| کد مطلب: ۶۶۶۹۹

کرسنت از نگاه منافع ملی

فرصت‌های اقتصادی نه تنها مانع شکل‌گیری جنگ و گسترش آن می‌شود بلکه می‌تواند چهره کشور را نزد اتباع دیگر کشورها تغییر دهد

کرسنت از نگاه منافع ملی

روزهای گذشته برخی از رسانه های داخلی خبر از تبرئه بیژن زنگنه در پرونده کرسنت دادند و برخی هم تکذیب کردند . هر چند که قوه قضاییه در این باره اطلاعیه داد که هنوز رای نهایی صادر نشده است . بنابراین باید منتظر ماند و دید. به هر حال رای هر چه باشد ، چه تبرئه و چه گناهکار ، نمی توان از یک اصل مهم غافل ماند و آن اینکه قرارداد کرسنت می توانست یک حلقه امنیتی برای ایران درست کند . ماجرای کرسنت از عجیب ترین پرونده های اقتصادی ایران است . بهتر است بگوییم پرونده اقتصادی - سیاسی چون آنقدر که این پرونده سیاسی شده بود به منافع اقتصادی آن به ویژه اقتصاد ملی و منافع ملی توجهی نشد.

از سال 1384 که این قرارداد عملا از سوی حکومت ایران فسخ شد و حدود 20 سال بعد ایران بابت این فسخ یکجانبه قرارداد مجبور به پرداخت حدود 2.5 میلیارد دلار غرامت شد ، غرامتی که عملا از محل ساختمان های شرکت ملی نفت ایران و یا مبالغ مسدود شده در بانک های خارجی برداشت شد . همچنین در انتخابات ریاست جمهوری هم  این پرونده در مناظرات باز شد. زیرا یک طرف این ماجرا سعید جلیلی بود - دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی - که جلوی قرارداد کرسنت را گرفت و از آنجا که خود نامزد ریاست جمهوری بود در هر مناظره ای هم آن را ارجاع به دادگاه می داد. دادگاهی که بالاخره رای به برائت وزیر وقت نفت ، بیژن زنگنه ، صادر شد. اکنون این سعید جلیلی و دیگر یاران او هستند که باید پاسخگوی ضرر و زیان این قرارداد شوند . و مهم تر از آن پیامد فسخ این قرارداد که می توان یک سر آن را این جنگ نابرابر دانست . چرا؟

برای پاسخ به این سوال بهتر است یک بار دیگر این قرارداد که محل اختلاف آن قیمت بود و می شد طی یک دوره آن را اصلاح کرد- مرور و بررسی شود.

براساس قرارداد کرسنت که  در سال 1380 بین شرکت ملی نفت ایران  و شرکت اماراتی کرسنت پترولیوم امضا شد. ایران متعهد می‌شد گاز طبیعی میدان سلمان (در خلیج فارس) را به مدت 25 سال به شرکت کرسنت بفروشد. قرار بود انتقال گاز از طریق خط لوله زیردریایی به امارت شارجه انجام شود. حجم صادرات در ابتدا حدود 500 میلیون فوت مکعب در روز بود و بعداً افزایش می‌یافت.قیمت گاز بر اساس فرمولی تعیین شده بود که در آن زمان مورد توافق طرفین قرار گرفت.

اگر این اتفاق می افتاد ، امارات عملا یکی از شرکای اقتصادی و امنیتی ایران می شد و در حقیقت ایران یک حلقه امنیتی اقتصادی در جنوب برای خود شکل می داد. از این طریق نه تنها امارات بلکه دیگر کشورهای عربی خلیج فارس هم به نوعی در این حلقه وارد می شدند زیرا عرضه سهامی که بابت تشکیل این کنسرسیوم در شارجه شکل گرفته بود ، اتباع زیادی از کشورهای عربی که سهام این کنسرسیوم را خریداری کرده بودند وارد جرگه گازی ایران می شدند .

