بحران مس در راه است
قیمت مس در سال ۲۰۲۵ بیش از ۴۰ درصد افزایش یافت و در سال ۲۰۲۶ نیز به رکوردهای جدیدی رسید؛ روندی که نشان میدهد جهان با رشد سریع تقاضا و محدودیت جدی در سمت عرضه این فلز روبهرو است.
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از تجارت نیوز، مس یکی از آن فلزاتی است که شاید در زندگی روزمره کمتر به چشم بیاید، اما تقریباً در قلب بسیاری از فناوریهای مدرن حضور دارد. رسانایی بالای حرارتی و الکتریکی، قابلیت شکلپذیری و مقاومت در برابر خوردگی باعث شده است که جایگزین کردن آن در بسیاری از کاربردهای صنعتی بسیار دشوار باشد.
رشد هوش مصنوعی و توسعه مراکز داده، افزایش فروش خودروهای برقی، گسترش انرژیهای تجدیدپذیر و نیاز روزافزون به توسعه شبکههای انتقال برق، همگی به مصرف بیشتر مس نیاز دارند. در نتیجه، مسئله اصلی بازار دیگر فقط میزان ذخایر موجود در زمین نیست؛ پرسش مهمتر این است که آیا شرکتها و کشورها میتوانند این ذخایر را با سرعت کافی استخراج و به بازار عرضه کنند یا خیر.
در همین شرایط، بزرگترین تولیدکنندگان جهان با مشکلاتی مانند کاهش عیار سنگ معدن، افزایش هزینههای استخراج، پیچیدهتر شدن پروژهها، کمبود زیرساخت و ریسکهای سیاسی مواجه هستند. اگر این موانع برطرف نشود، بازار مس ممکن است در سالهای آینده با کمبود قابل توجهی مواجه شود.
قیمت مس صعود کرده و تقاضا همچنان در حال افزایش است
قیمت مس در سال ۲۰۲۵ بیش از ۴۰ درصد رشد کرد و در سال ۲۰۲۶ نیز به بالاترین سطوح تاریخی خود رسید. این افزایش قیمت فقط نتیجه فعالیتهای سفتهبازانه در بازار نیست، بلکه نشانهای از نگرانی فزاینده درباره توانایی تولیدکنندگان برای پاسخگویی به تقاضای آینده است.
مس برای زیرساختهای هوش مصنوعی اهمیت ویژهای دارد، زیرا مراکز داده و شبکههای برق مورد نیاز برای تأمین انرژی آنها به حجم قابل توجهی از این فلز نیاز دارند. خودروهای برقی نیز نسبت به خودروهای معمولی به مس بیشتری احتیاج دارند و توسعه شبکههای انتقال برق برای پشتیبانی از انرژیهای تجدیدپذیر نیز بدون استفاده گسترده از مس دشوار خواهد بود.
با گسترش این صنایع، انتظار میرود تقاضای جهانی مس تا سال ۲۰۵۰ حدود ۵۰ درصد افزایش پیدا کند. مشکل اینجاست که افزایش تولید مس به سادگی افزایش تولید یک کالای معمولی نیست. راهاندازی یک معدن جدید میتواند بیش از ۱۵ سال زمان ببرد و پروژههای بزرگ معدنی نیز ممکن است به سرمایهگذاری ۳۰ تا ۴۰ هزار دلار برای هر تن ظرفیت تولید سالانه نیاز داشته باشند.
به همین دلیل، اگر تقاضا سریعتر از ظرفیت معادن جدید رشد کند، بازار با یک شکاف ساختاری روبهرو خواهد شد. آژانس بینالمللی انرژی پیشبینی کرده است که در صورت ادامه روند فعلی، عرضه مس تا سال ۲۰۳۵ با کسری ۲۵ درصدی نسبت به نیاز بازار مواجه شود.
