نیم نگاهی به بازار ارز و قیمت دلار
چرا برخورد قهری و تزریق ارز التهاب بازار را برطرف نمیکند؟
برخورد قوه قهریه برای کنترل تقاضا و یا سرکوب تقاضا. این برخورد در هیچ دورهای از تاریخ کارساز نبوده است . برخورد زمانی موثر است که با فساد برخورد قهریه شود، نه با تقاضا !
بازار ارز ایران دوباره دچار التهاب شده است . قیمت هر دلار امریکا دارد به 260 هزار تومان نزدیک می شود و چه بسا زمانی که این نوشته منتشر شود از 260 هزار تومان هم فراتر رفته باشد . التهاب بازار ارز دوباره حکومت را به این صرافت انداخت که از دو طریق وارد شود و به نوعی دخالت کند: تزریق ارز و قوه قهریه . این دو دخالت تجربه طولانی در کشور دارد . به ویژه از زمانی که بازار ارز به نوعی یا طریقی آزاد شد و صرافی ها وارد شدند - یعنی از سال 1370 به بعد . اما آیا این دخالت ها که حتی در برخی مواقع با تهدید به اعدام همراه بود و از قضا فردی را هم که موازی با بازار ارز یعنی سکه طلا کار می کرد یعنی وحید مظلومین اعدام کردند توانست جلوی التهاب قیمت ها را بگیرد ؟ پاسخ به این سوال را همه می دانند : تجربه تاریخی نشان داده که ، خیر!
بهتر است نگاهی تاریخی یا کرونولوژی وار بیندازیم به دوره هایی که بازار ارز دچار التهاب شده بود و دلایل آن را بررسی کنیم . این نگاه تاریخی می تواند بازه زمانی 10 سال تا 30 سال گذشته را دربر بگیرد. یعنی از زمانی که هر دلار در بازار آزاد ارز حدود 230 تومان بود - یعنی سال 1373. یک حساب سرانگشتی نشان میدهد که طی این 32 سال ارزش پول ملی حدود 1000 برابر کاهش یافته است! یعنی طی این مدت که در دوره های مختلف التهاب هم تزریق ارز بود و هم قوه قهریه ، نه فقط ارزش پول ملی تقویت نشده بلکه کاهش 1100 برابری هم داشته است . این رویدادهای تاریخی برای هر کارشناس و تحلیلگر یک پیام دارد و آن این است که " کاهش ارزش ریال یک علت دیگری دارد" که فقط کافی است به دلایل التهاب بازار در آن دوره زمانی نگاه کرد و اینکه " متاسفانه در این مدت حل نشده یا راه حلی برای آن پیدا نشده است ."
در تمامی دوره های التهاب بازار ارز ، جدا از علت های فرعی دیگر مانند بسته شدن فرضا درهم امارات یا بازار هرات ، یک علت اصلی دارد و آن " تقویت تحریم های ایران است ." در هر دوره که تحریم ایران از سوی دولت ایالات متحده تقویت شده مثل تحریم های بانک های صادرات و ملی و سپه و … در اواسط دهه 1380 و یا خروج از برجام در سال 1397 که همراه با تشدید تحریم ها بود ، پول ملی کشور دچار یک سکته شده بود. هر چند که در کنار این عامل اصلی اتفاق دیگری که معمولا رخ می داد ، افزایش تقاضا بود چه از سوی مردم عادی و چه از سوی فعالان اقتصادی که به موج افزایش قیمت ارز دامن می زد که البته می توان برخورد قوه قهریه را در این راستا تحلیل کرد که جلوی افزایش تقاضا را بگیرد اما کیست که نداند همین برخوردها در برابر موج سنگین تحریم ها در هیچ مقطعی یا در هیچ کشوری مانند سد شکن عمل نمی کند . جدول زیر التهاب بازار ارز را از سال 1391 تا کنون به تصویر کشیده است .

همان طور که مشاهده می شود ، علت العلل همه ادوار التهابات بازار ارز یک عامل بیرونی مهم دارد و آن هم تشدید تحریم ها است . کمااینکه همین علت در تحلیلی که کارشناسان سازمان برنامه و بودجه در اوایل سال 1400 در خصوص پیامدهای تحریم و سناریوهای مرتبط با آن نوشته بودند به این مهم اشاره و پیش بینی قیمت های بالای 200 هزار تومان را هم کرده بودند.
اما در مورد برخوردهای حکومتی به ارز می توان دو نکته را مطرح کرد : اول ، تزریق ارز. تزریق ارز در زمانی می تواند کارساز باشد که دسترسی به منابع ارزی وجود داشته باشد و دولت بتواند این منابع را تامین و جایگزین کند ، ضمن آنکه روابط بین الملل هم در دسترس باشد . برای مثال می توان به ژاپن اشاره کرد. حدود سه ماه پیش ین ژاپن در برابر دلار آمریکا به رغم نیت دولت ژاپن تضعیف شد . دولت ژاپن اقدام به تزریق ارز در چند نوبت کرد اما آن هم فقط برای مدتی کارساز بود و دوباره ین ژاپن تضعیف شد . این بار دولت آمریکا به کمک دولت ژاپن آمد و آن عکس معروف دست نوشته اسکات بسنت که جزو کارهای در دست اقدام که تزریق دلار به بازار ارز ژاپن باشد ، بسیار خبرساز شد . از آن موقع به بعد ین ژاپن در سطحی از قیمت که مورد تایید دولت آن کشور هم هست قرار گرفته ، هر چند که فشارها همچنان ادامه دارد . یا نمونه دیگر آن بحران ارزی آسیای جنوب شرقی در اواسط دهه 1990 است که موجب سقوط دولت وقت اندونزی هم شد . برخی از این دولت ها مانند دولت اندونزی به رغم دخالت ارزی نتوانست ارزش پول خود را نگه دارند زیرا به اندازه کافی نبود و بحران آنقدر قوی بود که دولت سوهارتو و یا دولت وقت تایلند را ساقط کرد. اما برخی دیگر از دولت ها مانند ژاپن و یا کره جنوبی جان سالم به در بردند زیرا هم منابع کافی داشتند و هم رابطه خوب با آمریکا که به کمک آنها هم آمد که این موضوع در خاطرات گرین اسپن هم آمده .
اما برخورد قوه قهریه برای کنترل تقاضا و یا سرکوب تقاضا . این برخورد در هیچ دوره ای از تاریخ کارساز نبوده است . برخورد زمانی موثر است که با فساد برخورد قهریه شود ، نه با تقاضا !
و در آخر : تزریق ارز به بازار می تواند فرصت بخرد و فشار تقاضا را کم کند اما نمی تواند راه حل بنیادین باشد و برخورد قهری هم نمی تواند عدم تعادل بنیادین را میان عرضه و تقاضا را برطرف کند .