| کد مطلب: ۵۶۶۱۳

نشانه‌ای از اعتمادبه‌نفس نیست/ درباره حلقه مفقوده حکمرانی که مانع از تصمیم‌گیری روشن می‌شود

بخش عمده‌ای از معضلات و مشکلات امروز گریبانگیر جامعه و ساختار حاکمیتی، برآمده و ملهم و معطوف به فقدان شجاعت و جسارت در تصمیم‌گیری‌های بهنگام و سنجیده در بزنگاه‌های حساس و کلیدی است. اکنون و تا هر زمان دیگری اگر بازنگری جدی در رویکردهای مجموعه تصمیم‌گیری و برونداد پروسه تکوینی قوه عاقله حکمرانی، جامه عمل نپوشد؛ نمی‌توان تغییر وضعیت و حل‌وفصل ابرچالش‌های مبتلابه جامعه و ساختار حاکمیتی را انتظار داشت.

نشانه‌ای از اعتمادبه‌نفس نیست/ درباره حلقه مفقوده حکمرانی که مانع از تصمیم‌گیری روشن می‌شود

نیکولو ماکیاوللی، اندیشمند و فیلسوف سیاسی شهیر ایتالیایی، معتقد بود که مهمترین و کلیدی‌ترین مؤلفه موفقیت یک سیاستمدار در همه عرصه‌های زیست و کنش سیاسی در همه ازمنه و اعصار، بهره‌مندی از فاکتور «شجاعت» و جسارت در تصمیم‌گیری و اعمال نظرات است.

در طول چند سال اخیر که مشکلات و معضلات عدیده در عرصه‌ها و زمینه‌های مختلف معطوف و مرتبط با ساختار حکمرانی رخ نمایانده و کشور در حوزه‌های متنوع سپهر عمومی با ابربحران‌های پربسامدی دست به گریبان شده است، می‌توان نشانه‌های بارزی از نادیده گرفتن آن گفتار ماکیاوللی را در سطوح تصمیم‌گیری، ملاحظه و مشاهده کرد که در پیامد خود منجر به فقدان اعتمادبه‌نفس نیز در اضلاع و اجزای حکمرانی شده و در نهایت با انباشت مزمن مسائل حل‌نشده، مواجه شده‌ایم و شرایط کشور به وضعیت کنونی رهنمون گشته است.

مرور تصمیمات و عملکردها در برهه‌های مختلف و مقاطع متفاوت، دستمایه خوبی در این زمینه به ما ارائه می‌کند. بیش از دو دهه است که مسئله قیمت حامل‌های انرژی و به‌خصوص بنزین، روی میز مسئولان کشور در دولت‌های مختلف بوده و هیچ کارشناس و متخصصی نیست که اذعان و تصریح نداشته باشد که ادامه این وضعیت با مختصاتی چون مصرف بی‌رویه و قاچاق سوخت و هدررفت منابع و سرمایه ملی و مشکلات پیامدی دیگر، ممکن و میسر نیست.

اما واکنش ساختار حکمرانی برای حل‌وفصل این معضل اساسی در ادوار مختلف چه بوده است؟ در اوایل دهه ٨٠، مجلس هفتم در یک اقدام پوپولیستی و در راستای جلب رضایت و حُسن نظر مردم نسبت به خود، جلوی اصلاح تدریجی و گام‌به‌گام قیمت بنزین را گرفت. در دولت‌های احمدی‌نژاد و روحانی نیز، اصلاح قیمتی یک‌سویه و ناگهانی و بدون بسترسازی لازم و ترسیم یک نقشه‌راه جامع و آگاهی‌بخشی انجام شد و همین عدم توجه به پیوست‌های لازم، اصلاح قیمتی را ناکارآمد و بدون اثرگذاری پایدار کرد و در سال۱۳۹۸ آن تبعات هنگفت اجتماعی را رقم زد.

عدم شجاعت و فقدان اعتمادبه‌نفس در تصمیم‌گیری بهنگام و سنجیده، شش سال دیگر ماجرا را به درازا کشاند و اکنون پس از حدس و گمانه‌زنی‌های بسیار، دولت چهاردهم طرح تازه‌ای در این زمینه ارائه کرده است که اگرچه به سیاق دولت‌های قبلی دفعی و ناگهانی نیست؛ اما به نظر هم نمی‌رسد، حداقل در کوتاه‌مدت و میان‌مدت بتواند این معضل اساسی را در مسیر اداره و رتق‌وفتق بهینه امور کشور حل‌و‌فصل کند و باز هم از همان فقدان شجاعت و اعتمادبه‌نفس در حل‌وفصل مسائل کلان مبتلا به کشور رنج می‌بریم.

