تحلیل رسانه اسپانیایی از جنگ ایران و کابوس بحران انرژی اروپا
یک رسانه اسپانیایی با هشدار درباره بحران قریبالوقوع انرژی در اروپا نوشت: تنگه هرمز، بابالمندب و همچنین توقف فعالیت خط لوله نفت شرق به غرب عربستان و در نهایت آسیب به پالایشگاههای روسیه، بزرگترین جهش قیمتها از سال ۲۰۲۲ را رقم زده است.
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از ایرنا از روزنامه اسپانیایی الپایس، دونالد ترامپ(رئیس جمهوری آمریکا) با دو وعده بزرگ در حوزه سیاست خارجی به کاخ سفید بازگشت؛ نخست پایان دادن به جنگ اوکراین «ظرف ۲۴ ساعت» و دور نگه داشتن آمریکا از «جنگهای بیپایان» بیشتر.
با این حال، حدود ۲ سال پس از پیروزی وی در انتخابات، حمله روسیه همچنان ادامه دارد و نشانهای از پایان سریع آن دیده نمیشود؛ در همین بین، آمریکا خود را وارد بحران خطرناکی دیگر در خاورمیانه کرده است. این درگیریها با سرنوشتی غیرقابل پیشبینی، هزینه سوختهای فسیلی را در سراسر جهان به بالاترین سطوح تاریخی رسانده و این نگرانی را افزایش دادهاند که آیا زنجیرههای تامین، بهرغم سیگنالهای قیمتی انحرافی، قادر خواهند بود در برابر این فشار تاب بیاورند یا نه.
این زنجیره بیامان از ناکامیها در تاریخ معاصر بهندرت نمونهای مشابه داشته است. اکنون روزانه تنها تعداد انگشتشماری کشتی(به فرض صحت ادعای آمریکا) از تنگه هرمز، این مسیر اجتنابناپذیر خروج نفت و گاز از خلیج فارس، عبور میکنند؛ آن هم یا با پذیرش ریسک از سوی خودشان یا تحت اسکورت(ادعایی) نیروی دریایی آمریکا؛ این میزان، تنها کسری از حجم ترافیکی است که پیش از نخستین حملات به ایران در اوایل سال جاری(میلادی) از این آبراه حیاتی عبور میکرد.
عربستان سعودی، بزرگترین صادرکننده نفت خام جهان، بیش از یک هفته تا حد زیادی عملا از چرخه فعالیت خارج شد. حملات به خط لوله شرق به غرب عربستان، که تنها مسیر جایگزین این کشور برای تنگه هرمز است، این خط لوله را متوقف کرد. با این حال، رویترز ۲۴ سپتامبر مدعی شد که فعالیت این خط لوله از سر گرفته شده است.
حوثیها(انصارالله) در یمن، در حال گسترش کنترل خود بر تنگه بابالمندب، یکی دیگر از مسیرهای حیاتی دریایی، هستند. از سوی دیگر، روسیه که به ادعای رسانهها، پالایشگاههایش بر اثر حملات پهپادی اوکراین آسیب دیدهاند، قصد دارد ممنوعیت صادرات گازوئیل را برای یک ماه دیگر تمدید کند. مجموع این چهار مولفه نامساعد، جهان را در آستانه یک بحران انرژی دیگر قرار داده است.
فرانسیسکو بلانچ، رئیس جهانی بخش کامودیتی و ابزارهای مشتقه در بانک آمریکا، در گفتوگو با «الپاییس» گفت که «وضعیت در دو هفته گذشته، یعنی از زمانی که حوثیها(انصارالله) کنترل بابالمندب را در دست گرفتند و همچنین پس حملات به خط لوله عربستان، وخیمتر شده است. آنچه اکنون شاهدش هستیم، بیسابقه است. هرجومرج در خاورمیانه بهشدت افزایش یافته و نه نفت خام کافی در بازار وجود دارد و مهمتر از آن، ظرفیت پالایشی کافی برای فرآوری آن نیز در دسترس نیست.»
