جامعهی بیحس: خطری بزرگتر از جنگ
این روزها بالاخره تمام خواهد و ایران عزیز بهرغم همهی این بدخواهیها و کملطفیها پابرجا خواهد ماند. اما خطر بیحسی جامعه و خسارتهای خلأ و فقدان ، برای ایران، از تجاوز دشمنان خارجی بهمراتب بیشتر و جبرانش بهمراتب پرهزینهتر و سختتر است.
۱
روزهای سخت و غریبی بر ایران و مردمان بیپناهش میگذرد که شاید چون در دل آن هستیم، ابعادش را به خوبی درک نمیکنیم. انفعال و سکوتی عجیب بخش اعظمی از جامعه را فراگرفته است. نوعی بیحسی و رخوت و استیصال و سرخوردگی فراگیر، آمیخته با خشم و کلافگی پنهان که علل و زمینههایش البته پنهان نیست.
۲
تضعیف تدریجی جامعهی مدنی و خالیکردن انبان جامعه از نیروهای متکثرِ میانجی، در چنین روزهای سخت و حساسی نتایج خسارتبار خودش را نشان میدهد: وقتی که هر روز، متجاوزان آمریکایی و اسراییلی، ایران و مردمانش را به نابودی تهدید میکنند، اما از جانب جامعه پاسخ درخوری به آنها داده نمیشود.
۳
منطقا در چنین موقعیت خاصی و چنین روزهای خطیری، باید در همهی شهرهای کشور اجتماعات گستردهی ملی باجمعیت انبوه به دعوت احزاب سیاسی و سازمانهای مردمنهاد و انجمنهای غیردولتی و اتحادیههای صنفی و طیف وسیعی از گروههای مرجع و دارای نفوذ اجتماعی، شکل میگرفت تا فریاد اعتراضشان به تجاوز و تهدید علنی قدرتهای مستکبر را به گوش افکار عمومی جهان برسانند؛ باید بیانیهها و اعلامیههای مختلف، با زبان و بیان متنوع، توسط سازمانها و اقشار گوناگون خطاب به همتایانشان در کشورهای دیگر و نهادهای بینالمللی، رهبران مذهبی جهان، سیاستمداران و روشنفکران و هنرمندان و نویسندگان و دیگر شخصیتهای دارای نفوذ بینالمللی نگاشته میشد و چندین اقدام مشابه دیگر، تا هزینهی تجاوز به یک تمدن بزرگ چنین پایین نیامده باشد که هر بیسروپایی بتواند آن را به نابودی تهدید کند.
اما دریغ!
حتی به اندازه تکاپوهای بعد از جنگ ۱۲روزه هم شاهد چنین واکنشهایی نیستیم. نه فقط در داخل، بلکه در کشورهای دیگر نیز واکنش درخوری از جانب ملتها به این تجاوزطلبی دیده نمیشود. حتی آنها که ملت ایران، خواسته و ناخواسته، هزینههای سنگینی را در حمایت از ایشان پرداخته است.
۴
تجمعات شبانه، به دلایل مختلف که نیاز به تکرارشان نیست ازجمله روند یکدستبودن و عدم تنوع شرکتکنندگان و غلبهی یک گفتار خاص و رادیکال سیاسی مذهبی بر فضای عمومی آنها و نیز تبدیلشان به یک برنامهی معمولیِ روزمره و چهبسا فراغتی، نمیتواند جای خالی آن واکنش ملی و فراگیری که انتظار میرود را پر کند؛ چنانکه تا کنون نتوانسته است. در بهترین حالت، این تجمعات، واکنش بخشی از جامعه است به وقایع. واکنشی که قدرت شمول و جذب و توسعهاش محدود و اندک است.
۵
این روزها بالاخره تمام خواهد و ایران عزیز بهرغم همهی این بدخواهیها و کملطفیها پابرجا خواهد ماند. اما خطر بیحسی جامعه و خسارتهای خلأ و فقدانی که گفته شد (و یکی از پیامدهای چندپارگی جامعه و انباشت و تعمیق شکافها و گسلهای گوناگون است)، برای ایران، از تجاوز دشمنان خارجی بهمراتب بیشتر و جبرانش بهمراتب پرهزینهتر و سختتر است.
*منبع: کانال تلگرامی نویسنده