در حوزه سیاست خارجی نیز چه بپسندیم و چه نپسندیم، ارتباط وثیق و ارگانیک و فراتر از دیگر نقاط جهان با عرصه‌های مختلف و متکثر زیست اجتماعی و اقتصادی و شئون متعدد زندگی مردم یافته است؛ از همین موضوع فقدان جسارت در تصمیم‌گیری و اعتمادبه‌نفس رنج می‌بریم و دچار سردرگمی هستیم و یک استراتژی مشخص و جامع در این زمینه نداریم و تکلیف خودمان را نمی‌دانیم.

اگر قرار است، در مسیر منازعه و مواجهه سخت و نرم با دشمن خارجی گام برداریم، لازمه‌اش یک استراتژی است و اگر قرار است که مسیر تعامل و کاهش تنش را بپیماییم، می‌بایست به نحوی دیگر فکر و عمل کنیم و نقشه متفاوتی طراحی کنیم. اگر جسارت و شجاعت در تصمیم‌گیری برای حل‌وفصل مسائل کلان و راهبردی در سیاست خارجی را ضمیمه و چاشنی عملکردهای خود قرار دهیم؛ در هر دو وجهه تقابلی یا تعاملی، به طور قطع به یقین، نتایج متفاوتی از وضعیت امروز را شاهد هستیم و می‌توانیم به حل‌وفصل مسائل و این کلاف سردرگم رهنمون شویم.

حتی طرف‌های مقابل اعم از دوست و دشمن ما نیز آن‌گاه تکلیف خودشان را می‌دانند که در مواجهه با ایران در هر دو سناریوی متفاوت چگونه عمل کنند و چه مساعدت یا مزاحمتی را در دستور کار قرار دهند. نتیجه‌اش آنکه مثلاً روسیه و چین که ۱۵سال پیش علیه ما در تصویب قطعنامه شورای امنیت رای دادند، اگر پالس محکم و قاطعی از داخل دریافت می‌کردند، به دیگر نحو عمل می‌کردند، یا در ماجرای برجام هیچ‌گاه این پروسه طی نمی‌شد و از همان بدو کار طرف آمریکایی می‌فهمید قرار بر مشارکت و همکاری است یا ادامه وضعیت تخاصمی و همین است در مورد تروئیکای اروپایی که در برجام ماند اما هیچ‌گاه شریک فعال و مشارکت‌جو نبود و در نهایت هم به اسنپ‌بک متوسل شد.

اشاره به این نکات، البته نافی غرایز و اهداف یا حُسن‌نیت و بغض و کینه طرف‌های خارجی نیست؛ بلکه بیانگر این واقعیت است که ما در طول سالیان متمادی در هاله‌ای از ابهام طی طریق کرده‌ایم و از آن انسجام و قاطعیت لازم در تصمیم‌گیری‌های راهبردی فاصله گرفته‌ایم و به نحو استخوان لای زخم، کار را پیش برده‌ایم و مسائل را موقتی رفع‌و‌رجوع کرده‌ایم و اکنون در چنین وضعیتی قرار داریم.

در مسائل فرهنگی و اجتماعی نیز، فقدان جسارت و اعتمادبه‌نفس در تصمیم‌گیری‌های بهنگام و سنجیده در طول سالیان متمادی به انباشت مسائل انجامیده است و حل‌وفصل موضوعات را مترتب با هزینه‌های فراوان و اصطکاک‌های هزینه‌ساز و نالازم کرده است. نکاتی که می‌‌شود در بستری متوازن و تأملی با سطوح مختلف و متکثر جامعه در قالب سازوکارهای درون‌ساختاری و عرفی جامعه حل‌وفصل کرد؛ با دخالت‌های نابجا و فقدان شجاعت در عدم دخالت و واگذاری آن به متن و بطن جامعه، به مسائلی بغرنج و گاه ابربحران‌های سیاسی و اجتماعی تبدیل می‌کنیم. حال آنکه اگر اعتمادبه‌نفس لازم را داشته باشیم و هر چیزی را به مثابه تهدید ماهیتی نبینیم، مسائل بسیار ساده‌تر از این حرف‌ها قابل‌حل هستند.

مخلص کلام آنکه بخش عمده‌ای از معضلات و مشکلات امروز گریبانگیر جامعه و ساختار حاکمیتی، برآمده و ملهم و معطوف به فقدان شجاعت و جسارت در تصمیم‌گیری‌های بهنگام و سنجیده در بزنگاه‌های حساس و کلیدی است. اکنون و تا هر زمان دیگری اگر بازنگری جدی در رویکردهای مجموعه تصمیم‌گیری و برونداد پروسه تکوینی قوه عاقله حکمرانی، جامه عمل نپوشد؛ نمی‌توان تغییر وضعیت و حل‌وفصل ابرچالش‌های مبتلابه جامعه و ساختار حاکمیتی را انتظار داشت.

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه تیتر یک
پربازدیدترین
آخرین اخبار