| کد مطلب: ۶۵۸۴۵

ترامپ پرده را کنار زد؛ جنگ سوم ایران و آمریکا وارد فاز رسمی شد جنگ سوم برای فتح تهران نیست، برای فتح تصمیم تهران است

تحولات اخیر نشان می‌دهد که مناسبات ایران و آمریکا وارد مرحله‌ای شده که می‌توان آن را «جنگ سوم» نامید؛ مرحله‌ای که اگرچه هنوز به شکل یک جنگ کلاسیک برای اشغال سرزمین تعریف نمی‌شود، اما از منظر راهبردی، ابعاد آن از بسیاری از درگیری‌های متعارف گسترده‌تر و پیچیده‌تر است.

ترامپ پرده را کنار زد؛ جنگ سوم ایران و آمریکا وارد فاز رسمی شد جنگ سوم برای فتح تهران نیست، برای فتح تصمیم تهران است
حمید آصفی؛
 
این جنگ را نمی‌توان با معیارهای قرن بیستم سنجید. دیگر معیار پیروزی، تصرف شهرها، انهدام پایگاه‌ها یا پیشروی تانک‌ها نیست. جنگ سوم، نخستین جنگِ «تصرف تصمیم» است؛ جنگی که در آن، هدف اشغال خاک نیست، بلکه اشغال فرآیند تصمیم‌سازی حریف است.اعلام رسمی دونالد ترامپ به کنگره مبنی بر آغاز دور جدید عملیات نظامی، صرفاً یک گزارش حقوقی به قوه مقننه نبود؛ بلکه اعلام یک دکترین جدید بود. واشنگتن می‌خواهد این پیام را منتقل کند که از نگاه آن، مرحله‌ای تازه از تقابل آغاز شده است؛ مرحله‌ای که دیگر با عملیات‌های مقطعی تعریف نمی‌شود، بلکه با فشار مستمر برای تغییر رفتار راهبردی ایران معنا پیدا می‌کند.اگر این برداشت درست باشد، اکنون دیگر پرسش اصلی این نیست که آیا جنگ آغاز شده است یا خیر؛ بلکه باید پرسید ماهیت این جنگ چیست و چه اهدافی را دنبال می‌کند؟یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های جنگ سوم با دو مرحله پیشین، تغییر کانون اهداف آمریکا است. در مراحل قبل، تمرکز اصلی بر تضعیف توان هسته‌ای، موشکی و زیرساخت‌های نظامی ایران قرار داشت؛ اما اکنون نشانه‌ها حکایت از آن دارد که میدان اصلی رقابت، ژئوپلیتیک خلیج فارس و به‌ویژه تنگه هرمز است.هرمز دیگر یک آبراه نیست؛ «اهرم ژئوپلیتیک جهان» است. هر کشوری که بر معادلات هرمز اثر بگذارد، بر امنیت انرژی، تجارت جهانی و موازنه قدرت نیز اثر خواهد گذاشت. از همین رو، نبرد بر سر هرمز، نبرد بر سر یک تنگه نیست؛ نبرد بر سر معماری نظم آینده خاورمیانه و بازتعریف توازن قدرت در منطقه است.در چنین شرایطی، نبرد نیز ماهیت تازه‌ای پیدا کرده است. این جنگ را نمی‌توان صرفاً با تعداد موشک‌ها، حملات هوایی یا میزان خسارت‌های نظامی سنجید. آنچه اکنون جریان دارد، بیش از هر چیز «فرسایش راهبردی» است؛ جنگی که در آن هر طرف می‌کوشد هزینه‌های طرف مقابل را آن‌قدر افزایش دهد تا او ناچار به تغییر محاسبات سیاسی خود شود.در این نبرد، قدرت با میزان ویرانگری اندازه‌گیری نمی‌شود؛ قدرت، توانِ تغییر دادن تصمیم حریف است.