دو شأن جداگانه
پیامبر ما امر سیاسی را حقیقتی از پیش مکشوف و متعین نمیبیند، آن را به شور میگذارد و از طریق مشورت با اهل مدینه تصمیم میگیرد.
پیامبر ما محمد که درود خدا بر او باد، دو نقش بزرگ در تاریخ ایفا کرد.
نقش نخست او پیامبرانه بود. او تجربهٔ عمیق معنوی خود از وحدانیت خداوند و عالم هستی و حیات اخروی و راه سعادت بشر را به صورت یک جهانبینی در قالب آیاتی معطوف به حسن رفتار و اخلاق فردی و جمعی نوع انسان ارائه کرد تا برای همیشه راهنمای رهجویان باشد.
نقش دوم او رهبری سیاسی یک جامعهٔ کوچک بود که از راه یک توافق توسط مردم مدینه به او واگذار شد و از شأن پیامبرانهٔ او ماهیتی جدا داشت.
محمد ۱۳ سال در زادگاه خود مکه، فقط پیامبر بود و از قوم خود اذیت و آزار بسیار دید.
۱۰ سال آخر زندگانی پیامبر ما علاوه بر رسالت پیامبری، رهبری سیاسی مردم یثرب بود که به مدینه یعنی شهر یا مرکزی از مدنیت و قانونمندی در برابر توحش و بیقانونی تغییر نامش داد.
پیامبر رهبر سیاسی بسیار کاردان و واقعبین و توانایی بود. به مقتضای امر سیاست به وقت لازم، قرارداد بست، جنگید، صلح کرد، بخشید، سخت گرفت، عقبنشینی کرد و به پیش رفت.
رسالت پیامبری، انسان را "بدانگونه که باید باشد" خطاب قرار میدهد، اما رهبری سیاسی انسان را "بدانگونه که هست" اداره میکند.
از این رو پیامهای پیامبرانهٔ محمد میراثی فراتاریخی و همیشگی است و رهبری سیاسی او تابع ماهیت متغیر و متحول شرایط روز است و همهٔ بغرنجیها و تراژدیهای انعطافپذیریهای لازمهٔ امور نسبی را با خود دارد.
پیامبر ما امر سیاسی را حقیقتی از پیش مکشوف و متعین نمیبیند، آن را به شور میگذارد و از طریق مشورت با اهل مدینه تصمیم میگیرد.
کسانی از باورمندان و یا بیباوران به آیین محمد توان تفکیک بین این دو نقش را ندارند و از همین رو در فهم کار سترگ او دچار بدفهمی میشوند.
*منبع: کانال تلگرامی نویسنده