بخشایش اردستانی: اگر جنگ ادامه یابد، تمام اعضای ناتو کنار آمریکا قرار میگیرند
نماینده مجلس گفت: سایر کشورهای غربی از ابتدا در این منازعه حضور داشتند، اما نقش آمریکا پررنگتر بود. اگر این جنگ ادامه یابد، تمام اعضای ناتو و کشورهای اروپایی در کنار آمریکا قرار گیرند
به گزارش هممیهن آنلاین، احمد بخشایش اردستانی درباره بیانیه رهبری مبنی بر عهد گرفتن انتقام، به دیدهبان ایران گفت: «این افق را به ما نشان میدهد. منظور این نیست که در همین لحظه انتقام گرفته شود. انتقام معمولاً مقدمه جنگ و تفاهم مقدمه صلح است و این دو به هم نمیرسند. مانند دوران جنگ هشتساله ایران و عراق؛ زمانی که ایران قوام پیدا کرد از تمام خلبانهای عراقی (که علیه ایران اقدام کرده بودند) انتقام گرفته شد. احتمالا منظور این است که ما شهادت رهبر یا افرادی که در جنگ دوازدهروزه یا چهلروزه به شهادت رسیدند را فراموش نمیکنیم. شاید امروز اسبابی نداریم که انتقام بگیریم. اما در آینده روزهایی خواهد بود که ما به این کار را انجام میدهیم.»
اینکه در اربعین عراق زیر پای ایرانیهاست نوعی انتقام از صدام است
این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس افزود: «معنای انتقام، الزاما این نیست که آمریکا را از غرب آسیا بیرون کنیم. معنای این است که فردی کشتهاید در مقابل همان فرد کشته شود. حتما نباید انسان در انتقام دست داشته باشد، بلکه دست طبیعت هم میتواند در آن دخیل باشد. با توجه به اینکه در شرایط جنگی قرار داریم فعلا نمیتوانیم بحث انتقام را به صورت فردی مطرح کنیم، مگر اینکه در آینده بستر این انتقام فراهم شود. درست مانند زمانی که صدام در عراق سقوط کرد. او میخواست در 8 سال جنگ تحمیلی ایران را بگیرد اما امروز شاهدیم که در اربعین عراق زیر پای میلیونها ایرانی است. این نوعی انتقام گرفتن از صدام حسین بود. اگرچه ایران انتقام نگرفت بلکه این آمریکا بود که زمان حمله و اشغال کویت از صدام انتقام گرفت.»
بخشایش اردستانی درباره حمایت کشورهای ناتو به ویژه بریتانیا و بلغارستان از حمله آمریکا به ایران، به دیده بان ایران گفت: «شیوه غرب این است که از فریب و خدعه سود میجویند. وقتی آمریکاییها با ایران میجنگیدند، طبیعتا برخی متحدان غربی، از جمله انگلیس و دیگر اعضای ناتو تا حد ممکن به آمریکا کمک کردند. اما آمریکا سردمدار آنها بود و مانند فیل حرکت میکرد و بقیه مانند حیوانات کوچک در کنار او حرکت میکردند. به همین دلیل است که آمریکا مانند فیل بزرگ بیشتر به چشم آمد، وگرنه انگلیس، بلغارستان، آلمان و دیگر کشورهای عضو ناتو هر یک به نحوی، از آمریکا حمایت میکردند. اما برای در امان ماندن این موضوع را بیان نمیکردند. به طور طبیعی، اگر ایران بخواهد حاکمیت یا کنترل بیشتری بر تنگه هرمز داشته باشد، کشورهای عضو ناتو، بسیاری از دولتهای اروپایی و حتی برخی کشورهای منطقه با قرار گرفتن در کنار آمریکا علیه ایران موضعگیری میکنند. اما نتیجه نهایی به میزان مقاومت ایران بستگی دارد. اگر ایران مقاومت ایران در تنگه هرمز جانانه باشد دست از سرش بر میدارند.»