به نوشته این روزنامه، اگر گلوگاه اصلی در فصل بهار سوخت هواپیما بود، اکنون، مشابه آنچه در ماههای نخست حمله روسیه به اوکراین رخ داد، نگرانیها حول گازوئیل میچرخد. مسکو که زمانی یکی از تامینکنندگان برجسته و قدیمی بازار اروپا بود، حالا تقریبا نیمی از ظرفیت پالایشی خود را از دسترس خارج کرده است. ریاض نیز عملا از بازار ناپدید شده است. سه پالایشگاه مهم این کشور یعنی ینبع، سامرف و یاسرف، همگی با ظرفیتی کمتر از حد معمول فعالیت میکنند. این پالایشگاهها در امتداد دریای سرخ قرار دارند؛ دریایی که اکنون به نقطه اشتعال تبدیل شده است. در نتیجه، عربستان وادار شده تا تمامی محمولههای نفت خام و سوخت خود به مقصد اروپا را متوقف کند.
به گفته بلانچ، «درباره گازوئیل و نفت گرمایشی، در کوتاهمدت راهحل چندانی وجود ندارد. با عبور بهای هر گالن سوخت از ۶ دلار در آمریکا و قیمت هر لیتر از ۲ یورو در بیشتر کشورهای اتحادیه اروپا، اگر زنجیرههای تامین تا کریسمس احیا نشده باشند، قیمتها از احتمال وقوع یک مشکل عظیم در عرضه در آینده خبر میدهند.»
آیا جهان بار دیگر گرفتار یک شوک بزرگ انرژی شود؟
تیری براس، استاد دانشگاه علوم سیاسی پاریس، در پاسخ به این پرسش که آیا جهان بار دیگر گرفتار یک شوک بزرگ انرژی شود؟ میگوید: قطعا. بهویژه اروپا و از آنجا که ما گاز یا نفت نداریم، تنها راه خروجمان، متنوعسازی منابع و از بین بردن تقاضاست.
به گفته بلانچ، هفتههای «بسیار دشواری در پیش است. با این حال، یک مجهول بزرگ همچنان به قوت خود باقیست؛ پس از انتخابات میاندورهای آمریکا در سوم نوامبر چه اتفاقی خواهد افتاد؟ نظرسنجیها از یک شکست تاریخی برای حزب جمهوریخواه حکایت دارند؛ شکستی که حتی ممکن است کنترل هر دو مجلس کنگره را از دست آنان خارج کند. پرسش بزرگ این است که ترامپ چگونه واکنش نشان خواهد داد و آیا این وضعیت میتواند در را برای دیپلماسی بگشاید یا نه.»
خلاف آنچه ممکن است تصور شود، گازوئیل، بنزین و نفت سفید، بازارهایی کاملا جدا از یکدیگر نیستند و تا حد زیادی در هم تنیدهاند. پالایشگاهها بهویژه پالایشگاههای نوین و انعطافپذیر، میتوانند تصمیم بگیرند تولید یک فرآورده را افزایش و در مقابل، تولید فرآوردههای دیگر را کاهش دهند. و این دقیقا همین اتفاقی است که طی چند ماه گذشته رخ داده است؛ پالایشگاههایی که پیشتر تولید سوخت هواپیما را در اولویت قرار داده بودند، اکنون تولید گازوئیل را در اولویت قرار دادهاند. نتیجه این است که قیمت همه فرآوردهها بهشدت افزایش یافته و تقریبا همه تحلیلگران بر این باورند که بهرغم جهش شدید قیمتها، آنها هنوز بهطور کامل میزان وخامت شرایط موجود را منعکس نمیکنند.
بلانچ میگوید که یک مولفه دیگر وجود دارد که میتواند اوضاع را حتی بدتر کند و آن هم تصمیم ترامپ مبنی بر ممنوعیت صادرات سوختهای فسیلی آمریکاست.
وی در توضیح اضافه میکند: مصرفکنندگان آمریکایی ممکن است از کاهش قیمتها سود ببرند، اما این اقدام آسیب بزرگی به اقتصاد آمریکا وارد خواهد کرد؛ اقتصادی که هماکنون از محل همین صادرات به شدت تحت حمایت قرار دارد.
«گرگوری برو» و «هِنینگ گلویشتاین»، تحلیلگران مسائل ایران و نفت در گروه اوراسیا/ Eurasia Group، در یادداشتی برای مشتریان این گروه نوشتهاند که «پیامد چنین ممنوعیتی، به طور مشخص در دو منطقه شدید خواهد بود؛ اروپا و آمریکای لاتین؛ مناطقی که با فاصله زیاد بیشترین وابستگی را به سوخت آمریکا دارند.»
