تشییع در عراق؛ یک حادثۀ استثنایی
سابقه داشته تشییع جنازه رهبر یا پادشاه یا رییس جمهوری کشوری در تبعید و دور از وطن برگزار و همان جا به خاک سپرده شود اما این که تنها تشییع و بعد به وطن بازگردانده شود کمتر سابقه دارد و شاید بیسابقه باشد.
اگر قرار بود پیکر رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران در کربلا به خاک سپرده شود، تشییع قبل از آن در آن سامان اتفاقی استثنایی نبود چرا که پیش از این هم سابقه داشته حاکمان شیعۀ ایران وصیت کرده باشند در جوار آرامگاه سیدالشهدا علیه السلام مدفون شوند و اگرچه نوع حکومت با گذشته متفاوت است اما باز ادامۀ همان سنت تلقی میشد کما این که سه پادشاه قاجار ( مظفرالدین شاه و محمدعلی شاه و احمد شاه) و نیز صدر اعظم شهید آن دوران - میرزا تقیخان امیر کبیر- در کربلا به خاک سپرده شدهاند.
این بار اما قصه متفاوت است و برای استثنایی بودن یا مسبوق به سابقه نبودن این حادثه میتوان 10 دلیل آورد:
1. پیکر دومین رهبر جمهوری اسلامی در حالی در نجف و کربلا تشییع میشود که نخستین رهبر جمهوری اسلامی - قبل از آن که با چنین عنوانی توصیف شود و در جایگاه مرجع شیعی و رهبری نهضتی که در ایران درگرفته بود - در مهر 1357 از همین نجف اخراج شده بود و حالا پیکر جانشین او با عزت و احترام وارد همان شهر میشود. اتفاقی که البته بیانگر سقوط حزب بعث و قدرت گرفتن شیعیان در کشور همسایه است.
2.ایران و عراق طی 8 سال درگیر جنگی خونین بودند که خسارات مادی و تلفات انسانی فراوانی برجای گذاشت و از پایان آن تنها 38 سال میگذرد. در بیشتر سالهای آن دوران آیتالله خامنهای رییس جمهوری و رییس شورای عالی دفاع به عنوان نهاد تصمیمگیر دربارۀ جنگ بود و خصوصا قبل از ترور 6 تیر 1360 حضوری مستمر در جبهههای جنگ با عراق داشت. این نیز یادآور سقوط حکومت صدام حسین در بغداد است و ترمیم کنندۀ روابط سیاسی.
3. رهبر شهید در دوران رهبری هیچ سفر خارجی نداشت نه به خاطر ملاحظات امنیتی بلکه به این سبب که به لحاظ پروتکلی رییس جمهوری همتای سران دیگر کشورها تعریف شده با عنوان عالیترین مقام رسمی (البته پس از رهبری) و این "عالیترین" برای آن است که همتای سران خارجی شناخته شود و در اجلاس سران در مجمع عمومی سازمان ملل شرکت کند و استوارنامۀ سفیران به او تسلیم شود. قیدِ پس از رهبری هم به سبب آن که در ساختار جمهوری اسلامی، فقیهِ منتخب مجلس خبرگان در رأس نظام قرار دارد. با این اوصاف این که تنها سفر خارجی بعد از شهادت صورت پذیرد قابلتأمل است.
4. آمریکاییها در عراق بعد از صدام حسین دخالت گسترده دارند و این بار اصرار داشتند یک نخستوزیر تکنوکرات کمتر متمایل به تهران به قدرت برسد. تشییع پیکر رهبری که به دست آمریکا و اسراییل ترور شده و زیر نگاه آمریکاییها در عراق اتفاقی عادی نیست و هر چه جمعیت مشایعتکنندگان انبوهتر باشد ترامپ را بیش از پیش به روایتهایی که او را به جنگ علیه ایران تشویق یا تشجیع کرد بدبین میسازد.
