نمیتواند تشخیص دهد
در ماجرای میناب هیچ ابهامی وجود ندارد. تصاویر ماهوارهای نشان دادند که هفت ساختمان در حملهای که به نظر میرسید کاملاً دقیق و هدایتشده باشد، هدف قرار گرفتهاند.
ترامپ میتواند از مدار زمین، نام روی کارت شناسایی یک تکنسین را بخواند؛ اما ظاهراً نمیتواند تشخیص دهد چه کسی یک مدرسه ابتدایی را در میناب بمباران کرده است.
او همزمان بر دو ادعایی پافشاری میکند که جمع میان آنها ناممکن است.
ادعای نخست این است که سامانههای اطلاعاتی و شناسایی آمریکا آنقدر دقیق و پیشرفتهاند که میتوانند از فضا، نام روی کارت شناسایی نصبشده بر سینه یک تکنسین را در داخل یک تأسیسات فوقامنیتی ایران بخوانند. او بارها با افتخار گفته است که آمریکا میداند چه زمانی «محمدِ فلانی» با یک بیل در نقطهای ممنوعه ایستاده است و میتواند همان لحظه که حرکت کند، او را هدف قرار دهد. ترامپ در سال ۲۰۱۹ نیز تصویری ماهوارهای از یک پایگاه پرتاب ایران منتشر کرد که وضوح آن، به گفته کارشناسان، حدود سه برابر بهتر از بالاترین کیفیت تصاویر ماهوارهای تجاری موجود بود.
ادعای دوم این است که همین دستگاه اطلاعاتی و شناسایی قادر نیست مشخص کند چه کسی در ۲۸ فوریه مدرسه ابتدایی دخترانهای را در میناب بمباران کرد و ۱۶۸ کودک را به قتل رساند؛ اینکه تصاویر «شاید با هوش مصنوعی تولید شده باشند» و «هیچ گزارش قطعی» در اینباره امکانپذیر نباشد.
این دو ادعا نمیتوانند همزمان درست باشند. همان دقتی که ترامپ هنگام نمایش قدرت آمریکا به آن میبالد، همان دقتی است که وقتی علیه او به کار میرود، مسئولیتش را اثبات میکند.
در ماجرای میناب هیچ ابهامی وجود ندارد. تصاویر ماهوارهای نشان دادند که هفت ساختمان در حملهای که به نظر میرسید کاملاً دقیق و هدایتشده باشد، هدف قرار گرفتهاند. تحلیلگران نوع مهمات بهکاررفته را موشک تاماهاوک تشخیص دادند؛ سلاحی که در این جنگ، تنها ایالات متحده از آن استفاده میکند. رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا نیز تأیید کرد که نخستین موشکهای تاماهاوک توسط نیروی دریایی آمریکا شلیک شدهاند. شبکه سیانان گزارش داد که مقامهای آمریکایی ظرف چند روز، عامل احتمالی حمله را شناسایی کرده بودند؛ فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) اعلام کرد که تحقیقات تا ماه مه تقریباً تکمیل شده بود؛ و بازرسان آمریکایی نیز در محافل غیرعلنی مسئولیت ایالات متحده را پذیرفتهاند. بنابراین، هنگامی که ترامپ میگوید هیچکس هرگز نمیتواند حقیقت را بداند، او از محدودیت توان اطلاعاتی سخن نمیگوید؛ بلکه از تصمیم به عدم افشای حقیقت سخن میگوید.
ادعای «ساختهشدن تصاویر با هوش مصنوعی» نیز آشکارا بیاساس است. نهادهای مستقل راستیآزمایی اصالت تصاویر را تأیید کردهاند و این تصاویر فاقد خطاهای مکانی و ناهنجاریهای فیزیکیای هستند که معمولاً تصاویر جعلی را افشا میکنند.
همین طفره رفتن، خود گواه ماجراست: «کار ما نبود؛ شاید ایران هم تاماهاوک داشته باشد؛ مدتها از آن گذشته؛ اشتباه پیش میآید؛ از هگست بپرسید؛ تصاویر جعلیاند؛ هیچ گزارش قطعی ممکن نیست.» و هنگامی که از ترامپ در برابر دوربین پرسیده شد آیا نتایج تحقیقات منتشر خواهد شد یا نه، تنها سکوت پاسخ او بود. دولتی که بتواند بیگناهی خود را اثبات کند، گزارش را منتشر میکند؛ اما دولتی که از انجام این کار ناتوان باشد، آن را پنهان میکند؛ همانگونه که به نظر میرسد سنتکام چنین کرده است.
از این مجموعه، دو نتیجه حقوقی به دست میآید:
۱. نخست، مسئولیت: تمامی رشتههای شواهد به یک عامل واحد اشاره دارند.
۲. دوم، عدم تمایل: گزارش مسکوتمانده، فرافکنیهای مکرر، و یافته بازرس کل وزارت دفاع آمریکا مبنی بر اینکه این وزارتخانه تدابیر حفاظتی خود برای کاهش آسیب به غیرنظامیان را اجرا نکرده است، نه ناتوانی، بلکه امتناع از انجام تکلیف را ثابت میکند.
این امتناع، پیامدهای حقوقی مشخصی دارد. حمله مضاعف («دابلتپ») به مدرسهای مملو از کودکان هفتساله، نقض فاحش کنوانسیونهای ژنو و جنایت جنگی موضوع ماده ۸ اساسنامه رم محسوب میشود. تعهد به تحقیق، در وهله نخست بر عهده دولت مسئول است. اما هرگاه آن دولت «واقعاً مایل» به انجام تحقیق یا تعقیب کیفری نباشد، معیار «تکمیلی بودن» مندرج در ماده ۱۷ اساسنامه رم محقق میشود. در چنین شرایطی، دولتهایی که صلاحیت قضایی جهانی را به رسمیت میشناسند ــ از جمله بسیاری از کشورهای اروپایی که به استقلال دستگاه قضایی خود میبالند ــ میتوانند تحقیقات کیفری را آغاز کرده و برای مقامهای آمریکایی که دستور اجرای عملیات میناب را صادر یا فرماندهی کردهاند، قرار جلب یا حکم بازداشت صادر کنند.
هیچیک از این موارد، یک استثنا یا حادثهای منفرد نیست؛ بلکه بخشی از یک الگوی رفتاری است.
*منبع: کانال تلگرامی نویسنده