«بیدولت» کردنِ دولت
«بیدولت» کردن دولت، پیامدهای سهمگینی هم دارد و از میان آنها عقب افتادن توسعه و سختتر شدن معیشت و از بین رفتن جایگاه ایران در ژئوپلیتیک منطقه، از جمله مخاطرات یا ریسکهایی است که میتواند بر کشور تحمیل شود.
«بیدولت» کردن دولت، پیامدهای سهمگینی هم دارد و از میان آنها عقب افتادن توسعه و سختتر شدن معیشت و از بین رفتن جایگاه ایران در ژئوپلیتیک منطقه، از جمله مخاطرات یا ریسکهایی است که میتواند بر کشور تحمیل شود.
اگر دولت و حکومت میخواهند کشور به توسعه دست یابد؛ اگر دولت و حکومت میخواهند به اهداف برنامه هفتم برسند و اگر دولت و حکومت میخواهند بخش خصوصی قوی داشته باشند که اهرم بسیار مهمی در راه رسیدن به توسعه است، چارهای ندارند جز آنکه «سیاستبازی» را که گروههای ضدتوسعه چه در مجلس و چه در بخشهای دیگر حکومتی از جمله رسانه ملی راه انداختهاند، مهار کنند و به جای آن، «سیاستورزی» کنند. نیاز ایران در حال حاضر نه «سیاستبازی» که «سیاستورزی» است و آنچه که دستاوردهای مهم کشور در سالهای گذشته را به باد داده، همین «سیاستبازی»ها بوده است.
داووس که در حال حاضر، ظریف بهعنوان معاون رئیسجمهور در آن حضور یافته، فرصتی است که نباید از دست داد. همه بزرگان سیاست و اقتصاد جهان در آن جمع هستند و محل لابیگری خوبی برای ایران، آنهم در شرایط خطیری که بر کشور ایران حاکم است، میباشد.
اکنون که این لوایح دوباره در مجمع در دست بررسی قرار گرفته، دولت باید با قاطعیت مطرح کند که عدم الحاق به FATF، چه ضربات سنگینی بر اقتصاد کشور وارد کرده است؛ هزینه آن سالانه بر اقتصاد کشور چقدر بوده است و یا چقدر میشود و در نهایت لایحهای را تنظیم کند که در آن «پاسخگویی» تبعات یک اتفاق به طور شفاف مطرح شده باشد و نهاد مسئول این امر بابت این تبعات در مقابل مردم و دستگاه قضایی پاسخگو باشد.
قدرت واقعی اقتصاد کشور ما معادل ۴۱۵ میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی و تولید سرانه حدود ۵ هزار دلار است. این افراد نشانی غلط میدهند و این علائم غلط کما اینکه به کار گرفته شدهاند، اقتصاد کشور را به سمت ناکجاآباد میبرد. اینها همان سوارکاران ناشی هستند که سرگرم نگه داشتن خود بر روی زین اسب هستند و نمیدانند که اسب دارد به کجا میرود!
در «سفر لاویان» کتاب عهد عتیق از حیوانی به نام «بز طلیعه» نام میبرند. بزی که بار گناهان دیگران بر او تحمیل و از جامعه رانده میشود. به نظر میآید که این سیاست یعنی پیدا کردن «بز طلیعه» در اقتصاد ایران داستان بلندی دارد.
هر روز و هر ماه که میگذرد، حلقه تحریم دلاری بر گردن اقتصاد ایران تنگتر میشود. سیاستهای اتکا به شرق هم نشان داده که نتوانسته این حلقه را گشادتر کند. سیاستهای اتکا به روسیه و روبل هم نشان داده که جواب نمیدهد.تهاترهای کالایی هم تا اندازه کمی جواب میدهد. راهحل واقعگرایی در سیاست است.
همه این ناترازیها میتواند به یک برآیند منتج شود و آن اینکه اقتصاد ایران به یک «معمار» نیازمند است.
باید به قانونگذاران این را گفت که قوانین را باید متناسب با توانایی دولت و کشور بنا کرد نه براساس آرمان و آرزوهای دستنیافتنی!
کاهش اندازه اقتصاد ایران، کاهش قدرت خرید مردم ایران و نیز افول قدرت اقتصادی ایران در طی چهل سال گذشته عوامل مختلفی داشته که مهمترین آن گره دیپلماسی خارجی ایران بوده است.