5. عراق، در زمرۀ کشورهای عربی است اگرچه در ساختار جدید رییس جمهوری آن از اقلیم کردستان و غیر عرب است اما همچنان بخشی از جهان عرب به حساب میآید که روزگاری سودای رهبری آن را هم داشته است. روابط ایران و اعراب اما به خاطر سه جنگ و به ویژه جنگ 40 روزۀ اخیر و نیز پایگاههای آمریکا در این سرزمینها یا نوع مناسبات با اسراییل یا ادعای امارات بر سر سه جزیره دستخوش فراز و نشیب بوده و چنین استقبالی میتواند انگارۀ دشمنی ایران با جهان عرب را در اذهان جهانیان اصلاح کند.
6. گفته شده رییس جمهوری ایران هم به نجف و کربلا خواهد رفت. در این صورت اولین سفر خارجی آقای پزشکیان بعد از 9 اسفند 1404 و شروع جنگ اسراییل و آمریکا علیه ایران خواهد بود و به خاطر حضور رییس جمهوری ایران احتمالا سطح استقبال بالاتر میرود و دیدار با رییس جمهوری عراق هم که برای آیین ادای احترام به تهران آمده بود در برنامهها گنجانده خواهد شد.
اگر شایعۀ همراهی حجتالاسلام سید مصطفی خامنهای فرزند ارشد رهبر شهید و برادر بزرگتر رهبری کنونی درست باشد ایشان نیز در کانون توجه قرار خواهد گرفت.
7. آیتالله خامنهای با اسلام سیاسی شناخته میشد در حالی که حوزۀ نجف از اسلام سیاسی فاصله دارد. هم به خاطر سنت مرحوم آقای خویی هم دأب آقای سیستانی ولی مرجع عالی شیعیان در بزنگاهها موضع سیاسی داشته و حسب گفتۀ فرزندشان اگر وضعیت جسمی او اجازه میداد بر پیکر رهبر شهید نماز میگزارد. خاصه این که همواره بر ایرانی بودن خود تأکید دارد و بر خلاف نام خانوادگی نه سیستانی که خراسانی است.
8. رسانههای خارجی در عین اذعان به انبوهی جمعیت مشایعت کننده کوشیدند این انگاره را هم القا کنند بخشی از حاضران از قبل سازماندهی شده بودند. ادعایی که با توجه به تعطیلات در ایران چندان مورد اعتنا قرار نگرفت. طبعاً این ادعا را دربارۀ جمعیت حاضر در تشییعهای نجف و کربلا نمیتوانند تکرار کنند.
9. فراموش نکنیم میان ایران و آمریکا هنوز صلحی پایدار برقرار نشده و یادداشت تفاهم امضا شده در 27 خرداد به قصد ایجاد فرصتی برای مذاکرات 60 روزه بود که احتمالا تمدید خواهد شد. با این حال احتمال شروع جنگی دیگر را نباید از نظر دور داشت اگرچه در مقام دعا باید گفت: دور باد.
با این وصف هر قدر پیوند ایران و عراق قویتر شود در سودای آغاز جنگی دیگر اثر بازدارنده خواهد داشت. هم از حیث پایگاه مردمی و نقش شیعیان و هم در اجتناب بیشتر دولت عراق در همراهی با آمریکا.
در یادداشت پیشین نوشتم شکوهِ تشییع میتواند امنیتافزا و صلحساز باشد. همان مضمون را میتوان برای مراسم عراق هم تکرار کرد.
نکته دهم و پایانی این که سابقه داشته تشییع جنازه رهبر یا پادشاه یا رییس جمهوری کشوری در تبعید و دور از وطن برگزار و همان جا به خاک سپرده شود اما این که تنها تشییع و بعد به وطن بازگردانده شود کمتر سابقه دارد و شاید بیسابقه باشد.
از این رو هم گزاف نیست اگر ادعا شود تشییع در عراق، حادثهای استثنایی است.