اگر جنگ ادامه یابد، تمام اعضای ناتو کنار آمریکا قرار میگیرند
او افزود: «آمریکا و کشورهای اروپایی باید به این نتیجه برسند که از طریق جنگ نمیتوانند ایران و مدیریت آن بر تنگه هرمز از سر راهشان بردارند، در این صورت راه مذاکره را در پیش میگیرند و حقی هم برای ایران در تنگه هرمز لحاظ میکنند. این دوره گذر میتواند از چند ماه تا چند سال باشد. برای مثال از سال 1965 تا 1975 مصریها مسیر کشتیها را قطع و مینگذاری کردند و عبور کشتیها متوقف شد، اما بعد از 10 سال جنگ بالاخره خسته شدند و موضوع را رها کردند. مصریها هم مدیریت کانال را در اختیار گرفتند و از کشتیهای عبوری تعرفه دریافت کردند. نمونه دیگر، افغانستان است. آمریکاییها سالها با طالبان جنگیدند، اما زمانی که حریف طالبان نشدند افغانستان را تحویل دادند و رفتند. ایران هم باید مقاومت کند تا طرف مقابل به این نتیجه برسد فشار نظامی حاصلی ندارد. یعنی آنها باید به این نتیجه برسند که هر چقدر در سر ایران میزنند و با ایران میجنگند فایدهای ندارد چون ایران دست از مدیریت تنگه هرمز بر نمیدارد. پس از آنکه به این نتیجه برسند، اعلام میکنند که ترتیبات ایران را میپذیرند و تعرفه را بپردازند تا کشتیها به راحتی از تنگه هرمز عبور کنند. در این صورت سیطره آمریکا هم زیر سوال میرود. بنابراین سایر کشورهای غربی از ابتدا در این منازعه حضور داشتند، اما نقش آمریکا پررنگتر بود. اگر این جنگ ادامه یابد، تمام اعضای ناتو و کشورهای اروپایی در کنار آمریکا قرار گیرند.»
آمریکاییها زیر بار مدیریت ایران در تنگه هرمز نمیروند
این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در واکنش به اینکه بعضی معتقدند که برای رهایی از جنگ تنگه هرمز را رها کنیم، گفت: «تا آنجا که من اطلاع دارم، کسی به صراحت چنین نظری را مطرح نکرده است. آنچه بیان شده این است که پس از جنگ چهلروزه، آمریکا نتوانست ایران را از معادلات منطقه حذف کند و در نهایت آنها ناچار شدند به سمت تفاهم حرکت کنند. در بند پنجم تفاهمنامه مربوط به «ترتیبات ایرانی» است و ایران قبول کرد که در این 60 روز کشتیها بدون پرداخت تعرفه از تنگه هرمز عبور کنند و پس از تفاهمنامه در مقابل خدمات تعرفه بگیرد. اما قبول آن برای آمریکاییها سخت بود و زیر بار نرفتند.»
موافقان دریافت تعرفه از کشتیهای در حال عبور از تنگه هرمز بیشترند
او با بیان اینکه در حال حاضر کسی در کشور نمیگوید که ایران نباید از تنگه هرمز درآمدی داشته باشد، افزود: «عدهای میگویند تنگه هرمز پیش از این باز بود و ایران در این 47 سال از میخ اقتدار استفاده نکرده و به آمریکا نشان نداده بود که ما یک اهرم استراتژیک در دست دارد. بنابراین در آینده اگر آمریکا ما را تحریم کند، باز میتوانیم تنگه هرمز را ببندیم. در حقیقت میتوانیم اجازه دهیم کشتیها مانند پیش از جنگ 40روزه دوباره آزادانه و رایگان عبور کنند در مقابل آنها هم تمام تحریمهای اولیه و ثانویه را بردارند و ایران اجازه فروش نفت را داشته باشد. اما اگر قرار باشد تحریمهای اولیه و ثانویه آمریکا همچنان پابرجا بماند و کشورهای اروپایی هم هر از چندگاهی با اعمال تحریمهای جدید، ما را تهدید کنند، بهتر است از تنگه هرمز درآمد به دست آوریم. با توجه به فضای احساسی حاکم بر کشور، به نظرم موافقان دریافت تعرفه از کشتیها در مقابل خدمات و اعمال مدیریت بر تنگه هرمز بیشتر هستند. حاکمیت بر تنگه هرمز متعلق به ایران است، اما تاکنون ترتیبات ایرانی، مدیریت و حاکمیت ایران اعمال نشده بود و میگفتیم همه کشورها از این مسیر استفاده کنند و ایران هم نفت خود را آزادانه صادر کند. اما اگر ایران به ناچار برای فروش نفت از کشتیهای سایه استفاده کند و دزدکی نفت را بفروشد، میتواند از ابزار تنگه هرمز استفاده کند.»
