| کد مطلب: ۶۵۲۰۱

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران چگونه فرصت‌های ژئوپلیتیک آفریقا را بازآرایی می‌کند

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران فقط بازار نفت و مسیر‌های کشتیرانی را تکان نداده، بلکه در آفریقا هم باعث بازنگری در امنیت انرژی، شراکت‌های دفاعی و راهبرد‌های سرمایه‌گذاری شده است. در شرایطی که دولت‌های آفریقایی با نااطمینانی فزاینده درباره آینده ائتلاف‌ها و زنجیره‌های تأمین جهانی روبه‌رو هستند، این بحران هم‌زمان هم ریسک‌های تازه‌ای ایجاد کرده و هم بحث‌های قدیمی درباره استقلال راهبردی را شتاب داده است.

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران چگونه فرصت‌های ژئوپلیتیک آفریقا را بازآرایی می‌کند

به گزارش هم‌میهن آنلاین و به نقل از فراز، نخستین موج‌های شوک اقتصادی ناشی از جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران از طریق بازار‌های نفت، مسیر‌های کشتیرانی و نااطمینانی مالی احساس شده است. اما پیامد‌های بلندمدت آن می‌تواند بسیار فراتر از خاورمیانه برود و بازار‌های انرژی، شبکه‌های تجاری و هم‌راستایی‌های ژئوپلیتیک را در سراسر جهان بازآرایی کند.

در سراسر آفریقا، دولت‌ها در حال بازنگری در امنیت انرژی، مشارکت‌های دفاعی و راهبرد‌های سرمایه‌گذاری خود هستند، زیرا نااطمینانی درباره آینده ائتلاف‌ها و زنجیره‌های تأمین جهانی رو به افزایش است.

برای کشور‌هایی که از پیش با جنگ، فشار بدهی و اقتصاد‌های شکننده دست‌وپنجه نرم می‌کنند، این بحران خطر‌های تازه‌ای به همراه دارد. با این حال، این وضعیت همچنین بحث‌هایی را که مدت‌ها در جریان بوده‌اند، درباره چگونگی تقویت ظرفیت انرژی داخلی، متنوع‌سازی شراکت‌های خارجی و کاهش وابستگی به قدرت‌های بیرونی، شتاب داده است.

یک چشم‌انداز ژئوپلیتیک در حال تغییر​

شراکت‌های خارجی آفریقا وارد دوره‌ای از تعدیل شده‌اند. در حالی که قدرت‌های جهانی با اولویت‌های امنیتیِ متضاد روبه‌رو هستند، دولت‌های آفریقایی در حال بازنگری در راهبرد‌های سرمایه‌گذاری، گزینه‌های تأمین مالی و پیوند‌های دیپلماتیک خود هستند.

به باور برخی تحلیلگران، این اختلال همچنین یک فرصت ایجاد می‌کند. نااطمینانی بیشتر در نظم جهانی می‌تواند کشور‌های آفریقایی را تشویق کند تا منابع تأمین مالی خود را متنوع کنند، نهاد‌های منطقه‌ای را تقویت کنند و روابط متعادل‌تری با قدرت‌های بیرونی دنبال کنند.

نقش ایران در آفریقا نیز در پرتو این دگرگونی‌ها بررسی می‌شود. تهران کوشیده است مشارکت سیاسی و امنیتی خود را در بخش‌هایی از قاره گسترش دهد، به‌ویژه در شرایطی که روابط میان برخی دولت‌های آفریقایی و شرکای غربی تیره شده است. با این حال، تحلیلگران می‌گویند یک رویارویی طولانی‌مدت می‌تواند توانایی ایران برای تأمین مالی و حفظ برخی شراکت‌های برون‌مرزی را تحت تأثیر قرار دهد.

هر کاهش در مشارکت ایران لزوماً به معنای کاهش حضور خارجی در امور امنیتی آفریقا نخواهد بود. روسیه و ترکیه به‌طور گسترده از جمله قدرت‌های بیرونی‌ای دیده می‌شوند که در موقعیت گسترش نقش خود قرار دارند. مسکو از طریق ابتکار‌هایی مانند «سپاه آفریقا» همکاری نظامی و روابط تسلیحاتی خود را افزایش داده است، در حالی که آنکارا نفوذ خود را از طریق صادرات دفاعی، فناوری پهپادی، برنامه‌های آموزشی و تعامل دیپلماتیک گسترش داده است.

به گفته برخی تحلیلگران، نتیجه این روند ممکن است نه کاهش دخالت خارجی در امور امنیتی آفریقا، بلکه افزایش رقابت میان قدرت‌های بیرونیِ خواهان نفوذ باشد.

