چرا نباید دوگانه شکست یا پیروزی در جنگ را به عنوان پارامتری اساسی در تدوین راهبرد در نظر گرفت؟
عبور از دوگانهسازیهای بیفایده
وضعیت فعلی که ایران در آن قرار گرفته، بدون هزینه نبوده است. و این هزینهها به زودی جبران نمیشوند. معمایی که ایران با آن روبرو شده- که از نظر نویسنده جوابش روشن است- این است که با ادامه جنگ چه بدست میآورد و آیا ادامه جنگ لزوما به تقویت قدرت ایران منجر خواهد شد؟
با گذشت بیش از چهار ماه از جنگ ایالات متحده و اسرائیل با ایران، شاید وقتش رسیده باشد که فراتر است غبار جنگ، موقعیت استراتژیک ایران در داینامیک اخیر را موشکافانهتر بررسی کرد.
این بررسی به طور حتم شامل برخی واقعیتهای خشک است که شنیدنش برای برخی خوشایند نیست. واقعیت نخست از پاسخ به این سوال بسیار مهم بیرون میآید که توان ساختار در ایران برای حفظ خود، صرفا ناشی از قابلیتهای نظامیاش در نبرد با ایالات متحده بوده یا اینکه محدودیتهای سیاسی در ایالات متحده برای ادامه درگیری باعث شده که وضعیت در دامنهای از کاهش درگیری قرار بگیرد؟ شاید بگویید فرقی ندارد وقتی نتیجه یکی است. این استدلال تا حدودی درست است اما فرق ماجرا زمانی پدیدار میشود که نگاهمان به اینده کوتاه مدت و میانمدت باشد. چرا ایران با مشکلات ساختاری زیادی روبرو است و پایان صرفا درگیری لزوما این مشکلات را از میان نمیبرد.
وضعیت فعلی که ایران در آن قرار گرفته، بدون هزینه نبوده است. و این هزینهها به زودی جبران نمیشوند. معمایی که ایران با آن روبرو شده- که از نظر نویسنده جوابش روشن است- این است که با ادامه جنگ چه بدست میآورد و آیا ادامه جنگ لزوما به تقویت قدرت ایران منجر خواهد شد؟ آیا ادامه جنگ دستاورد اقتصادی برای ایران به دنبال خواهد داشت؟ آیا باعث تقویت جایگاه دیپلماتیک ایران در منطقه میشود؟
پاسخ به این سوالات در تعیین راهبرد در آینده بسیار حیاتی است. ساختار سیاسی در ایران امروز با چالشهای عمیق سیاسی، اقتصادی، امنیتی و اجتماعی روبرو است. البته این چالشها جدید نیستند. در گذشته هم بودهاند و هرگز راهحل جامعی برایشان اندیشیده نشد. اما این جنگ این چالشها را و سرعتشان و قدرت آسیبزننده بودنشان دو چندان کرده و چشمانداز رسیدن به راهحل را تیرهتر کردهاست. در نتیجه اگر وضعیت به همین منوال ادامه یابد و تغییری پارادایمی در دانیامیک درگیری و روندهای دیپلماتیک رخ دهد، در آینده نزدیک، توانایی سیستم برای بازیابی و شکلدادن به محیط استراتژیکی که در آن قرار خواهد گرفت، بسیار محدودتر خواهد شد.
ادامه درگیری ممکن است محدودیتهایی که دولت ترامپ در ادامهدادن جنگ با آن مواجه است را حفظ کند اما لزوما به تقویت قدرت ایران منجر نخواهد شد. ادامه درگیری باعث نخواهد شد که مشکلات اقتصادی، زیرساختهای آسیبدیده و اعتراض اجتماعی بهبود یابند. بلکه ادامه درگیری به فرسایش قدرت ایران در همه حوزهها خواهد انجامید. اینجا است که ضرورت خروج هر چه سریعتر از این وضعیت پدیدار میشود.
اندیشیدن به به داینامیک وضع موجود نباید از دریچه چه کسی پیروز است و چه کسی شکست خوردهاست انجام شود. این ترازوی ذهنی نادرست ممکن است نتایج نادرست و بلکه خطرناکی به دست دهد. ایالات متحده در رسیدن به اهداف استراتژیکش ناکام مانده اما در عین حال آسیبهای تاکتیکی فراوانی به ایران وارد کرده که در صورت بهبودنیافتن میتوانند بحرانهای استراتژیک برای کشور ایجاد کنند. بنابراین تمرکز بیش از حد بر شکستهای ایالات متحده در این جنگ اگر منجر به تصور پیروزی کامل ایران باشد، منجر به تدوین راهبردهای غلط خواهد شد. توازن در بررسی وضعیت باید برقرار باشد.
در شرایط فعلی اولویتهای ایران تغییر نکرده است. همان اولویتهایی که قبل از جنگ وجود داشت هنوز هم بر سر جای خود باقی هستند اما تفاوت مهم این است که حالا با توجه به آسیبهای ناشی از جنگ، برآوردهکردن آن اولویتها به مراتب دشوارتر شده و به تصمیماتی به مراتب بزرگتر نیاز دارد.
حالا ایران نه تنها به پایان دائمی خصومت نیاز دارد بلکه به برداشته شدن تحریمها نیز نیاز مبرم دارد. یکی بدون دیگری هیچ دردی از مشکلات این کشور دوا نخواهد کرد.