تکرار غیر مُمِل
در این که وضعیت «نه جنگ نه صلح»مجال برنامهریزی را نه برای دولت که از شهروندان عادی هم ستانده و همه را گرفتار بلاتکلیفی کرده تردیدی نیست اما این یادداشت بر آن سر است که اصرار رییس جمهور پزشکیان بر موضع خود را بستاید.
در این که وضعیت «نه جنگ نه صلح»مجال برنامهریزی را نه برای دولت که از شهروندان عادی هم ستانده و همه را گرفتار بلاتکلیفی کرده تردیدی نیست اما این یادداشت بر آن سر است که اصرار رییس جمهور پزشکیان بر موضع خود را بستاید.
اکنون جهان نظاره گر اعتراض به نابرابری در کشوری است که قریب ۲۴۰ سال قبل در آن انقلابی برای «برابری» برپا شد تا با داعیهٔ لاییسیته یک گام از ادیان و مذاهب پیشتر روند که در آموزههای خود آن قدر که بر عدالت تأکید دارند مدعی برابری نیستند.
برخی از این تجمعات اما به مراسم تقیبح حکم زندان حمیدرضا رسایی و انتقاد صریح از قوۀ قضاییه بدل شده و کافی است در نظر آوریم اگر دیگری همین نقد را به خاطر زندانیشدن چهرههایی چون مصطفی تاجزاده یا مصطفی مهرآیین بر زبان آوَرَد چه اتفاقاتی خواهد افتاد
این واقعیت را باید بازگفت و مدام تکرار کرد که اصرار بر بستن و محدود کردن کاربران را به سوی اینترنت ماهوارهای سوق خواهد داد که نه دست شورای عالی به آن میرسد و نه ستاد راهبری و از این منظر دغدغه دولت و وزارت ارتباطات با مصالح امنیتی سازگارتر است تا هیاهوهایی که هرازگاهی در جبهۀ مقابل برپا میشود.
اصل حرف ظریف درست است ولی مقولۀ امنیت چنان حساس شده یا بدبینی به سوء ظن به همه چنان غلبه یافته که حاضر نیستند هیچ امر دیگری را جایگزین آن کنند
همین که یک چهره از راست سنتی صدای گفتمان صلح و واقعیتگرایی را بلندتر کرده و در کنار حسن روحانی و مهدی کروبی با صراحت بیشتری از ضرورت مذاکره برای ختم جنگ گفته و از این حیث که شاید مجریان و مداحان و شبه کارشناسان تلویزیونی را هم در حمله به صداهای دیگر دچار ملاحظاتی کند مثبت است
در بحث نفت بیش از نقش وزیر از تراستیها یا امنایی گفته میشود که در وضعیت تحریمی نفت را با ضوابطی دیگر میفروشند
تاسفبار است که در هفته نیروی انتظامی برخی از مقامات به جای ارائه فهرست خدمات متنوع که انصافا در نبود آنها شهر از این هم آشفته حالتر خواهد شد مدام از ممنوعیتها و مواردی میگویند که عملا پلیس را در مقابل بخشی از مردم قرار میدهد.
واقعیت این است که برخی اگر هم بخواهند و بدانند درست است نمیتوانند. درست شبیه آنچه رییس وقت زندان رجاییشهر به سعید مدنی گفته بود و نسلی باید تغییر کند تا به شیوهای دیگر عمل شود.
در یازدهمین سال درگذشت او اما همچنان این پرسش جای طرح دارد که چرا این بنگاه بزرگ انتشاراتی را مصادره کردند وچرا مصادرهکنندگان نمیگویند در این همه سال با آن مؤسسۀ عظیم چه کردند و این اتفاق بر سر صنعت نشر ایران چه آورد؟ اگر بالیدنی است ببالند و اگر مایۀ شرمساری ابراز کنند.