به مناسب درگذشت آیتالله شبیری زنجانی
بازخوانی یک نامه و اتهام و پاسخها
از روی هیجان و یا اطلاعات غلط ممکن است در هر مقطعی انسان موضعی بگیرد، ولی گذر زمان است که ثابت میکند آن حرفها چقدر درست یا اشتباه بوده است.
گذر زمان انسان را یاد وقایع و اتفاقات جالیی میاندازد. یکی از این اتفاقات را به مناسبت درگذشت آیتالله شبیری زنجانی به یاد آوردم. درگذشت این مرجع تقلید شیعه باعث شد تا یاد ماجرایی مربوط به تقریبا یک دهه قبل بیافتم. جایی که تصاویری منتشر شد که آیتالله شبیری زنجانی در مکانی، دیدار را با برخی چهرهها داشتهاند که شاخصترین آنها سید محمد خاتمی، سید محمد موسوی خوئینیها، عبدالله نوری، عبدالمجید معادیخواه و غلامحسین کرباسچی بودند.
بدنبال این نامه، محمد یزدی که در آن مقطع رئیس شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بود، نامهای سرگشاده خطاب به آیتالله شبیری زنجانی نوشت و در آن هم اتهاماتی را به حاضران در جلسه زد و هم گلایههایی را خطاب به آن مرجع تقلید مطرح کرد که چرا با آن افراد دیدار کرده است. او در نامهاش افراد حاضر در جمع را افرادی مسالهدار خطاب کرد که برای نظام و شخص رهبری احترامی قائل نیستند. و یا در بخش دیگری نوشته بود: « چگونه میشود، حضرتعالی که فرصتی برای ملاقات با هیات رئیسه مجمع عمومی اساتید را ندارید، فرصت میکنید در منزل آقایی در تهران حاضر شوید و با این آقایان ملاقات داشته باشید!.»
بیانیهای خطاب به یزدی
پس از آن نامه بود که واکنشهایی صورت گرفت. برای مثال مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، بیانیهای بلند را صادر کرد که در دو بخش آن اینگونه نوشته شده بود: « کسانی که در این نامه به عنوان افراد مسئلهدار مطرح شدهاند، شخصیتهای برجستهای هستند که نه تنها نقش فراوانی در جریان انقلاب داشتهاند و از یاران نزدیک حضرت امام ره بودهاند، بلکه سابقه درخشان خدمت در مناصب مهم داشتهاند.» و یا « شگفتا از این که کسانی از مقام والای مرجعیت خرده میگیرند که نه سابقه برجسته علمی چندانی دارند و نه در آزمون افکار عمومی سربلند بیرون آمدهاند و نه از پایگاه اجتماعی در خوری برخوردارند.»
روایت دیدار از زبان کرباسچی
و یا غلامحسین کرباسچی در مصاحبهای که با ایرنا انجام داد، ماجرای آن دیدار را کامل توضیح داد. او میگفت: «ضربالمثلی داریم که میگوید، مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسد. آقایانی که نامه نوشتند و واکنش نشان دادند، اصلاً نپرسیدند موضوع چه بوده است و در تاریکی یک حرکتی انجام دادند. جمعی از شاگردان آیتالله العظمی شبیری که مسئولیت اجرایی داشتند، مباحث فقهی و تفسیری خود را مثل بقیه آقایان که هر چند وقت یک بار خدمت ایشان یا در گذشته خدمت آیتالله منتظری یا سایر اساتید میرسیدند، مطرح کردند. برخی اوقات طلبهها در بحثها به یکسری بنبستهایی میرسند و در این موارد از مرجع بزرگتری که ممکن است در این زمینه صاحبنظر باشد، سؤال میکنند. ما هم در این جلسات گاهی تک یا چند نفره یا برخی مواقع همگی خدمت آیتالله العظمی شبیری میرسیدیم. آیتالله شبیری به مناسبتی در تهران بودند. آقای نوری جمعی از شاگردان قدیم و علاقهمندان آیتالله شبیری از جمله آقای خاتمی را به شام دعوت کرد. ما همه که سالها قبل شاگردان ایشان بودیم، حضور داشتیم. این جلسه برای بار دوم یا سوم بود که در این سالها تکرار میشد.»
او همچنین میگوید: « آیتالله شبیری اصلاً اهل بحث سیاسی نیست و در این جلسه هم بحث سیاسی و تشکیلاتی مطرح نشد بلکه در مورد یکسری مسائل علمی بحث شد. افرادی که این مرجع تقلید را میشناسند، میدانند مصاحبت با آیتالله شبیری زنجانی به دلیل خوش صحبت بودن و داشتن اطلاعات گسترده در علم رجال، تاریخ و سایر مباحث، چقدر لذتبخش است.وی بیان کرد: نباید نسبت به افرادی که با آنها مخالفت سیاسی داریم، چنین جنجالی به راه بیندازیم و معرکهگیری کنیم. این همه معضلات و گرفتاریهای مختلف اقتصادی، سیاسی، داخلی و خارجی در کشور داریم نباید ذهن جامعه را به سمتی ببریم که در جلسه آقای خاتمی یا دیگران با آیتالله شبیری چه گذشته است. برخی مواقع حساسیتهایی در آقایان ایجاد میشود که معلوم نیست علت این ناراحتی دقیقاً چه بوده است. چه قبول داشته یا نداشته باشیم، یکی از ویژگیهای علما و مراجع شیعه این است که در خانههایشان به روی همه باز است و مردم میتوانند آنجا رفت و آمد داشته باشند. اخلاق علمای شیعه این نیست که با افراد برخورد سیاسی کنند. وی افزود: آن وقت مسألهای به این سادگی را تبدیل به سوژهای برای بیگانگان و رادیوها و انواع تحلیلهای آنچنانی میکنیم.»
تاریخ ثابت میکند
قصد از نوشتن و بازخوانی این موضوع، ایجاد محکمه برای رفتهای از جمع نیست. هم شیخ محمد یزدی و هم آیتالله شبیری زنجانی دیگر در بین ما نیستند. سخن این است که از روی هیجان و یا اطلاعات غلط ممکن است در هر مقطعی انسان موضعی بگیرد، ولی گذر زمان است که ثابت میکند آن حرفها چقدر درست یا اشتباه بوده است. نمونهاش هم همان جملهای که شیخ محمد یزدی درباره حاضران در آن جمع به کار برده بود. «برخی افراد مسئلهدار که برای نظام جمهوری اسلامی و مقام معظم رهبری احترامی قائل نیستند.»
گذر زمان ثابت کرد که چه کسانی مصداق این قضاوتند و چگونه مشت بسیاری از افراد مورد علاقه وتایید مرحوم یزدی باز شد.