آمریکا تلاش می‌کند بدون گرفتار شدن در یک جنگ زمینی گسترده و پرهزینه، سطح فشارها را به‌گونه‌ای افزایش دهد که ایران در نهایت به پذیرش خواسته‌های واشنگتن تن دهد. در مقابل، ایران نیز می‌کوشد نشان دهد که قادر است هزینه‌های حضور و فشار آمریکا را افزایش دهد، بی‌آنکه وارد یک رویارویی مستقیم و تمام‌عیار شود.از همین منظر، اطلاع‌رسانی ترامپ به کنگره را نباید صرفاً یک الزام قانونی دانست. این اقدام، اعلام ورود به مرحله‌ای جدید از مخاصمه است؛ مرحله‌ای که در آن، کاخ سفید می‌خواهد نشان دهد دیگر با یک عملیات محدود یا پاسخ مقطعی روبه‌رو نیست، بلکه راهبردی بلندمدت را در دستور کار قرار داده است. البته این به معنای اجماع کامل در داخل آمریکا نیست و همچنان درباره حدود اختیارات رئیس‌جمهور و پیامدهای ادامه این درگیری، اختلاف‌نظرهای جدی وجود دارد.در عین حال، مهم‌ترین تهدیدی که این مرحله از جنگ را از دو مرحله قبل خطرناک‌تر می‌کند، خطای محاسباتی است. تاریخ نشان داده است که بسیاری از جنگ‌های بزرگ، نه به دلیل تصمیم آگاهانه، بلکه به دلیل سوءبرداشت از نیت طرف مقابل گسترش یافته‌اند. هرچه این تقابل طولانی‌تر شود، احتمال سرایت آن به عراق، خلیج فارس، دریای عمان و دیگر نقاط منطقه افزایش خواهد یافت.با وجود همه این تحولات، به نظر می‌رسد هنوز هدف اصلی واشنگتن سرنگونی جمهوری اسلامی نیست. آنچه بیش از هر چیز دنبال می‌شود، تغییر رفتار راهبردی ایران و بازتعریف موازنه قدرت در منطقه است. اگر آمریکا به این جمع‌بندی برسد که این هدف از طریق فشار نظامی قابل دستیابی نیست، احتمال بازگشت به مسیر مذاکره همچنان وجود خواهد داشت. اما اگر هر دو طرف بر تشدید فشارها اصرار ورزند، جنگ سوم می‌تواند به طولانی‌ترین، پیچیده‌ترین و پرهزینه‌ترین مرحله تقابل ایران و آمریکا تبدیل شود.
بر همین اساس، اکنون مهم‌ترین پرسش پیش روی تحلیلگران این است که هدف نهایی این مرحله از جنگ چیست؟آیا واشنگتن در پی دستیابی به توافقی از موضع قدرت است، یا آنکه در حال طراحی یک راهبرد بلندمدت برای بازآرایی موازنه قدرت در خلیج فارس و خاورمیانه است؟پاسخ به این پرسش، نه‌تنها سرنوشت جنگ سوم، بلکه آینده نظم امنیتی منطقه را نیز مشخص خواهد کرد. آنچه امروز در جریان است، بیش از آنکه نبردی بر سر جغرافیا باشد، رقابتی بر سر بازنویسی قواعد قدرت در خاورمیانه و شکل‌دهی به موازنه جدید منطقه‌ای است.در جنگ سوم، آمریکا و ایران زمانی شکست می‌خورند که محاسبات راهبردی‌شان فروبپاشد.و شاید این جمله، خلاصه تمام آن چیزی باشد که امروز در برابر چشمان ما جریان دارد:جنگ سوم برای فتح تهران نیست؛ برای فتح تصمیم تهران است. هر طرف که بتواند اراده و محاسبات راهبردی طرف مقابل را تغییر دهد، بدون اشغال حتی یک وجب از خاک او، پیروز میدان خواهد بود.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه بین‌الملل
پربازدیدترین
آخرین اخبار
وب گردی