سلطان قابوس مدیریت تنگه هرمز را به ایران داده بود
بخشایش اردستانی درباره علت اعمال تحریمهای بیشتر در دوره آتشبس موقت، تاکید کرد: «حق گرفتنی است و دادنی نیست. بالاخره آمریکا خود را ابرقدرت میداند و با وجود تکنولوژی و تجهیزاتی که دارد مدعی است که «مدیریت دنیا دست من است.» به همین دلیل برای آمریکا سخت است که با ایران مذاکره کند. در این زمینه دو احتمال مطرح میشود؛ نخست اینکه آمریکا از ابتدا با نیرنگ و فریب پیش آمده و مذاکرات را با هدف خرید زمان آغاز کردهاند. یعنی تا زمانی که بتواند توان نظامی، ذخایر تسلیحاتی و امکانات خود را بازسازی کند، به یک تفاهم موقت رضایت داده و پس از آن، سیاست دیگری را در پیش میگیرد. اما وقتی به اندازه کافی نیرو به منطقه اعزام کرد با ایران میجنگد. سناریوی دوم این است که آمریکا در ابتدا واقعاً قصد فریب نداشتند و دنبال یک تفاهم بودند. چون به محض عبور و مرور راحت کشتیها در تنگه هرمز، اعلام کردند که ایران هم میتواند نفت بفروشد. اما نیروهای مسلح ایران اجازه ندادند که بیشتر از 20-30 کشتی عبور کند که قبول این رویه برای آمریکا سنگین بود و اعلام کردند حداقل باید روزی 80 تا 100 کشتی عبور کند. به همین دلیل دنبال آن هستند که ابزارهای قدرت ایران را از چنگش در بیاورند و یکی از ابزارها مدیریت تنگه هرمز است. برای گرفتن ابزار تنگه هرمز از ایران به سراغ عمان رفتند. در جنگ ظفار وقتی شاه ایران به کمک سلطان قابوس رفت، سلطان قابوس مدیریت بر تنگه هرمز را به ایران داد. اما ایران با عمان وارد مذاکره شد، این مذاکره باعث شد که آمریکاییها از طریق عمان حرفهای خود را به ما بزنند و گفتند: «چرا فقط ایرانیها باید تنگه هرمز را مدیریت کند؟ عمان هم میتواند در این مدیریت نقش داشته باشد.» در همین راستا یک کوریدور در عمان ایجاد کردند.»
میخواستند عقبنشینی به اسم لبنان تمام شود تا حزب الله را خلع سلاح کند
او با اشاره به شرط ایران درباره لبنان، افزود: «آنها به ترتیب بندهای تفاهمنامه را یکی پس از دیگری ضعیف کردند. در موضوع لبنان هم به جای امتیاز دادن به ایران، تلاش شد مذاکرات میان دولت لبنان و اسرائیل تعریف شود تا این عقبنشینی به اسم لبنان تمام شود و دولت لبنان بتواند حزبالله را خلع سلاح کند. نکته سوم هم این بود که آنها میگفتند: «ما که مرض تحریم داریم و ایران هم خواسته ما را نمیپذیرد.» بنابراین بار دیگر اعمال تحریمها را شروع کردند. همزمان با تشییع جنازه قائد شهید، ایران هیجانی و دل مردم و تیم مذاکرهکننده محکمتر شد، به همین سبب کشتیهای در حال عبور از سمت عمان را هدف قرار دادیم و جنگ دوباره شروع شد.»