سودان و نبرد گسترده‌تر دریای سرخ

سودان یک نمونه از این است که چگونه این تغییرات ژئوپلیتیک گسترده‌تر در عمل خود را نشان می‌دهد. این کشور به کانون رقابت میان قدرت‌های منطقه‌ای تبدیل شده و ناظران increasingly جنگ داخلی آن را تحت تأثیر ائتلاف‌های خارجی، شبکه‌های تأمین و رقابت‌های دریای سرخ می‌دانند.

برخی تحلیلگران انتظار داشتند که افزایش دخالت منطقه‌ای در جریان بحران آمریکا-ایران، عربستان سعودی و امارات متحده عربی را به هماهنگی نزدیک‌تر سوق دهد و شاید تنش‌ها درباره سودان را کاهش دهد. اما تا این لحظه چنین اتفاقی رخ نداده است.

لینا بدری، پژوهشگر سودانی و عضو غیرمقیم مؤسسه ت ahrir برای سیاست خاورمیانه، به الجزیره گفت که امید‌ها به یک گشایش دیپلماتیک، بی‌جا بوده است.

او گفت: «هر امیدی که جنگ ایران عربستان سعودی و امارات را به هم نزدیک‌تر کند و در نتیجه فشار بر سودان را کاهش دهد، تا اینجا واقعاً محقق نشده است. اگر چیزی رخ داده، این است که رقابت آنها بر سر سودان و دریای سرخ گسترده‌تر، عمیق‌تر شده و بنابراین هنوز هیچ نشانه واقعی از پایان این جنگ دیده نمی‌شود.»

جنگ ایران همچنین اهمیت دسترسی دریایی را برجسته کرده است. تحلیلگران به همکاری نظامی گزارش‌شده ایران با ارتش سودان و نقش مسیر‌های تأمین دریای سرخ اشاره کرده‌اند، در حالی که گزارش شده شبکه‌های منطقه‌ای رقیب نیز از کانال‌های مختلف در تلاش برای نفوذ هستند.

برای سودان و کشور‌های همسایه، این بحران نگرانی‌ها را تشدید کرده که بی‌ثباتی بیرون از مرز‌های آفریقا می‌تواند هرچه بیشتر بر پویایی‌های سیاسی و امنیتی در سراسر کریدور دریای سرخ اثر بگذارد.

همین نگرانی‌ها در سراسر آفریقا نیز ادامه دارد. با آنکه واشینگتن و متحدانش توجه و منابع بیشتری را به چالش‌های امنیتی خاورمیانه اختصاص می‌دهند، برخی دولت‌های آفریقایی نگران‌اند که تعامل دیپلماتیک و کمک‌های امنیتی کمتر مورد توجه قرار گیرد. برای کشور‌هایی که از پیش در ساحل و شاخ آفریقا با ناامنی روبه‌رو هستند، هر کاهش در تمرکز بین‌المللی می‌تواند فشار بیشتری بر چالش‌های موجود وارد کند.

امنیت انرژی به چالشی بزرگ‌تر تبدیل می‌شود

این بحران همچنین آسیب‌پذیری آفریقا در برابر اختلالات در مسیر‌های دریایی اصلی را آشکار کرده است. تنگه هرمز مسیر عبور بخش قابل‌توجهی از صادرات نفت جهان است، در حالی که حملات در دریای سرخ از سال ۲۰۲۳ تاکنون کشتیرانی تجاری را مختل کرده‌اند. برای اقتصاد‌های آفریقایی که به واردات سوخت، کود شیمیایی و دیگر کالا‌های اساسی وابسته‌اند، افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و نااطمینانی در عرضه، نگرانی‌ها درباره تاب‌آوری اقتصادی را افزایش داده است.

آلیا وایز، تحلیلگر روابط بین‌الملل مستقر در آفریقای جنوبی، گفت که این اختلالات باید بخشی از یک گذار جهانی گسترده‌تر تلقی شوند که بر انتخاب‌های اقتصادی آفریقا اثر می‌گذارد و نیاز به تاب‌آوری بیشتر را نشان می‌دهد.

او به الجزیره گفت: «بحران هرمز نشان می‌دهد که آینده اقتصادی آفریقا تا چه اندازه به نظام‌های جهانی پیوند خورده است. این بحران نیاز کشور‌ها به تقویت ظرفیت داخلی، متنوع‌سازی شراکت‌ها و کاهش آسیب‌پذیری‌ها در سراسر انرژی، تجارت و زنجیره‌های تأمین را برجسته می‌کند.»

به گفته تحلیلگران، این اختلالات همچنین چالش‌های ساختاری عمیق‌تری را نشان می‌دهد. این فشار‌ها درخواست‌ها برای اصلاحاتی را که سال‌هاست سیاست‌گذاران مطرح می‌کنند، دوباره زنده کرده است: گسترش ظرفیت پالایش، بهبود شبکه‌های لجستیک و کاهش وابستگی به بازار‌های انرژی خارجی.

