یک قطبی و چند قطبی!
امروزه ما با جهانی روبرو هستیم که هر عضو آن به اندازهٔ خود در آن نقش بازی میکند. هیچ عضوی بلامنازع نیست و هیچ عضوی هم فاقد اثرگذاری نیست.
آیا نظم جهانی هیچگاه تکقطبی بوده است؟ عدهای نظم سالهای پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را تکقطبی مینامند، اما واقعیت جز این است. به نظر من، جهان هیچوقت نظم تکقطبی به خود ندیده و نخواهد دید!
آیا جهان اکنون به سمت نظم چندقطبی میرود؟ به نظر من، "نظم چندقطبی" خطرناکترین وضعیت ممکن برای جهان است زیرا اصلاً نظم نیست، بلکه عین بینظمی و بیثباتی است! ظهور یک وضعیت فرضی چندقطبی در جهان، به معنای پایان جهان ما بر اثر جنگهای ویرانگر متکی بر تسلیحات کشتار جمعی است!
وقتی از "قطب" سخن میگوییم، تضاد منافع مهمترین مشخصهٔ آن است. تضاد منافع نهایتاً به جنگ منجر میشود و ویرانی و نیستی به جا میگذارد. اگر برای اجتناب از جنگ، ساز و کاری برای حل اختلاف تعریف شود، در پرتو آن، مفهوم قطب نیز رنگ میبازد چرا که ساز و کار حل اختلاف چیزی جز تعریف و تعقیب منافع مشترک نیست و وقتی پای منافع مشترک پیش میآید قطب نیز معنای متعارف خود را از دست میدهد.
امروزه ما با جهانی روبرو هستیم که هر عضو آن به اندازهٔ خود در آن نقش بازی میکند. هیچ عضوی بلامنازع نیست و هیچ عضوی هم فاقد اثرگذاری نیست.
ترکیبی از انواع و مراتب اثرگذاریِ حدود ۲۰۰ عضو جامعهٔ بینالملل، نظم جهان کنونی را شکل میدهند. شبکهای بینهایت درهمپیچیده و مبتنی بر وابستگی عمیقِ متقابل بین اعضای جامعهٔ جهانی شکل گرفته است که تمام مفاهیم سنتی مرسوم در نظام بینالملل را منسوخ میکند.
ما ایرانیان با هر نوع گرایش سیاسی و اعتقادی، انگار در ناخودآگاهمان متأثر از دوقطبیاندیشی و یا همان جهانبینی متکی بر ثنویت نیاکان خود هستیم و از همین رو نه فقط قطبیسازی را خوش میداریم بلکه جز از دریچهٔ آن قادر به مشاهده و فهم جهان و امور آن نیستیم!
این نگرش، دید ما را نسبت به واقعیت تاریک کرده و حسابی کار دستمان داده است.
به قول مولانا:
پیش چشمت داشتی شیشهٔ کبود
زان سبب عالم کبودت مینمود
در این باره بیشتر توضیح خواهم داد.
*منبع: کانال تلگرامی نویسنده