شیلی؛ بزرگترین تولیدکنندهای که با محدودیتهای فزاینده روبهرو است
شیلی همچنان مهمترین کشور جهان از نظر ذخایر مس محسوب میشود. این کشور حدود ۱۸۰ میلیون تن مس در اختیار دارد که معادل تقریباً ۱۸ درصد ذخایر جهانی است. با وجود این منابع عظیم، افزایش تولید برای شیلی آسان نیست.
مشکل اصلی الزاماً نبود ذخایر نیست، بلکه شرایط اقتصادی و فنی استخراج آنهاست. شرکت دولتی کودلکو، یکی از بزرگترین شرکتهای معدنی جهان، در ژوئیه گذشته اعلام کرد که انتظار دارد تولید مس این شرکت در سالهای آینده تقریباً بدون رشد باقی بماند.
در بزرگترین معدن مس جهان یعنی اسکوندیدا نیز نشانههایی از دشوارتر شدن تولید دیده میشود. تولید این معدن در آخرین سال مالی ۳ درصد کاهش یافت و عیار خوراک تغلیظ آن از ۱.۰۲ درصد به ۰.۹۰ درصد رسید. عیار خوراک تغلیظ در واقع میانگین میزان مس موجود در سنگ معدنی است که وارد کارخانه فرآوری میشود. هرچه این عیار پایینتر بیاید، برای تولید همان میزان مس باید حجم بیشتری از سنگ معدن استخراج و فرآوری شود.
در منطقه پامپا نورته که معدن اسپنس را نیز دربر میگیرد، تولید ۲۱ درصد کاهش یافت؛ زیرا عملیات استخراج به سمت ذخایر عمیقتر و از نظر زمینشناسی پیچیدهتر حرکت کرد.
کاهش عیار سنگ معدن به یکی از مشکلات اساسی صنعت مس تبدیل شده است. زمانی که میزان مس موجود در هر تن سنگ کاهش پیدا میکند، شرکتهای معدنی مجبورند سنگ بیشتری استخراج کنند. این موضوع مصرف انرژی، نیاز به سرمایهگذاری و فشار بر زیرساختهای معدنی را افزایش میدهد و در بسیاری از موارد مستلزم استفاده از فناوریها و روشهای استخراج پیچیدهتر است.
هزینه استخراج مس روزبهروز بیشتر میشود
مشکل دیگری که بازار جهانی مس با آن مواجه است، زمان بسیار طولانی مورد نیاز برای ایجاد ظرفیت جدید است. توسعه یک معدن جدید معمولاً بیش از ۱۵ سال طول میکشد و پروژههای بزرگ ممکن است برای هر تن ظرفیت تولید سالانه به ۳۰ تا ۴۰ هزار دلار سرمایه نیاز داشته باشند.
این مسئله باعث میشود حتی اگر قیمت مس افزایش پیدا کند، تولیدکنندگان نتوانند بلافاصله عرضه بیشتری وارد بازار کنند. میان تصمیم برای احداث یک معدن و رسیدن نخستین محمولههای تجاری آن به بازار ممکن است بیش از یک دهه فاصله وجود داشته باشد.
در شیلی این مشکل با چالشهای دیگری نیز همراه شده است. این کشور علاوه بر مس، یکی از بازیگران مهم بازار لیتیوم است و شیلی، آرژانتین و بولیوی در مجموع کمی بیش از نیمی از ذخایر شناختهشده لیتیوم جهان را در اختیار دارند. جذابیت اقتصادی لیتیوم ممکن است بخشی از سرمایه، نیروی انسانی و توجه سیاستگذاران را از توسعه صنعت مس دور کند.
در سال ۲۰۲۳، گابریل بوریک، رئیسجمهور وقت و چپگرای شیلی، اعلام کرد که اگرچه قراردادهای موجود محترم خواهند ماند، دولت قصد دارد نقش بیشتری در توسعه ذخایر لیتیوم کشور داشته باشد. این تصمیم و ابهام درباره ساختار مشارکت دولت و بخش خصوصی در ابتدا نگرانیهایی در میان سرمایهگذاران ایجاد کرد.
