سربازان بیسلاح
پدر و مادری که با هر صدای انفجار، دلشان هزار تکه میشود. اما بااینهمه، آنها ماندهاند. در شهری که نیمهتاریک است، در خیابانی که فردایش معلوم نیست، آنها ایستادهاند. قصهی این روزها فقط آمار نیست.
پدر و مادری که با هر صدای انفجار، دلشان هزار تکه میشود. اما بااینهمه، آنها ماندهاند. در شهری که نیمهتاریک است، در خیابانی که فردایش معلوم نیست، آنها ایستادهاند. قصهی این روزها فقط آمار نیست.
در جهانی که استبداد، اشغال و ماشین جنگ، در پی تهیکردن ما از دروناند، در پی بریدن ما از خود، دیگران و معنای زندگیاند، تنها قصه است که میتواند به انسان یادآوری کند: «تو انسانی» و این، جمله کوچکی نیست. این، معنای مقاومت است.
در جهان انسانی، فرق گذاشتن امری اجتنابناپذیر است. ما برای انتخاب، تصمیمگیری و کنش، ناگزیر از تمایز هستیم؛ باید بین دوست و دشمن، راه و بیراه، معشوق و غیرمعشوق فرق بگذاریم.
روایت اصلی بهجای اینکه حول قهرمان یا ضدقهرمانی متعارف بچرخد، روی یک وضعیت انسانی ـ اجتماعی متمرکز است؛ سقوط تدریجی یک فردِ شریف در دل ساختاری ناعادلانه.
فیلم «زیبا صدایم کن» ساخته رسول صدرعاملی، نمایانگر شکاف میان فرد و جامعه در جهان مدرن است چراکه انسانها در نهادها و نقشهایی گرفتار شدهاند که بهجای معنا، هویت را از آنان سلب میکند.
در دورانی که حتی سوگواری هم به بخشی از «نمایش اجتماعی» تبدیل شده، مفاهیمی چون اندوه، احترام و فقدان نیز در لابهلای زرق و برقها کمرنگ شدهاند. دیگر کمتر کسی از خود میپرسد: «برای چه کسی این مراسم برگزار میشود؟» آیا واقعاً برای کسی که رفته یا برای کسانی که ماندهاند و میخواهند دیده شوند؟
فیلم «آشیل» نخستین اثر بلند فرهاد دلآرام، داستان فرید، فیلمساز جوانی است که از جهان پیرامونش بریده، از جامعه خسته و از رؤیاهایش تهی شده است.
مد نوستالژیک فقط درباره بازسازی گذشته نیست، بلکه تلاشی برای بازآفرینی آیندهای است که بتوان آن را تصور و در آن احساس امنیت کرد.
فیلم «کاناپه» ساخته کیانوش عیاری، در ظاهر روایتی ساده از یک ماجرای خانوادگی است: پدری که برای حفظ آبروی خانوادهاش، تلاش میکند کاناپهای کهنه اما قابل استفاده را به خانه بیاورد تا مبادا در جلسه خواستگاری دخترش، نبود این وسیله رایج، مایهی شرم شود.
سریال «آبان» بعد از چند قسمت، بیشتر شبیه یک کمدی ناخواسته شده تا درامی جدی؛ از روابط غیرمنطقی و اغراقشده شخصیتها گرفته تا موقعیتهایی که انگار از یک طنز هجوآمیز قرض گرفته شدند.