راه پایان جنگ اوکراین
در هفتههای اخیر، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با برگزاری نشستهایی با ولادیمیر پوتین و رهبران غربی، توانایی خود را برای ایجاد گفتوگو جهت پایان دادن به جنگ اوکراین به نمایش گذاشته است.

در هفتههای اخیر، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با برگزاری نشستهایی با ولادیمیر پوتین و رهبران غربی، توانایی خود را برای ایجاد گفتوگو جهت پایان دادن به جنگ اوکراین به نمایش گذاشته است. با این حال، این تشریفات دیپلماتیک نمیتواند این واقعیت را پنهان کند که ترامپ هنوز به یک توافق صلح پایدار دست نیافته و سرخوردگی او از پوتین در حال افزایش است. برای دستیابی به چنین پیروزی استراتژیکی، ترامپ به اهرم فشار بسیار بیشتری نیاز دارد؛ اهرمی که میتواند با اعمال تحریمهای ثانویه جامع بر صادرات نفت روسیه ایجاد شود.
اقتصاد روسیه تحت فشار شدید هزینههای جنگ و تحریمهای غرب قرار گرفته و در وضعیت جنگی به سر میبرد. تورم در سطح 8/8 درصد و نرخ بهره ۱۸ درصد باقی مانده است. دولت برای جبران کسری بودجه، به طور مداوم در حال برداشت از صندوق رفاه ملی است؛ بهطوریکه اقتصاددانان هشدار میدهند موجودی این صندوق تا سال ۲۰۲۶ به پایان خواهد رسید. تا ماه ژوئن، داراییهای نقدشونده این صندوق به ۳۶ میلیارد دلار کاهش یافته که کمترین میزان در پنج سال گذشته است. صادرات انرژی، بهویژه نفت، شاهرگ حیاتی اقتصاد مسکو باقی مانده و پوتین مطلقاً توانایی از دست دادن این درآمد را ندارد.
اگرچه حدود ۴۰ درصد از داراییهای صندوق رفاه ملی به شکل طلاست و افزایش قیمت جهانی آن به نفع روسیه بوده، اما ذخایر طلای این کشور نیز محدود است. گزارشها نشان میدهد که روسیه تنها 139/5 متریک تن طلا در اختیار دارد که نسبت به بیش از ۴۰۰ متریک تن پیش از تهاجم به اوکراین، کاهشی چشمگیر است. اگر درآمدهای نفتی قطع شود، مسکو مجبور به استفاده از این ذخایر باقیمانده خواهد شد که این امر آن را به سمت افول اقتصادی عمیقتری سوق میدهد. این وضعیت، نفت روسیه را به هدفی ایدهآل برای تحریم تبدیل میکند.
سیاست فعلی غرب، یعنی سقف قیمت ۶۰ دلاری گروه هفت (G7) برای نفت روسیه، اگرچه درآمدهای مسکو را محدود کرده (کاهش ۲۷ درصدی درآمد نفت و گاز در ماه جولای نسبت به سال گذشته)، اما نتوانسته جریان پول را متوقف کند. روسیه با استفاده از «ناوگان سایه» و سازوکارهای ویژه با خریدارانی مانند چین و هند، همچنان به صادرات خود ادامه میدهد. رویکرد اخیر دولت ترامپ، یعنی اعمال تعرفه بر کالاهای هندی به دلیل خرید نفت روسیه، نتیجه معکوس داده است.
این اقدام نهتنها مانع تجارت هند نشده، بلکه باعث نزدیکتر شدن روسیه، چین و هند و تقویت روابط اقتصادی آنها شده است که این امر اهرم فشار غرب در مذاکرات صلح را تضعیف میکند. ایالات متحده برای تقویت موضع خود باید رویکردی مشابه تحریمهای ایران را در پیش بگیرد و تحریمهای ثانویه جامعی بر کل صادرات نفت روسیه اعمال کند. چنین اقدامی، خریدارانی مانند چین و هند را مجبور میکند بین تجارت با روسیه و دسترسی به نظام مالی جهانی به رهبری آمریکا، یکی را انتخاب کنند. با قطع شدن شریان اصلی درآمدی روسیه و با توجه به وضعیت شکننده صندوق رفاه ملی، پوتین چارهای جز نشستن بر سر میز مذاکره جدی نخواهد داشت.
در ازای یک توافق صلح جامع با تضمینهای امنیتی برای اوکراین، آمریکا و متحدانش میتوانند لغو تحریمها را پیشنهاد دهند. چنین توافقی باید شامل صرفنظر کردن روسیه از ادعاهای ارضی، بازگرداندن تمامی اُسرا و کودکان اوکراینی، تعهدات مالی برای بازسازی اوکراین و موافقت با استقرار یک نیروی بازدارنده بینالمللی باشد.
برای اجرای این فشار، وزارت خزانهداری آمریکا باید فوراً شکافهای تحریمی میان خود و اتحادیه اروپا را با هدف قرار دادن کشتیها و شرکتهای «ناوگان سایه» پر کند. همچنین باید شرکتهای بزرگ نفتی روسیه مانند گازپروم، لوکاویل و روسنفت و زیرساختهای مرتبط با صادرات نفت را به طور کامل تحریم کند. اختیارات قانونی برای این اقدامات از طریق فرمانهای اجرایی موجود فراهم است و نیازی به قوانین جدید نیست.
در نهایت، هرچند شخصی ترامپ با پوتین فرصتی برای گفتئگو ایجاد کرده، اما بدون اهرم فشار واقعی، این گفتوگوها بینتیجه خواهد ماند. دولت آمریکا باید رئیسجمهور را به ابزار قدرتمند تحریمهای نفتی مجهز کند تا او بتواند به صلحی پایدار و معنادار برای اوکراین دست یابد.