با این حال، پس از روشنتر شدن مدل مشارکت دولتی و خصوصی، علاقه تجاری دوباره افزایش یافت. سرمایهگذاریها ادامه پیدا کرد، هرچند این بخش اکنون بیشتر تحت هدایت دولت و همراه با الزامات و پیچیدگیهای نظارتی بیشتری قرار دارد.
دولت جدید شیلی چه تغییری ایجاد خواهد کرد؟
یکی از متغیرهای مهم آینده، سیاستهای دولت خوزه آنتونیو کاست است که در مارس ۲۰۲۶ روی کار آمد. برنامه او بر جذب سرمایهگذاری بیشتر در بخش معدن، کاهش بار مقرراتی و تسریع روند صدور مجوزها، تشویق اکتشافات جدید، تسهیل فعالیت معادن کوچک و متوسط و بهبود زیرساختهای آبی کشور تمرکز دارد.
این سیاستها میتواند به افزایش سرمایهگذاری در صنعت معدن شیلی کمک کند، اما هنوز مشخص نیست که تا چه اندازه قادر خواهد بود مشکل ساختاری کاهش عیار معادن و دشوارتر شدن استخراج را برطرف کند.
برای بازار جهانی مس، اهمیت این موضوع بسیار زیاد است. اگر بزرگترین تولیدکننده مس جهان نتواند تولید خود را به شکل قابل توجهی افزایش دهد، کشورهای دیگری باید بخشی از شکاف عرضه را پر کنند.
جمهوری دموکراتیک کنگو و زامبیا؛ امیدهای جدید بازار مس
در شرایطی که رشد تولید شیلی محدود به نظر میرسد، جمهوری دموکراتیک کنگو و زامبیا بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفتهاند. جمهوری دموکراتیک کنگو حدود ۱۰ درصد از ذخایر مس جهان و زامبیا حدود ۶ درصد از این ذخایر را در اختیار دارند.
جمهوری دموکراتیک کنگو در سال گذشته توانست تولید مس خود را ۱۰ درصد افزایش دهد و پس از شیلی به دومین تولیدکننده بزرگ جهان تبدیل شود. این کشور در همین مسیر از کشورهایی مانند چین و پرو عبور کرد و نقش آن در بازار جهانی مس اهمیت بیشتری یافت.
اما افزایش تولید در جمهوری دموکراتیک کنگو بدون ریسک نیست. زیرساختهای حملونقل این کشور ضعیف است و کمتر از ۱۰ درصد جادههای آن در تمام طول سال قابل استفاده هستند. کمبود برق نیز یکی دیگر از مشکلات جدی است و شرکتهای معدنی در بسیاری از مواقع مجبورند برای تأمین انرژی خود به ژنراتورهای دیزلی متکی باشند؛ مسئلهای که هزینه تولید را بالا میبرد.
ریسکهای سیاسی نیز قابل توجه هستند. بخشهایی از شرق جمهوری دموکراتیک کنگو با حضور گروههای مسلح و درگیریهای مداوم مواجه است. این کشور در عین حال تلاش کرده روابط خود را در حوزه مواد معدنی متنوع کند و از وابستگی شدید به چین فاصله بگیرد. توافق استراتژیک مواد معدنی با ایالات متحده نیز بخشی از همین تلاش و در ارتباط با روند صلح با رواندا بوده است.
زامبیا ظرفیت بالایی دارد، اما به برق و سرمایه نیازمند است
زامبیا در مقایسه با جمهوری دموکراتیک کنگو از ثبات سیاسی، زیرساخت و ظرفیت حکمرانی بیشتری برخوردار است و به همین دلیل میتواند یکی از گزینههای مهم برای افزایش عرضه جهانی مس باشد.
این کشور برنامه دارد تولید مس خود را سه برابر کند و به سالانه ۳ میلیون تن برساند. با این حال، دستیابی به چنین هدفی نیازمند سرمایهگذاری بسیار گسترده است. یکی از مهمترین موانع نیز کمبود برق است که میتواند توسعه معادن جدید را محدود کند.
