| کد مطلب: ۷۷۵۳۷

بازخوانی یا مصادره؟

کشوری که نماینده رهبری‌اش در تلویزیون رسمی، امضای رئیس‌جمهورش را سوءتفاهم می‌خواند، چگونه انتظار دارد طرف مقابل امضای بعدی‌اش را جدی بگیرد؟

بازخوانی یا مصادره؟

جمعه پانزدهم آبان، آقای سعید جلیلی به برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری شبکه خبر رفت. عنوان برنامه «بازخوانی پیام رهبر انقلاب به مناسبت سیزده آبان» بود، اما آنچه از برنامه بیرون آمد، نه بازخوانی پیام، که حکمی درباره یادداشت تفاهم اسلام‌آباد بود. به گفته جلیلی، تفاهمی که طرف مقابل بگوید به اندازه کاغذش هم نمی‌ارزد، تفاهم نیست، سوءتفاهم است. او در ادامه گفت این تصور که امتیاز بدهیم و امتیاز بگیریم، غلط است.

به گمان من، به همان میزان که در آن سند سوءتفاهمی وجود نداشت، در همین دو جمله آقای جلیلی سوءتفاهم موج می‌زند.

اگر پیامی نیاز به بازخوانی و توضیح دارد، دو حالت بیشتر متصور نیست. یا پیام مبهم و نارسا بوده است، که این وهن رهبری است، زیرا کلام رهبر باید روشن و بی‌واسطه به مردم برسد. یا مردم فهم آن را ندارند و باید کسی برایشان معنا کند، که این هم ،وهن مردم است، همان مردمی که بهای این جنگ را پرداخته‌اند.

نتیجه هر دو حالت یکی است. میان رهبر و مردم واسطه‌ای می‌نشیند که مدعی است مراد رهبر را بهتر از مردم و حتی بهتر از خود ایشان می داند !

گیریم پیام نیاز به تفسیر داشته باشد. چرا این تفسیر فقط از یک حلقوم شنیده شود، آن هم از کسی که مواضع تند و انتقادی‌اش در عرصه سیاست آشکار است و سابقه مسئولیت او در پرونده دیپلماسی کشور نیز آشکارتر.

چرا رئیس‌جمهور، دولت و دستگاه دیپلماسی، که بار اجرای سیاست خارجی بر دوش آنهاست، چنین مجالی نمی‌یابند که بیایند و پیام رهبری را از نگاه خود بازخوانی کنند؟

یادداشت تفاهم اسلام‌آباد قدم بزرگی بود، اگر به صورتی مبهم و دوپهلو از مدیریت تنگه هرمز یاد نمی شد و مهمتر از ان به دلایلی نامعلوم نقض نمی‌شد، تا جایی که هنوز علیرغم نقض چند باره ی ان از سوی امریکا ، مقصر اصلی در نقض فاحش آن مشخص نیست. این پرسش مهم از سوی آقای کرباسچی هم در برنامه «ایران من» مطرح شد، اما پاسخ روشنی از سوی مجریان جوان و پرشور اما کم اطلاع برنامه دریافت نکرد. چه کسانی، با کدام اقدام و کدام اظهارنظر، و با چه نقشی و با چه نیتی در داخل یا خارج، این تفاهم را به بن‌بست کشاندند؟

نفی اصل دادوستد در مذاکره، عملاً نفی خود مذاکره است. نمی‌توان از یک سو مذاکره را راهی برای پایان دادن به جنگ و رفع تهدید دانست و از سوی دیگر، هرگونه امتیاز متقابل را خطا شمرد. اگر قرار باشد طرف مقابل همه خواسته‌های ما را بپذیرد و ما هیچ تعهد یا امتیازی ندهیم، دیگر با مذاکره روبه‌رو نیستیم. با انتظار تسلیم بی قید و شرط طرف مقابل مواجهیم که توهمی بیش نیست

کشوری که نماینده رهبری‌اش در تلویزیون رسمی، امضای رئیس‌جمهورش را سوءتفاهم می‌خواند، چگونه انتظار دارد طرف مقابل امضای بعدی‌اش را جدی بگیرد؟

سوءتفاهم واقعی نه در اسلام‌آباد، که در تهران است. سوءتفاهم این است که جریانی گمان کند کلام رهبری و تریبون رسانه ملی ملک طلق اوست، هرچه شکست خورد، تقصیر دیگران است و هرچه خود کرد، عین صواب.

اگر این تریبون برای شرح پیام رهبری است، آن را به روی رئیس‌جمهور، وزیر امور خارجه و دیگر اعضای شورای عالی امنیت ملی، به‌ویژه کسانی که به آن سند رأی داده‌اند، نیز بگشایید. وگرنه نام این کار بازخوانی نیست، مصادره است.

مردمی که بهای جنگ را با خون و نان خود پرداخته‌اند، شایسته آن‌اند که کلام رهبر خود را بی‌واسطه بشنوند و خود درباره آن بیندیشند، نه آنکه تفسیر یک‌جانبه یک جریان جایگزین متن پیام شود. به‌ویژه وقتی مفسر همان کسی است که در شورای عالی امنیت ملی در اقلیت ماند و اکنون می‌خواهد از قاب تلویزیون، اکثریت را محاکمه کند

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه سیاست
  • کشوری که نماینده رهبری‌اش در تلویزیون رسمی، امضای رئیس‌جمهورش را سوءتفاهم می‌خواند، چگونه انتظار دارد طرف مقابل امضای…

  • ایران را سازوبرگ‌های نظامی به تنهایی حفظ نمی‌کنند؛ ایران زمانی در امان می‌ماند که خانه امید همه فرزندانش باشد.

  • این افراد گویی نان‌شان فقط در تنور جنگ پخته می‌شود و هیچ امکان حیات و بقایی برای خود در شرایط آرامش و صلح نمی‌بینند!

پربازدیدترین
آخرین اخبار