هفت پروژه خط لوله کشورهای خلیج فارس برای دور زدن تنگه هرمز؛
تغییر شکل مسیر تجاری دریای سرخ - آفریقا
تولیدکنندگان خلیج فارس به طور فزایندهای وابستگی به یک گلوگاه دریایی در امتداد خط ساحلی ایران را به عنوان یک ریسک بلندمدت غیرقابل قبول میبینند.
پیش از جنگ ایران، روزانه حدود ۱۵ میلیون بشکه نفت خلیج فارس از تنگه هرمز عبور میکرد که این آبراه باریک را به یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان تبدیل میکرد. حالا؛ حداقل ۷ پروژه بزرگ خط لوله در حال اجرا یا برنامهریزی برای تغییر مسیر صادرات نفت از طریق دریای سرخ، خلیج عمان و مدیترانه هستند.
تولیدکنندگان نفت خلیج فارس به دلیل تنشهای منطقهای، به ویژه با ایران، در حال تسریع برنامههای خود برای دور زدن تنگه هرمز هستند.
این جایگزینها میتوانند خط ساحلی دریای سرخ آفریقا را به مرکز تجارت جهانی انرژی تبدیل کنند.
گلدمن ساکس تخمین میزند که تا سال ۲۰۲۸، حدود ۶۰ درصد از صادرات نفت خلیج فارس میتواند با استفاده از این مسیرهای جدید، از تنگه هرمز اجتناب کند.
اکنون، تولیدکنندگان نفت خلیج فارس در حال تسریع برنامههایی برای کاهش وابستگی خود به این مسیر هستند، تغییری که میتواند خط ساحلی دریای سرخ آفریقا - که کشورهایی مانند مصر، سودان، اریتره و جیبوتی را در بر میگیرد - را در قلب نقشه جدید انرژی جهانی قرار دهد.
در این راستا، دولتها و شرکتهای انرژی در سراسر خلیج فارس حداقل ۷ پروژه بزرگ خط لوله را دنبال میکنند.
این پروژهها برای تغییر مسیر نفت خام به پایانههای صادراتی در دریای سرخ، خلیج عمان و مدیترانه طراحی شدهاند و تنگه هرمز را دور میزنند، جایی که تنشها با ایران بارها کشتیرانی را مختل کرده است.
زیرساختهای برنامهریزیشده میتواند اهمیت استراتژیک دریای سرخ را به میزان قابل توجهی افزایش دهد و کشورهای آفریقایی هممرز با این آبراه را در امتداد یک کریدور انرژی جهانی که به طور فزایندهای حیاتی است، قرار دهد.
عربستان در حال حاضر خط لوله شرق-غرب خود را که نفت خام را از مرکز فرآوری بقیق به ینبع در دریای سرخ منتقل میکند، اداره میکند. این خط لوله که در طول جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ ساخته شد، با تشدید تنشهای منطقهای به یک جایگزین حیاتی تبدیل شده است.
امارات همچنین در حال توسعه یک خط لوله ۳ میلیارد دلاری است که میادین نفتی این کشور را به فجیره در خلیج عمان متصل میکند و انتظار میرود تا اواسط سال ۲۰۲۷ تکمیل شود.
عراق همزمان در حال بررسی مسیرهای صادراتی جدید از طریق ترکیه و سوریه است که میتواند تا ۲ میلیون بشکه در روز را منتقل کند، در حالی که مذاکرات در مورد خط لوله دیگری به بندر عقبه اردن در دریای سرخ ادامه دارد.
طبق گزارش گلدمن ساکس، این پروژههای ترکیبی میتوانند تا پایان سال ۲۰۲۷، ۳.۸ میلیون بشکه در روز به ظرفیت گذرگاه فرعی اضافه کنند و تا پایان سال ۲۰۲۸ به ۷.۳ میلیون بشکه در روز برسند. در صورت تکمیل، تا ۶۰ درصد از صادرات نفت خلیج فارس قبل از جنگ (حدود ۲۳ میلیون بشکه در روز) میتواند به طور کامل از تنگه هرمز اجتناب کند.
این سرمایهگذاری پس از ماهها اختلال در عرضه نفت به دلیل جنگ با ایران صورت میگیرد که فشار بر تنگه هرمز را حفظ کرده و قیمت نفت خام برنت را به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسانده است. تولیدکنندگان خلیج فارس به طور فزایندهای وابستگی به یک گلوگاه دریایی در امتداد خط ساحلی ایران را به عنوان یک ریسک بلندمدت غیرقابل قبول میبینند.
با وجود این تنوعبخشی، مسیرهای جایگزین همچنان در معرض خطرات ژئوپلیتیکی هستند. حوثیهای یمن که تحت حمایت ایران هستند، به حملات خود به کشتیها در دریای سرخ، از جمله حملات اخیر به نفتکشهای عربستان، ادامه دادهاند و این نشان میدهد که مسیر صادراتی جایگزین منطقه نیز آسیبپذیر است.
برخی از مسیرهای جدید همچنین هزینههای حمل و نقل بالاتری دارند. نفتی که از طریق دریای مدیترانه حمل میشود ممکن است برای رسیدن به بازارهای آسیایی نیاز به سفرهای طولانیتری در اطراف آفریقا داشته باشد، در حالی که کانال سوئز نمیتواند بزرگترین حاملهای نفت خام جهان را در خود جای دهد و این امر باعث کاهش کارایی حمل و نقل میشود.
خود خطوط لوله نیز آسیبپذیر بودهاند، به طوری که خط لوله شرق به غرب عربستان پیش از این هدف حمله پهپادی حوثیها قراررفته بود.
با این حال، تلاش چند میلیارد دلاری کشورهای خلیج فارس برای ایجاد زیرساختها، جریان انرژی جهانی را تغییر خواهد داد. با هدایت بیشتر نفت به سمت پایانههای دریای سرخ، خط ساحلی آفریقا میتواند به عنوان یک حلقه حیاتیتر در تجارت بینالمللی ظهور، و اهمیت استراتژیک این قاره را در زنجیره تأمین انرژی جهان تقویت کند.
*منبع: بیزینس اینستایدر ترجمه کانال بازنگاه