مردم امید ندارند، اما همبستگی دارند
امیرمحمود حریرچی جامعهشناس:
امیرمحمود حریرچی جامعهشناس:
10 سال از انتخابات 1392 و پیروزی حسن روحانی میگذرد؛ انتخاباتی که کمتر کسی باور داشت پس از حوادث 88 و ناامیدی سیاسی پیش آمده، شاهد مشارکت قابل توجه در آن باشد. گذر زمان اما تجربیات جدیدی برای مردم ما در پی داشته است و در نهایت از آن امید ایجادشده که مردم را بهدنبال تعیین سرنوشت پای صندوق رای آورده بود، به نظر میرسد چندان خبری نیست. چنانچه آخرین تجربه این حضور در سال 1400 با کمترین میزان مشارکت همراه بوده است. درباره چرایی این ناامیدی و بیتفاوتی که جامعه ما طی سالهای اخیر با آن دستوپنجه نرم میکند، گفتوگویی با امیرمحمود حریرچی، جامعهشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی داشتهایم که در ادامه میآید:
سال 92، با وجود گسستی که بعد از اعتراضات سال 88 در جامعه ایجاد شده بود، اتفاق عجیبی رخ داد و مردم از انتخابات استقبال کردند، هرچند که با ردصلاحیت آقای هاشمی، به نظر میرسید باز هم فضای ناامیدی در جامعه ایجاد شود، اما آن اتفاق رخ نداد. دلیل اینکه با وجود آن گسست باز هم از انتخابات استقبال شد و مردم در آن مقطع امیدوار بودند، چه بود؟
مردم ما همیشه امیدوار هستند و اینگونه نیست که فکر کنید فقط پای صندوق رای امیدوار میشوند. در ایران نیز مانند تمام دنیا وقتی که مردم حضور گستردهتری پای صندوقهای رای دارند، یعنی هنوز به دموکراسی امید دارند که از این طریق ممکن است اتفاقی بیفتد. مردم ما مردم خشمگینی نیستند، ممکن است خشونت اجتماعی داشته باشیم، اما در مجموع یک همبستگی بین مردم ما همیشه بوده و با تمام تلاشهایی که شد تا این همبستگی را به اشکال مختلف از بین ببرند، اما همبستگی بین مردم از بین نرفته است. الان گروهی میخواهند مردم را به اشکال گوناگون مقابل همدیگر قرار دهند، اما این اتفاق رخ نخواهد داد. ما با تاریخ کهنی که داریم، در مقابل خیلی از قلدرها ایستادهایم. متاسفانه از حضور آنهایی که در انتخابات سالهای مختلف آمدند و پای صندوق رفتند، قدردانی نشد و این اتفاق ادامه پیدا کرد تا رسیدیم به سال 1400 که کمترین مشارکت مردم رخ داد و حتی تعداد آراء باطله از تعداد آراء کسانی که با ادعای بالا کاندیدا شدند، بیشتر بود. بخشی از مردم با آراء باطله شرکت کردند که بگویند ما هستیم، اما بدانید که آنچه را که شما میگویید مورد قبول ما نیست و این کاندیداهایی که حضور دارند و تایید صلاحیت شدهاند را قبول نداریم. ما فرهنگ صلحدوستی، همبستگی و کنار هم بودن را داریم و به آن افتخار میکنیم و همین باعث میشود وقتی اعتمادی به وجود بیاید، مردم به این نتیجه برسند که پای صندوق رای بیایند و از این طریق حرف اول و آخر را بزنند. اما به مرور زمان این احساس در مردم از بین رفت و به جایی رسیدیم که دارید میبینید.
در سال 92 همبستگی خوبی به وجود آمده بود. با توجه به یکدستی ساختار سیاسی و اعتراضات سال گذشته، آیا امکان دارد جامعه یکبار دیگر از نظر همبستگی به فضای 92 بازگردد؟
مشکل این است که گوش شنوایی در کار نیست. همین دولت و مجلس فعلی را در نظر بگیرید که اسم انقلابی روی آن گذاشتهاند. انقلابی بودن برای مردم ما یعنی قرار داشتن در پاکترین شرایط و آدمهای لایق و کسانی که خود را در خدمت مردم بدانند و در رأس قانونگذاری، اجرا و قضاوت باشند. یک وضعیتی پیش بیاید که احساس کنند هنوز هم میتوانند با همبستگی و حضور پای صندوق رای آدمهایی را انتخاب کنند که شایسته هستند و خود را در خدمت مردم بدانند، اما الان در این رابطه فقط مانور و شعار میدهند. به شکلهای مختلفی ثابت شده است که در بین مردم یکپارچگی وجود دارد. الان این همه قوانین روی زمینمانده داریم، چه آنهایی که مصوب شده و در زمان خود مترقی بوده و اجرا نشده؛ برای مثال منشور حقوق شهروندی که آقای روحانی قولش را داد اما رها شد. مسئله این است که آنچه امروز موجب عدم حضور مردم در پای صندوق رای شده ناکارآمدیها و رها شدن کارهاست. همین حالا چرا باید انتخابات بعدی مشارکت بهتری را به همراه آورد، وقتی عملکرد افراد ضعیف است. وضعیت را ببینید که چگونه شده و چه وزرایی را انتخاب کردهاند. خودشان فکر کردند یکدستی میکنند و مردم را میتوانند همراه کنند، اما چگونه؟ با کدام عملکرد؟ با این وضعیت تورم، معیشت و آمار فقری که خودشان مطرح میکنند؟! بهعبارتی ساختار سیاسی نتوانست این را نشان دهد که توانایی بهبود وضعیت را برای مردم دارد و حتی به این سمت هم حرکت نکرده است که به مردم نشان دهد درصدد است از طریق مردمسالاری قدرت را به مردم منتقل کند. مردم با وجود اینکه امیدی به نیروهای حاکم ندارند، اما همبستگیشان را حفظ کردهاند. یعنی اگر به این نتیجه برسند که از همین صندوقهای رای میتوانند تغییری را رقم بزنند، به سراغ آن در کنار هم میروند و اگر هم ناامید باشند، همان چیزی که پیشتر اتفاق افتاد، دوباره رقم میزنند. الان مردم علاوه بر بحثهای یکسال گذشته میگویند با این همه ثروت در جامعه زندگی میکنیم پس چرا باید وضعیتمان تا این حد فلاکتبار باشد؟ با این حال، دوباره تاکید میکنم؛ مردم در اوج ناامیدی در کنار هم هستند.
این گسست و دور شدن از صندوق رای که در سال 1400 دیده شد، اگر درمان نشود در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد؟
این گسست ایجادشده از نوع سیاسی نیست، گسست طبقاتی است. الان قشر متوسط تقریباً از بین رفته است. در قله طبقات از نظر شیوه زندگی و وضعیت اقتصادی، مسئولان و آقازادهها هستند؛ مردم را تحقیر میکنند، هم از نظر شیوه زندگی و روش زندگی خودشان و هم عدم پاسخگویی. وضعیت بهگونهای است که مردم تحقیر شدهاند و تحقیر مردم تا جایی امکان دارد. الان وضعیت بهگونهای است که بسیاری از نیروهای مخلصی که میشناسیم در جریانهای مختلف کنار مردم هستند. مردم تا یک جایی پتانسیل دارند که مقاومت کنند، بهنوعی صورت خود را با سیلی سرخ نگه میدارند، اما اگر احساس کنند مقاومتشان موجب سوءاستفاده عاملان میشود، ممکن است هر واکنشی بروز دهند.