسیب به غیرنظامیان بهدرستی و بهطور شفاف بررسی شوند. آمریکاییها میتوانند با تشویق نمایندگان خود به حفظ تمرکز بر مینب و حمایت از سازمانهای حقوق بشری که شواهد جمعآوری میکنند و تحقیقات مستقل خود را منتشر میکنند، این فشار را تقویت کنند. شهروندان عادی نیز قدرت دارند: برای نمونه، زمانی که کهنهسرباز جنگ ویتنام، رونالد ریدنهور، از دیگر سربازان درباره کشتار غیرنظامیان ویتنامی در مایلای شنید، شهادت آنان را گردآوری کرد و برای رئیسجمهور ریچارد نیکسون و بیش از ۲۰ عضو کنگره نوشت؛ اقدامی که به تحقیق رسمی درباره حادثهای انجامید که در غیر این صورت شاید دفن میشد.
ایالات متحده باید اشتباهات خود را بپذیرد و آنها را جبران کند. این استواری اخلاقی هنوز در دسترس است ــ، اما باید هم از سوی سیاستگذاران و هم از سوی افکار عمومی مطالبه شود. قرار دادن حقوق بشر در مرکز سیاست خارجی، سادهلوحی اخلاقی نیست؛ بلکه ضرورتی راهبردی است که به ایالات متحده کمک میکند از جنگهای غیرقانونی، غیرمجاز و غیرضروری دور بماند. واشنگتن برای مدت بسیار طولانی سیاست خارجیای مبتنی بر محوریت نظامی را در اولویت قرار داده و این رویکرد به آنچه میتواند به یک جنگ بیپایان دیگر در ایران تبدیل شود، انجامیده است ــ حتی با وجود اینکه اکثریت آمریکاییها معتقدند این جنگ «ارزش جنگیدن ندارد».