از نقد قلعهنویی تا ارور ۴۰۴؛
چرا فوتبال ۳۶۰ از دسترس خارج شد؟
هیچ تیم ملی در دنیا مصون از نقد نیست. از قهرمان جهان گرفته تا تیمهای در حال توسعه، همه زیر ذرهبین رسانهها قرار دارند. تفاوت فوتبال حرفهای با فوتبال بسته، در همین پذیرش نقد است
در فوتبال، نقد یک تهدید نیست؛ بخشی از فرآیند پیشرفت است. اگر قرار باشد همه درباره تیم ملی تنها از موفقیتها سخن بگویند و هیچکس اجازه نداشته باشد از ضعفها حرف بزند، دیگر چیزی به نام تحلیل، رسانه و روزنامهنگاری ورزشی معنا نخواهد داشت.
روزهای اخیر اما اتفاقی رخ داد که نگاه بسیاری از اهالی رسانه را به خود جلب کرد. امیر قلعهنویی، سرمربی تیم ملی، در بخشی از صحبتهایش با انتقاد از برخی رسانهها و کارشناسان، تأکید کرد که نباید به آنها تریبون داده شود. مدت کوتاهی بعد، وبسایت فوتبال ۳۶۰ که طی ماههای گذشته از منتقدان جدی عملکرد فنی تیم ملی و کادر فنی بود، از دسترس خارج شد.
این همزمانی، فارغ از اینکه میان این دو رویداد ارتباطی وجود داشته باشد یا نه، یک سؤال مهم را مطرح کرده است؛ آیا فضای نقد در فوتبال ایران روزبهروز محدودتر میشود؟
پاسخ این سؤال فقط به فوتبال ۳۶۰ مربوط نیست. موضوع اصلی، آینده رسانههایی است که وظیفهشان تحلیل، بررسی و حتی نقد تصمیمات فنی است. رسانهای که امروز درباره تیم ملی مینویسد، فردا ممکن است عملکرد باشگاهها، فدراسیون یا هر نهاد دیگری را نقد کند. اگر نقد هزینه داشته باشد، استقلال رسانهای نیز زیر سؤال خواهد رفت.
اما شاید مهمتر از همه، سرنوشت نیروهای انسانی این مجموعه باشد. فوتبال ۳۶۰ فقط یک نام یا یک وبسایت نیست؛ پشت این رسانه، جمع بزرگی از خبرنگاران، نویسندگان، دبیران، گرافیستها، تصویربرداران، تدوینگران، برنامهسازان و نیروهای فنی فعالیت میکنند؛ مجموعهای که گفته میشود بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم با آن همکاری دارند.
اگر فعالیت چنین رسانهای متوقف یا محدود شود، نخستین کسانی که آسیب میبینند نه مدیران، بلکه همین نیروهای رسانهای هستند؛ خبرنگارانی که سالها برای تولید محتوا، گزارش، مصاحبه و تحلیل تلاش کردهاند و امروز امنیت شغلی آنها در هالهای از ابهام قرار میگیرد.
فوتبال ایران در سالهای گذشته بارها نشان داده که از دل نقدهای کارشناسی، مسیر اصلاح را پیدا کرده است. بسیاری از تصمیمهای اشتباه، ضعفهای مدیریتی و حتی مشکلات فنی تیمها، نخستین بار توسط رسانهها مطرح شده و بعد از آن مورد توجه مسئولان قرار گرفته است. اگر رسانهها تنها وظیفه تعریف و تمجید داشته باشند، دیگر چه کسی قرار است درباره اشتباهات سؤال بپرسد؟
هیچ تیم ملی در دنیا مصون از نقد نیست. از قهرمان جهان گرفته تا تیمهای در حال توسعه، همه زیر ذرهبین رسانهها قرار دارند. تفاوت فوتبال حرفهای با فوتبال بسته، در همین پذیرش نقد است؛ نقدی که اگر منصفانه، مستند و فنی باشد، نه دشمنی است و نه تخریب، بلکه سرمایهای برای پیشرفت محسوب میشود.
امروز افکار عمومی بیش از هر چیز منتظر شفافسازی درباره علت از دسترس خارج شدن فوتبال ۳۶۰ است. اگر این اتفاق صرفاً یک مشکل فنی بوده، اطلاعرسانی شفاف میتواند به پایان گمانهزنیها کمک کند. اما اگر دلایل دیگری در میان باشد، جامعه رسانهای حق دارد بداند مرز نقد و محدودیت دقیقاً کجاست.
در نهایت، تیم ملی متعلق به همه مردم ایران است؛ همانقدر که باید از موفقیتهایش خوشحال شد، باید اجازه داد ضعفهایش نیز با صدای بلند و در فضایی حرفهای مطرح شود. فوتبالی که فقط صدای تشویق را بشنود، دیر یا زود از شنیدن حقیقت محروم خواهد شد؛ و این، نه به سود تیم ملی است، نه به سود فوتبال ایران و نه به سود مردمی که حق دارند همه روایتها را بشنوند.