درباره فیلم «داستانهای موازی» ساخته اصغر فرهادی
جهانِ جدید آقایِ کارگردان
آنچه در این فیلم ۱۴۰ دقیقهای میبینیم، نسخه به روز شده اصغر فرهادی نیست، ارائه نسخه جدیدی از این کارگردان در ۵۴ سالگی است.
ممکن است برای بسیاری پیش آمده باشد که تصمیم به تغییر راه و روش بگیرند و مسیری را بروند که تا پیش از این نرفتهاند. اگر این تغییر در سالهای جوانی رخ دهد، شاید طبیعی به نظر برسد و حاصل دلزدگی از راه و روش قبل و یا شیفته شدن به و راه و روشی دیگر باشد. به هر حال ویژگی جوانی ریسک کردن و اشتیاق برای تجربه جهانهای متفاوت است اما وقتی در میانسالی تصمیم به تغییر گرفته شود، حساب دیگر شور و شوق و هیجان برای جهان جدید نیست. لازمه تغییر روش در میانسالی، فکر و اندیشه و جسارتی است که انسان را میتواند ریسکپذیر کند.
ماجرای تغییر و ریسک کردن در میانسالی، روایت فیلم جدیدی است که اصغر فرهادی ساخته و چند وقت است، نسخهی آن در اینترنت منتشر شده است. فیلمی که اگر چیزی درباره آن نخوانده باشید و سینمای فرهادی را بشناسید، با تماشای آن غافلگیر میشوید که او کاری را ساخته که شباهتی با کارهای قبلیاش ندارند. به عبارتی در داستانهای موازی، امضای قبلی اصغر فرهادی که در 9 اثر قبلیاش دیده میشد، کنار گذاشته شده و چهره جدیدی از فیلمسازی او را میبینیم. آنچه در این فیلم 140 دقیقهای میبینیم، نسخه به روز شده اصغر فرهادی نیست، ارائه نسخه جدیدی از این کارگردان در 54 سالگی است.
بخواهیم درباره «داستانهای موازی» بنویسیم، میتوان گفت فرهادی اثری را ساخته که نه شاهکار به شمار میرود و نه یک فاجعه به تمام معناست.
«داستانهای موازی» شاهکار نیست و نمیتوان آن را در حد کارهای بزرگ فرهادی ستایش کرد و گفت که بهترین اثری است که خلق کرده و یا در حد و اندازهی بهترینهای او به شمار میرود. این اثر را میتوان در بین آثار متوسطی دانست که توسط فرهادی ساخته شده است. شاید بزرگترین ایرادی که بتوان به آن گرفت، این است که در بخشهایی از فیلم ممکن است بیننده را گنگ کند و ابهامهایی را به همراه داشته باشد.
البته جدیدترین اثر فرهادی را هم نمیتوان بیرحمانه فیلمی ضعیف دانست و به آن تاخت. عدهای چنان به داستانهای موازی حمله کردهاند که با خواندن خط به خط آنچه نوشتهاند میتوان سمتوسوی نگاههای ایدئولوژیکِ غیرسینمایی و مبتی بر اینکه «هر کسی با ما نیست، دشمن ماست» را مشاهده کرد.
در کنار نگاهی که به بخش سینمایی «داستانهای موازی» داریم، باید جسارت اصغر فرهادی را ستود که در 54 سالگی چالشی بزرگ برای خودش ایجاد کرده است. او میتوانست مانند بسیاری به سبک و سیاقی که امضایش روی آن قرار گرفته است، ادامه دهد اما تصمیم گرفته که ریسک کند، ریسکی که بازخوردهای آن طبیعتا میتواند در آینده سینمای فرهادی تاثیر داشته باشد.