با این حال، سامانتا گراس، عضو اندیشکده بروکینگز و کارشناس سیاست خارجی و امنیت انرژی معتقد است که «کمبود واقعی ممکن است گریبان کشورهایی را بگیرد که توان پرداخت هزینه بسیار بیشتر برای سوخت را ندارند.»
به نوشته الپایس، «اگر بحران تمامعیار انرژی هنوز از راه نرسیده، تنها به لطف چهار مولفه کاهنده است که نمونههای تاریخی چندانی برای آنها وجود ندارد. نخست، پیش از آنکه ترامپ و بنیامین نتانیاهو(نخست وزیر رژیم صهیونیستی) نخستین حملات به ایران را آغاز کنند، بازار جهانی با مازاد نفت مواجه بود؛ عرضه از تقاضا بیشتر بود. دوم اینکه، روند برقیسازی که بیش از پیش ضرورت پیدا کرده، در حال کاهش تقاضا برای بنزین و گازوئیل است و در آینده نیز آن را بیشتر کاهش خواهد داد. سوم آنکه، ذخایر استراتژیک در ابتدا پر بودند؛ اما پس از مصرف سریع آنها در مراحل اولیه بستهشدن تنگه هرمز به دست تهران، دیگر چنین وضعیتی وجود ندارد. و در نهایت، به ادعای این رسانه، چهارم اینکه، اقتصاد جهانی بیش از هر زمان دیگری وابستگی کمتری به نفت و فرآوردههای نفتی دارد و در نتیجه فشار ناشی از قیمتهای بالای نفت را به میزان قابلتوجهی کاهش میدهد.
نگارنده در ادامه مینویسد: و سپس گاز مطرح است. عامل اصلی بحران انرژی اروپا در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳، یعنی گاز، اکنون زیر سایه شوک نفتی قرار گرفته؛ شوکی که همهچیز را تحتالشعاع قرار داده است. با این حال، دلایلی برای نگرانی درباره گاز نیز وجود دارد. با بستهشدن تنگه هرمز، قطر به عنوان دومین صادرکننده بزرگ گاز طبیعی مایع جهان، از بازار خارج شده است. قطر نیز با اشاره به آنچه شرایط «فورسماژور» خوانده میشود، بهناچار بخش عمده فروش خود به اتحادیه اروپا و آسیا را لغو کرد.
افزون بر این، ذخایر گاز طبیعی مایع در قاره اروپا که برای صنایع و گرمایش اهمیت حیاتی دارند، به پایینترین سطح خود در بیش از یک دهه گذشته رسیدهاند و حدود ۲۰ واحد درصد پایینتر از سطح معمول در این مقطع از سال قرار دارند.
به گفته آنا ماریا یالر، تحلیلگر موسسه اقتصاد انرژی و تحلیل مالی/IEEFA، «امیدواریم زمستان امسال، مثل پارسال، در اروپا خیلی سرد نباشد. چون اگر هوا سرد شود، ممکن است با مشکلات جدی مواجه شویم.»
با این حال، به گفته وی، خلاف سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ یعنی زمانی که حمله روسیه به اوکراین باعث جهش ناگهانی قیمتها و افزایش نگرانیها درباره کمبود شد، این بار اروپا با یک «بحران آهسته و خزنده» روبهرو است. قطر از بازار غایب است. صادرات گاز نروژ تقریبا به سقف ظرفیت خود رسیده و رقابت اروپا با آسیا برای خرید الانجی نیز در مقایسه با چند ماه قبل بهمراتب شدیدتر شده است. قیمتهای فعلی، که بیش از ۷۰ یورو به ازای هر مگاواتساعت است، هزینه برق را افزایش دادهاند، هرچند در مقایسه با در چهار سال پیش، همچنان بسیار پایینتر هستند.
گراس پیشبینی میکند که «اروپا برای جذب نفتکشهای حامل الان جی که در ابتدا مقصدشان سایر نقاط جهان بوده است، ناچار خواهد شد هزینه بیشتری بپردازد.»
الپایس در پایان به نقل از تحلیلگر موسسه اقتصاد انرژی و تحلیل مالی/IEEFA نوشت: ابهام و عدمقطعیت بسیار زیاد است؛ تنها موضوع آشکار این است که در حال حاضر هیچ راهحل روشنی در افق دیده نمیشود.