| کد مطلب: ۵۶۳۱۱

فلج اخلاقی جامعه

هر قطره آبی که اسراف می‌شود، هر ذره آلاینده‌ای که به هوا می‌رود و هر سکوتی که در برابر ناراستی شکسته نمی‌شود، حلقه‌ای به زنجیره‌ای می‌افزاید که درنهایت گردن همه را می‌فشارد.

فلج اخلاقی جامعه

«هیچ‌کس کاری نمی‌کند، چرا من باید کاری کنم؟ اصلاً کار من یک‌نفر چه تاثیری دارد؟» چرا اکثراً همین را می‌گوییم؟ چرا اکثراً به تاثیر کاهش روزانه یک‌لیتر آب به‌عنوان یک راهکار یا اقدامی قابل‌توجه در بحران کم‌آبی، اهمیت نمی‌دهیم؟ چرا اکثراً به تاثیر استفاده کمتر از وسیله شخصی در کاهش آلودگی هوا اهمیت نمی‌دهیم؟ چرا اکثراً فکر می‌کنیم اعتراض ما یک‌نفر به اقدامات سوء‌حکمرانی، کاری از پیش نمی‌برد؛ پس سکوت کنیم؟

این پرسش به‌ظاهر منطقی ریشه در درک نادرست رابطه «کنش فردی» و «سرنوشت جمعی» دارد. این ابهام درنهایت برای اکثر افراد، به بی‌عملی در برابر بحران‌ها می‌رسد (فلج اخلاقی) و جامعه را به‌سمت پرتگاه سوق می‌دهد.  این نگرش که «کار من یک‌نفر چه تاثیری دارد»، بر پایه یک محاسبه ناقص و کوته‌بینانه استوار است. فرد، تاثیر تدریجی عمل خویش در ابعاد اجتماعی را نمی‌بیند و درنتیجه، آن را ناچیز و بی‌معنا می‌پندارد.

درست است، اگر نتیجه را نقطه‌ای و آنی ببینیم، وقتی کسی یک روز از وسیله نقلیه شخصی خود استفاده نمی‌کند، هوا پاکیزه نمی‌شود. وقتی یک‌لیتر آب کمتر مصرف می‌کند، بحران آب حل نمی‌شود و وقتی یک‌نفر اعتراض خود را بیان می‌کند، دیوارهای ستم فرونمی‌ریزد. اما عدم‌انجام و اقدام فردی، به‌بهانه عدم‌تاثیر یک‌عضو بر مجموعه، دیدگاه مغلوبی است که از «اثر تجمعی» غافل است. بحران‌های اجتماعی، دقیقاً حاصل جمع جبری همین انتخاب‌های به‌ظاهر کوچک و بی‌اهمیت هزاران فرد است.

هر قطره آبی که اسراف می‌شود، هر ذره آلاینده‌ای که به هوا می‌رود و هر سکوتی که در برابر ناراستی شکسته نمی‌شود، حلقه‌ای به زنجیره‌ای می‌افزاید که درنهایت گردن همه را می‌فشارد.  البته رسیدن به احساس بی‌تاثیری و متعاقب آن بی‌عملی، به‌غیر از برآورد اشتباه در نتیجه، عوامل روانشناختی و اجتماعی دیگری هم دارد.

در طول تاریخ ایران، ساختار حکومت بسیار متمرکز بوده و تصمیم‌گیری‌های کلان در پایتخت انجام می‌شده است. این رویکرد به‌تدریج این باور را در مردم ایجاد کرده که «امور کشور، امری دولتی است» و شهروندان نقش چندانی در مدیریت کلان ندارند. ازطرفی، حکومت‌های اقتدارگرا همواره شکل‌گیری و فعالیت نهادهای مردمی و اتحادیه‌های مستقل را محدود کرده‌اند. وقتی مردم به‌صورت پراکنده و فردی عمل می‌کنند، بسیاری تنها خود را در شرایط اقدام می‌بینند و عمل فردی را بی‌تاثیر تشخیص می‌دهند.

برخی نیز از پس تلاش‌هایی چند و شکیبایی ناکافی، به احساس درماندگی و این باور می‌رسند که اقدامات فردی آن‌ها تاثیری در تغییر وضعیت ندارد. برخی نیز امیدوارند، دیگران هزینه‌های اقدام جمعی را بپردازند و آنها از منافع آن سود ببرند. برخی منتظر دستی از غیب هستند که نجات‌شان دهد و برخی منتظر منجیان خارجی. ضرورت اقدامات فردی براساس دو دیدگاه اخلاقی فایده‌گرایی و وظیفه‌گرایی نیز قابل بررسی است.

از منظر فایده‌گرایی که سودمندی یک عمل را براساس نتیجه‌اش می‌سنجد، کنش فردی در بستر یک محاسبه کل‌نگرانه، دارای ارزش بسیاری است. اگر یک‌میلیون نفر، روزانه یک‌لیتر آب کمتر مصرف کنند، ماهانه 30 میلیون لیتر صرفه‌جویی حاصل می‌شود. همین منطق درباره کاهش استفاده از خودرو نیز صادق است. حذف حتی یک‌خودرو از چرخه تردد، سالانه چند تُن دی‌اکسیدکربن کمتر وارد هوا می‌کند.  ازسوی‌دیگر، براساس وظیفه‌گرایی ـ که فارغ از نتایج و پیامدها، بر خودِ فعل تمرکز می‌کند ـ انجام کار درست، یک «تکلیف اخلاقی» است.

براساس این دیدگاه، فرد باید چنان عمل کند که گویی قاعده عمل او می‌تواند به قانونی جهانی بدل شود. اگر همه به این نتیجه برسند که چون دیگران کاری نمی‌کنند، من نیز نباید کاری کنم، آنگاه هیچ اقدامی هرگز صورت نخواهد گرفت و جامعه به ورطه نابودی کشیده خواهد شد. بنابراین عمل‌کردن به تکلیف اخلاقی ـ حتی اگر دیگران عمل نکنند ـ نه‌تنها معنادار، که ستودنی است.

سکوت در برابر بی‌عدالتی، حتی اگر صدای ما تنها باشد، از منظر وظیفه‌گرایی، نقض آشکار مسئولیت اخلاقی است. درستکاری، پاسداری از محیط‌زیست و دفاع از حق، ذاتیِ شأن انسانی است و مشروط به عملکرد دیگران نیست. اقدامات فردی دارای ارزش‌های اجتماعی و روانشناختی عمیقی هستند. هر عمل ـ هرچند کوچک ـ مانند سنگی است که در برکه جامعه می‌افتد و امواجی ایجاد می‌کند.

تاثیر واقعی عمل ما، «الگوسازی» و «ایجاد هنجار» است. وقتی ما رفتاری مسئولانه از خود نشان می‌دهیم، بر اطرافیانمان تاثیر می‌گذاریم و به‌تدریج هنجارهای اجتماعی را تغییر می‌دهیم. این تغییر هنجارهاست که درنهایت زمینه را برای تحولات نهادی و سیاستی بزرگ‌تر فراهم می‌کند.

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

دیدگاه

ویژه فرهنگ
پربازدیدترین