در واقع یکی از مهمترین حلقه های امنیتی هر کشوری ، شکل گیری منافع اقتصادی یا در اصل زنجیره ای از کنش های اقتصادی است که کشوری را به کشوری دیگر مرتبط می کند. یعنی به نوعی می توان آن را وابستگی اقتصادی نامید. به عبارتی می توان گفت که وابستگی اقتصادی فرصت جنگ کردن را می گیرد و هزینه های جنگ را کاهش می دهد . به تعبیر ریچارد رز کرانس- استاد دانشگاه هاروار-در کتاب "ظهور دولت های تجاری"   دولت‌های تجاری ترجیح می‌دهند ثروت خود را از طریق تجارت به دست آورند نه از طریق فتح نظامی؛ ازاین‌رو، گسترش وابستگی اقتصادی هزینه و جذابیت جنگ را کاهش می‌دهد. و یا حتی جوزف نای و کوهان هم در کتاب نظریه وابستگی متقابل پیچیده هم معنقدند که " ایجاد وابستگی متقابل اقتصادی، هزینه‌های سیاسی و اقتصادی توسل به زور را افزایش می‌دهد و انگیزه دولت‌ها برای حفظ روابط و حل اختلافات از طریق مذاکره را تقویت می‌کند."

ایران این مزیت نسبی را داشت که بتواند از سرزمین و منابع خود این فرصت های اقتصادی را ایجاد کند و هزینه های جنگ را کاهش دهد . قرارداد کرسنت ، خط لوله انتقال گازی ایران - پاکستان و هند می توانست این فرصت ها و مزیت ها را در اختیار ایران قرار دهد .  حتی همین خط لوله نیم بند انتقال گاز ایران به ترکیه توانسته است بسیاری از چالش هایی را که میان ایران و ترکیه پیش می امد را خنثی کند .

فرصت های اقتصادی نه تنها مانع شکل گیری جنگ و گسترش آن می شود بلکه می تواند چهره کشور را نزد اتباع دیگر کشورها تغییر دهد . چندی پیش یکی از موسسات پژوهشی آمریکایی به نام " پیو " یا (pew) درباره چهره و تصویر چین از 36 کشور نظر سنجی کرده بود . بر اساس این نظر سنجی چهره چین در میان مردم این کشورها نسبت به سال های گذشته محبوبیت بیشتری پیدا کرده بود. حتی در میان مردم کانادا و چین . علت آن را می توان در برخورد ترامپ با جهان دانست و بر خلاف آن چین توانسته بود با فرصت های اقتصادی - چه از طریق سرمایه گذاری در داخل چین و چه وابستگی اقتصادی دیگر کشورها - محبوبیت بیشتری را کسب کند.

حال بیاییم ، قرارداد کرسنت را از این زاویه ببینیم . زاویه دید خود را تغییر دهیم . اگر این قرارداد اجرایی می شد ، آیا کشورهای حوزه عربی خلیج فارس امکان فرصت به آمریکا را می دادند که از خاک کشورشان به ایران حمله کند و آیا اصلا می گذاشتند حمله ای صورت بگیرد؟ مهمتر آنکه ایا توقف قرارداد کرسنت با منافع بلند مدت ایران سازگار بود ؟  آیا ایران دوستان بیشتری پیدا نمی کرد ؟ شاید بدترین تاکتیک و استراتژی برای حاکمیت یک کشور این است که از تعداد دوستان خود بکاهد. اگر از این دید به قرارداد کرسنت نگاه کنیم ، چه کسی یا کسانی ، ضد منافع ملی عمل کردند ؟

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

دیدگاه

ویژه اقتصاد
  • فرصت‌های اقتصادی نه تنها مانع شکل‌گیری جنگ و گسترش آن می‌شود بلکه می‌تواند چهره کشور را نزد اتباع دیگر کشورها تغییر دهد

  • اگر گفته شود امنیت غذایی محقق شده ولی نباشد بالاخره یک جایی درز پیدا می‌کند و واکنش مردم را در پی دارد.

  • تجربۀ سیاسی همتی این امید را می‌دهد که در وجه بوروکراتیک و فنی محدود نماند و از دارایی‌های آزاد شده به بازار تزریق و…

پربازدیدترین
آخرین اخبار
وب گردی