افزایش هزینه نیروی کار و فشار برای افزایش دستمزدها نیز میتواند هزینه سرمایهگذاری در پروژههای جدید را بیشتر کند. بنابراین، زامبیا اگرچه ظرفیت بالایی برای افزایش تولید دارد، اما برای تحقق این ظرفیت باید مشکلات زیرساختی و مالی خود را برطرف کند.
کریدور لوبیتو؛ مسیر حیاتی برای افزایش صادرات مس
یکی از مهمترین پروژههایی که میتواند به حل بخشی از مشکلات لجستیکی جمهوری دموکراتیک کنگو و زامبیا کمک کند، کریدور لوبیتو است.
این کریدور یک مسیر اقتصادی و حملونقلی است که بندر لوبیتو در آنگولا را از طریق شبکه ریلی، تأسیسات فرآوری و مراکز لجستیکی به منطقه غنی از مواد معدنی کاتانگا در جمهوری دموکراتیک کنگو و شمال زامبیا متصل میکند.
کریدور لوبیتو در ابتدا به عنوان یکی از ابتکارهای دولت جو بایدن مطرح شد، اما حمایت سیاسی از آن همچنان دوحزبی باقی مانده است. ایالات متحده نیز در سال ۲۰۲۵ تعهد خود را برای ارائه وام ۵۵۰ میلیون دلاری مورد نیاز برای ادامه توسعه این مسیر تأیید کرد.
اگر این کریدور با سرعت مناسب توسعه پیدا کند، میتواند انتقال مواد معدنی از مناطق داخلی آفریقا به بازارهای جهانی را سریعتر و قابل اعتمادتر کند و به جمهوری دموکراتیک کنگو و زامبیا اجازه دهد سهم بیشتری از رشد تقاضای جهانی مس را به خود اختصاص دهند.
رقابت چین و آمریکا بر سر مس شدت میگیرد
با دشوارتر شدن افزایش عرضه مس، دسترسی به تولیدکنندگان بزرگ اهمیت ژئوپلیتیکی بیشتری پیدا میکند. چین در حال حاضر حضور قدرتمندی در صنعت مس جمهوری دموکراتیک کنگو دارد و از طریق سرمایهگذاریهای بزرگ در پروژههای معدنی این کشور، جایگاه مهمی در زنجیره تأمین آن به دست آورده است.
یکی از نمونههای مهم، توسعه ۱.۰۸ میلیارد دلاری معدن مس KFM است. چین همچنین در چندین پروژه معدنی دیگر جمهوری دموکراتیک کنگو حضور دارد.
در مقابل، ایالات متحده تلاش میکند دسترسی خود را به مواد معدنی حیاتی افزایش دهد؛ موضوعی که در شرایط رقابت فزاینده واشنگتن و پکن بر سر زنجیرههای تأمین اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
بر اساس توافق مشارکت استراتژیک میان ایالات متحده و جمهوری دموکراتیک کنگو، این کشور قصد دارد صادرات مس خود به آمریکا را به ۵۰۰ هزار تن در سال افزایش دهد. این هدف نشان میدهد مس دیگر فقط یک کالای صنعتی نیست و میتواند به بخشی از رقابت ژئوپلیتیکی بر سر فناوری، انرژی و زنجیرههای تأمین تبدیل شود.
شیلی به دنبال کاهش وابستگی به بازار چین است
موضوع فقط میزان تولید مس نیست؛ مقصد این تولید نیز اهمیت دارد. چین در سالهای گذشته بزرگترین بازار مس شیلی بوده و همین مسئله باعث شده است بزرگترین تولیدکننده مس جهان تا حد زیادی به شرایط تقاضا در اقتصاد چین وابسته باشد.
شیلی اکنون تلاش میکند این وابستگی را کاهش دهد و در کنار صادرات کنسانتره مس، ظرفیت تولید مس تصفیهشده را نیز افزایش دهد.
در همین راستا، در ۱۰ آگوست، رویترز از مذاکرات میان شرکت دولتی کودلکو شیلی و شرکت هندوستان کاپر هند برای ایجاد یک سرمایهگذاری مشترک خبر داد. چنین همکاریهایی میتواند بخشی از تلاش شیلی برای متنوع کردن بازارهای صادراتی و شرکای تجاری خود باشد.