آفریقا بیشتر نفت خام خود را صادر می‌کند، اما بخش بزرگی از فرآورده‌های پالایش‌شده نفتی را وارد می‌کند؛ وضعیتی که بسیاری از اقتصاد‌ها را در برابر شوک‌های خارجی آسیب‌پذیر کرده است. بنابراین، افزایش ظرفیت پالایش داخلی هرچه بیشتر به‌عنوان یک اولویت راهبردی دیده می‌شود.

پالایشگاه دانگوت در نیجریه به‌طور گسترده به‌عنوان طرحی دیده می‌شود که می‌تواند این وضعیت را تغییر دهد. این واحد با ظرفیت ۶۵۰ هزار بشکه در روز، کاهش وابستگی نیجریه به سوخت پالایش‌شده وارداتی را آغاز کرده و می‌تواند امنیت انرژی داخلی را تقویت کند.

دیگر مناطق همچنان آسیب‌پذیرتر هستند. کشور‌های شرق و جنوب آفریقا همچنان به‌شدت به سوخت وارداتی از خلیج فارس وابسته‌اند و در نتیجه در برابر هر اختلال طولانی‌مدت در تنگه هرمز آسیب‌پذیرند.

در واکنش، گفته می‌شود بحث‌هایی درباره افزایش ظرفیت پالایش در شرق آفریقا آغاز شده است. یک پروژه پالایشگاهی پیشنهادی با مشارکت شرکای منطقه‌ای، اگر تکمیل شود، می‌تواند وابستگی به سوخت وارداتی را کاهش دهد و تاب‌آوری انرژی را در امتداد ساحل اقیانوس هند بهبود بخشد.

یک پنجره برای تغییر راهبردی

بحران تنگه هرمز به نظر می‌رسد در حال شتاب دادن به تغییراتی است که از پیش در جریان بودند. این بحران ضعف‌های نظام انرژی، شبکه‌های لجستیک و وابستگی آفریقا به شرکای امنیتی بیرونی را آشکار کرده و هم‌زمان فشار بر دولت‌ها را برای پیگیری اصلاحات بلندمدت افزایش داده است.

پرسش اصلی این است که آیا این شتاب پس از تثبیت بازار‌ها و بازگشت مسیر‌های کشتیرانی ادامه خواهد یافت یا نه.

برای آفریقا، این بحران فقط درباره قیمت نفت نیست. این بحران نگرانی‌ها درباره اتکای بیش از حد به بازیگران بیرونی برای انرژی، سرمایه‌گذاری و امنیت را برجسته کرده و هم‌زمان چیزی را ایجاد کرده است که برخی ناظران آن را فرصتی برای پیگیری استقلال راهبردی بیشتر می‌دانند.

این می‌تواند شامل گسترش ظرفیت پالایش، تقویت زیرساخت‌های منطقه‌ای و تسریع یکپارچگی از طریق «منطقه تجارت آزاد قاره آفریقا» باشد. همکاری اقتصادی بیشتر می‌تواند به کاهش آسیب‌پذیری در برابر شوک‌های بیرونی کمک کند و در عین حال به کشور‌های آفریقایی اجازه دهد ارزش بیشتری از منابع، بازار‌ها و موقعیت جغرافیایی خود به دست آورند.

چالش این خواهد بود که آیا دولت‌ها می‌توانند این دوره اختلال را به تغییر سیاستی پایدار تبدیل کنند یا نه. بحران‌های پیشین آسیب‌پذیری‌ها را آشکار کرده‌اند؛ از وابستگی انرژی گرفته تا شبکه‌های لجستیک پراکنده و ظرفیت صنعتی محدود. تفاوت این بار به این بستگی دارد که آیا این درس‌ها به سرمایه‌گذاری بلندمدت منجر می‌شوند یا به یک تلاش اصلاحی موقت دیگر.

ماری کامارا، رئیس بخش عمومی در «مجمع مدیران عامل آفریقا»، گفت این بحران باید نه فقط به‌عنوان یک اختلال، بلکه به‌عنوان فرصتی برای آفریقا دیده شود تا جایگاه خود را در اقتصاد جهانی تقویت کند.

او گفت: «فراتر از اختلالات فوری، این بحران همچنین یک فرصت ایجاد می‌کند. آفریقا می‌تواند از موقعیت جغرافیایی راهبردی خود بهره ببرد تا ارزش بیشتری از مسیر‌های تجاری و لجستیکی در حال تغییر به دست آورد. مهم‌تر از آن، این بحران بر فوریت تنوع‌بخشی به شراکت‌ها، کاهش وابستگی به زنجیره‌های تأمین خارجی و شتاب‌دادن به تجارت درون‌آفریقایی تأکید می‌کند.»

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه اقتصاد
آخرین اخبار
وب گردی