چرا سئول به درخواست ترامپ برای همراهی در «خلع سلاح اتمی ایران» پاسخ منفی داد؟
کره جنوبی میخواهد «متحد» باشد، نه «تابع»
شاید مهمترین دلیل مخالفت سئول، نه ایران، بلکه پیونگیانگ باشد. کره جنوبی نمیتواند بهراحتی از این واقعیت عبور کند که هر تصمیم آمریکا درباره ایران، در کره شمالی نیز با دقت مطالعه میشود.
این شاید مهمترین جمله برای فهم سیاست خارجی امروز سئول است
تصمیم اخیر کره جنوبی برای نپیوستن به تلاشهای آمریکا علیه برنامه هستهای ایران، در کنار دستور دونالد ترامپ برای کاهش قابلتوجه مانورهای نظامی مشترک آمریکا و کره جنوبی، فقط یک اختلاف مقطعی میان واشنگتن و سئول نیست؛ این اتفاق میتواند نشانهای از تغییر عمیقتر در نگاه کره جنوبی به جایگاه آمریکا و مفهوم «اتحاد» باشد.
ترامپ روز یکشنبه اعلام کرد که به وزیر جنگ خود دستور داده است مانورهای مشترک با کره جنوبی را «بهطور قابل توجهی کاهش دهد». او همزمان گفت که از رئیسجمهور کره جنوبی پرسیده که آیا سئول حاضر است در تلاش آمریکا برای «خلع سلاح اتمی ایران» مشارکت کند و پاسخ کرهایها منفی بوده است: "ممنون، نه!". ترامپ همچنین رابطه خوب خود با کیم جونگاون را یکی از دلایل مخالفتش با برگزاری مانورهای بزرگ نظامی در شبهجزیره کره عنوان کرد.
اما چرا کره جنوبی، با وجود یکی از مستحکمترین اتحادهای امنیتی جهان با آمریکا، حاضر نشد در کنار واشنگتن قرار بگیرد؟
کرهایها یک سؤال ساده دارند: «این جنگ چه ارتباطی با ما دارد؟»
برای سئول، ایران هزاران کیلومتر دورتر است. کره جنوبی نه با ایران مرز مشترک دارد و نه منافع امنیتی مستقیم در خاورمیانه.
برعکس، ورود کره به یک درگیری نظامی با ایران میتواند برای این کشور هزینههای سنگینی داشته باشد؛ از افزایش قیمت انرژی و اختلال در مسیرهای کشتیرانی گرفته تا افزایش ریسک برای شرکتها و اتباع کرهای در خاورمیانه.
کره جنوبی کشوری است که اقتصادش به واردات انرژی و تجارت جهانی وابسته است. بنابراین طبیعی است که دولت لی جائهمیونگ نخواهد در جنگی وارد شود که از نگاه سئول، ارتباط مستقیمی با امنیت ملی کره ندارد.
مسئله مهمتر: کره شمالی
اما شاید مهمترین دلیل مخالفت سئول، نه ایران، بلکه پیونگیانگ باشد. کره جنوبی نمیتواند بهراحتی از این واقعیت عبور کند که هر تصمیم آمریکا درباره ایران، در کره شمالی نیز با دقت مطالعه میشود.
اگر آمریکا با قدرت نظامی به دنبال خلع سلاح ایران باشد، اما همزمان با کره شمالی وارد مذاکره شود، پیونگیانگ ممکن است به این نتیجه برسد که داشتن سلاح هستهای بهترین تضمین برای بقای نظام است.
دولت لی جائهمیونگ نیز آشکارا نگران چنین پیامدی است.
سیاست جدید سئول به سمت کاهش تنش، گفتوگو و «صلحمحوری» حرکت کرده و در داخل دولت نیز درباره چگونگی تعامل با کره شمالی بحثهای جدی وجود دارد.
از نگاه سئول، بنابراین مسئله ایران فقط «ایران» نیست؛ مسئله این است که آمریکا چه الگویی برای جهان و بهویژه کره شمالی ایجاد میکند.
نسل جدید کرهایها؛ آمریکادوست، اما نه آمریکازده
اینجا به یک تغییر نسلی مهم میرسیم. کره جنوبی هنوز آمریکا را دشمن نمیداند؛ برعکس، بخش بزرگی از جامعه کره برای نقش آمریکا در جنگ کره، امنیت شبهجزیره و بازسازی اقتصادی پس از جنگ احترام قائل است.
اما باید یک تفاوت مهم را دید:
نسل جدید کرهایها آمریکا را دوست و شریک میداند، اما الزاماً حاضر نیست منافع ملی کره را فدای منافع آمریکا کند.
این نسل در کرهای رشد کرده که دیگر آن کشور فقیر و جنگزده دهه ۱۹۵۰ نیست؛ کره امروز یک قدرت صنعتی، فناوری، فرهنگی و اقتصادی جهانی است؛ سامسونگ، هیوندای، الجی، SK، کیپاپ، هوش مصنوعی، نیمهرساناها و صنایع دفاعی خود را دارد و دیگر احساس نمیکند برای تعریف جایگاه جهانی خود به اجازه هیچ قدرتی نیاز دارد.
به بیان سادهتر:
کره جنوبی از آمریکا تشکر میکند، به آمریکا احترام میگذارد، با آمریکا متحد است؛ اما خودش را دیگر زیر سایه آمریکا تعریف نمیکند.
این تغییر نگرش را نباید با «ضدآمریکایی شدن» اشتباه گرفت. موضوع، بیشتر ملیگرایی مدرن و افزایش اعتمادبهنفس راهبردی کره است.
کره جنوبی میخواهد «متحد» باشد، نه «تابع»
این شاید مهمترین جمله برای فهم سیاست خارجی امروز سئول باشد.
کره جنوبی میداند که در برابر کره شمالی به همکاری نظامی آمریکا نیاز دارد. بنابراین قرار نیست فردا از ائتلاف آمریکا خارج شود.
اما همزمان میخواهد در موضوعاتی که مستقیماً با منافع کره ارتباط ندارند، تصمیم مستقل بگیرد.
این همان چیزی است که میتوان آن را «خودمختاری راهبردی کره جنوبی» نامید.
*منبع: کانال بازنگاه