بحران مس فقط مشکل کمبود ذخایر نیست
آنچه تحولات شیلی، جمهوری دموکراتیک کنگو و زامبیا نشان میدهد این است که بحران احتمالی مس را نمیتوان صرفاً به کمبود ذخایر نسبت داد. ذخایر مس در جهان همچنان قابل توجه است، اما استخراج آنها روزبهروز پرهزینهتر، زمانبرتر و پیچیدهتر میشود.
از یک سو، کاهش عیار معادن موجود باعث میشود شرکتها برای تولید همان میزان مس به استخراج و فرآوری حجم بیشتری از سنگ نیاز داشته باشند. از سوی دیگر، توسعه معادن جدید بیش از ۱۵ سال زمان میبرد و میلیاردها دلار سرمایه میخواهد. در کشورهای تولیدکننده نیز عواملی مانند کمبود برق، ضعف زیرساخت، مقررات، مسائل اجتماعی و ریسکهای ژئوپلیتیکی میتوانند سرعت افزایش عرضه را کاهش دهند.
همزمان، تقاضا به دلیل رشد هوش مصنوعی، مراکز داده، خودروهای برقی، شبکههای برق و فناوریهای انرژی پاک در حال افزایش است. پیشبینی رشد ۵۰ درصدی تقاضا تا سال ۲۰۵۰ و احتمال کسری ۲۵ درصدی عرضه تا سال ۲۰۳۵ نشان میدهد فاصله میان نیاز بازار و توان تولید میتواند به یکی از مهمترین چالشهای اقتصاد جهانی تبدیل شود.
بازار مس در آستانه دورهای قرار گرفته که در آن ارزش این فلز فقط به قیمت آن در بازارهای جهانی محدود نخواهد شد. کشورهایی که ذخایر بزرگ مس دارند، از شیلی و جمهوری دموکراتیک کنگو گرفته تا زامبیا، میتوانند نقش بسیار مهمتری در اقتصاد و سیاست جهانی پیدا کنند؛ اما داشتن ذخایر بهتنهایی کافی نیست.
سؤال اصلی برای سرمایهگذاران و شرکتهای صنعتی این است که کدام کشور میتواند ذخایر خود را با سرعت، مقیاس و قابلیت اطمینان لازم به تولید واقعی تبدیل کند. شیلی منابع عظیم دارد، اما با کاهش عیار و محدودیت رشد تولید روبهرو است. جمهوری دموکراتیک کنگو ظرفیت افزایش تولید را نشان داده، اما با مشکلات زیرساختی و سیاسی مواجه است. زامبیا از ثبات بیشتری برخوردار است، ولی برای رسیدن به هدف تولید سالانه ۳ میلیون تن به سرمایهگذاری و برق بیشتری نیاز دارد.
در چنین شرایطی، مسیرهایی مانند کریدور لوبیتو، سرمایهگذاریهای خارجی و توافقهای استراتژیک میان تولیدکنندگان و مصرفکنندگان میتوانند به اندازه خود معادن اهمیت پیدا کنند. مس در اقتصاد آینده نقشی اساسی خواهد داشت و همین موضوع احتمالاً آن را از یک کالای صنعتی معمولی به یک دارایی استراتژیک و ژئوپلیتیکی تبدیل خواهد کرد.
اگر رشد تقاضا مطابق پیشبینیها ادامه پیدا کند، رقابت اصلی در سالهای آینده دیگر فقط بر سر این نخواهد بود که «چه کسی مس دارد»، بلکه بر سر این خواهد بود که «چه کسی میتواند مس را سریعتر، ارزانتر و مطمئنتر به بازار برساند». این همان نقطهای است که بحران احتمالی مس را به مسئلهای فراتر از معدن تبدیل میکند؛ مسئلهای مرتبط با امنیت انرژی، فناوری، تجارت جهانی و رقابت قدرتهای بزرگ.