صنعتیسازی ساختمان؛ روایتی اجتماعی از یک ضرورت ملی
هر فناوری زمانی فراگیر میشود که جامعه به آن اعتماد کند، آن را بشناسد و منافعش را در زندگی روزمره خود لمس کند. فناوری، پیش از آنکه وارد بازار شود، باید وارد ذهن جامعه شود.
در سالهای اخیر، «صنعتیسازی ساختمان» به یکی از مهمترین راهبردهای توسعه صنعت ساختوساز کشور تبدیل شده است. افزایش سرعت اجرا، ارتقای کیفیت، کاهش هزینههای بلندمدت، صرفهجویی در مصرف انرژی، کاهش ضایعات ساختمانی و بهبود ایمنی، تنها بخشی از مزایایی است که این رویکرد برای توسعه کشور به همراه دارد. با این حال، پرسشی اساسی همچنان باقی است؛ اگر صنعتیسازی تا این اندازه مزیت دارد، چرا هنوز نتوانسته به انتخاب نخست بازار ساختمان ایران تبدیل شود؟
پاسخ این پرسش را نباید صرفاً در کارخانهها، کارگاهها، آییننامهها یا فناوریهای نوین جستوجو کرد. مسئله اصلی، در لایهای عمیقتر به نام « پذیرش اجتماعی» قرار دارد.
جامعهشناسان توسعه سالهاست بر این نکته تأکید میکنند که موفقیت هیچ فناوری، صرفاً به برتری فنی آن وابسته نیست. هر فناوری زمانی فراگیر میشود که جامعه به آن اعتماد کند، آن را بشناسد و منافعش را در زندگی روزمره خود لمس کند. فناوری، پیش از آنکه وارد بازار شود، باید وارد ذهن جامعه شود.
در ایران، بخش قابل توجهی از افکار عمومی هنوز تصویر روشنی از ساختمان صنعتی ندارد. برای بسیاری از مردم، صنعتیسازی همچنان مفهومی مبهم است؛ گاهی با ساختمانهای موقت اشتباه گرفته میشود و گاهی کیفیت آن، بدون تجربه و شناخت کافی، مورد تردید قرار میگیرد. این ذهنیت، بیش از آنکه ریشه در واقعیتهای فنی داشته باشد، محصول خلأ ارتباطی و ضعف در روایتسازی است.
ما در سالهای گذشته برای تولید فناوری سرمایهگذاری کردهایم، اما برای «تولید اعتماد» کمتر برنامهریزی کردهایم.
در ادبیات جامعهشناسی، میان «نوآوری» و «پذیرش نوآوری» فاصلهای جدی وجود دارد. این فاصله را نه مهندسان، بلکه فرهنگ، آموزش، رسانه و ارتباطات پر میکنند. هیچ فناوری، صرفاً با صدور بخشنامه یا تدوین استاندارد به فرهنگ عمومی تبدیل نمیشود.
از همین منظر، صنعتیسازی ساختمان نیازمند یک پیوست فرهنگی و رسانهای است. پیوستی که همتراز مطالعات فنی و اقتصادی، برای آن برنامهریزی شود. این پیوست باید به این پرسشها پاسخ دهد: مردم چه تصوری از ساختمان صنعتی دارند؟ نگرانیهای آنان چیست؟ چگونه میتوان اعتماد عمومی را افزایش داد؟ چه کسانی مرجع اقناع افکار عمومی هستند؟ و رسانه چگونه میتواند روایت صحیح این تحول را شکل دهد؟
رسانه در این میان، صرفاً وظیفه اطلاعرسانی ندارد؛ بلکه وظیفه «معناسازی» بر عهده اوست. اگر رسانهها درباره صنعتیسازی صرفاً به انتشار اخبار افتتاح پروژهها بسنده کنند، بخش مهمی از مأموریت خود را انجام ندادهاند. جامعه نیازمند روایت است؛ روایت از کیفیت، ایمنی، دوام، تجربه موفق بهرهبرداران، مزیتهای اقتصادی، آثار زیستمحیطی و نقش صنعتیسازی در ارتقای کیفیت زندگی شهروندان.
فرهنگسازی نیز تنها با تبلیغات محقق نمیشود. فرهنگسازی یعنی ایجاد گفتوگو، پاسخ به ابهامها، اصلاح ذهنیتهای نادرست و مشارکت دادن مردم در فرآیند تحول. در این مسیر دولت، رسانهها، دانشگاهها، انجمنهای تخصصی، نظام مهندسی، شرکتهای دانشبنیان و فعالان صنعت ساختمان، همگی مسئولیتی مشترک دارند.
از سوی دیگر، صنعتیسازی ساختمان نباید صرفاً یک پروژه عمرانی تلقی شود؛ بلکه باید آن را بخشی از سیاستهای کلان توسعه ملی دانست. کشوری که به دنبال افزایش بهرهوری، کاهش اتلاف منابع، ارتقای تابآوری شهری و توسعه پایدار است، ناگزیر باید برای پذیرش اجتماعی فناوریهای نوین نیز سرمایهگذاری کند.
به گمان من، امروز مهمترین نیاز صنعتیسازی ساختمان در ایران، نه صرفاً توسعه خطوط تولید، بلکه توسعه سرمایه اجتماعی پیرامون این فناوری است. اعتماد عمومی، مهمترین زیرساخت صنعتیسازی است؛ زیرساختی که نه با بتن ساخته میشود و نه با فولاد، بلکه با آگاهی، گفتوگو، شفافیت، آموزش و رسانه شکل میگیرد.
اگر میخواهیم صنعتیسازی ساختمان از یک سیاست دولتی به یک مطالبه عمومی تبدیل شود، باید بپذیریم که این مسیر از کارخانه آغاز نمیشود؛ از فرهنگ آغاز میشود.