ما مشکل میانجی نداریم
نماینده اردستان در پاسخ به این سوال که چرا آمریکا تانکر LPG را زد و آقای ترامپ مدعی شد هر کشتی که بزنید ما ایران را میزنیم یا از پولهای مسدود شده خسارت آن را میپردازیم؟ گفت: «آمریکا دردش آمده است. هنوز جنگ وجود دارد و هیچ یک هم کوتاه نیامدهاند. میانجیهایی مانند پاکستان، قطر و عراق هم در تلاش هستند. اما ما مشکل میانجی نداریم بلکه مشکل رویکرد داریم. آنها باید مدیریت ایران بر تنگه هرمز را بپذیرند. وقتی این پذیرش وجود ندارد طبیعی است که ما کشورهای آنها را میزنیم و آنها هم به ما حمله میکنند. آنها در این جنگ «چشم در مقابل چشم» را تجربه کردند.»
جنگ در عربستان شعلهور شده است
او افزود: «باب المندب هم بسته شد و تا محاصره در مقابل محاصره اعمال شود. حوثیها نمیخواستند به ما کمک کنند بلکه میخواستند محاصره عربستان سعودی را بشکنند. 2 هواپیمای ماهان به سمت آنها پرواز کرد، روز اول به خوشی گذشت اما روز دوم اجازه ندادند که هواپیما فرود بیاید و این پرواز در شهر حدیده به زمین نشست. نهایتا عربستان حمله کرد و ابزار دست حوثیها دادند. اگر میبینید که کمی شرایط آرام شده به دلیل این است که آمریکا نمیتواند در دو جبهه بجنگد؛ یعنی هم با حوثیها بجنگد و هم با ما. البته حوثیها هنوز به کمک ما نیامدهاند، اما وقتی باب المندب را بندند، کمک محسوب میشود. در واقع این نوعی محاصره در مقابل محاصره انجام دادهاند و آنها به عربستان اعلام میکنند که محاصره را لغو کنید تا محاصره را از روی شما برداریم. این است که جنگ در عربستان سعودی شعلهور شده و به یمبو و جازان و آرامکو حمله شده است.»
ما با چین و روسیه شرکای استراتژیک نیستیم بلکه شرکای راهبردی هستیم
بخشایش اردستانی در پاسخ به این سوال که آقای ترامپ اعلام کرده که از چین و روسیه تضمین گرفته که به ایران سلاح نفروشند. آیا ممکن است متحدان ایران اعلام بیطرفی کنند؟ تاکید کرد: «نه. کار ترامپ توئیت زدن است. به نظر من بیشتر اظهارات آقای ترامپ بلوف است و از 60 توئیتی که میزند شاید 8 توئیت قابل توجه باشد.»
این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی افزود: «ترامپ در دیدار با شی جین پینگ، از او تشکر کرد که نفت ایران را نخریده است. چین اگر در جنگ نفت میخرید قیمت نفت افزایش پیدا میکرد، بنابراین چین نفت را نخرید. آقای ترامپ گفته بود که به ایران اسلحه ندهید، در حالی که ما از چین اسلحه نمیخریم، بلکه سیستم اطلاعاتی از آنها میگیریم. یعنی ماهوارههای آنها به ما کمک میکنند. حالا ترامپ یک جملهای گفته که «به من اطمینان دادند که اسلحهای به صورت آزادانه نمیفروشند.» البته این موضوع جدیدی نیست و از قدیم هم کشورهای مختلف به ایران اسلحه نمیفروختند. دلیل آن S300 و S400 است که به سختی پیش رفت. ما با چین و روسیه شرکای استراتژیک نیستیم بلکه شرکای راهبردی هستیم. یعنی در بحث دفاعی سیستمها در دست آنها نیست. اما به ما کمک میکنند چرا که شکست ایران به منزله شکست آنهاست.»
چین و روسیه بدون آنکه اعلام کنند به ایران کمک میکنند
او با اشاره به اینکه جنگ در خاورمیانه به نفع روسیه و چین است، گفت: «چون جنگ در منطقه، جنگ اوکراین و موضوع تایوان را در ذهن آمریکا پس میزند. این باعث میشود که چینیها و روسیه به ایران کمک کنند. البته آمریکا هم در جنگ به اوکراین کمک کرد.»
این نماینده مجلس افزود: «طبیعی است که آنها (چین و روسیه) بگویند ما به ایران کمک نمیکنیم اما در واقعیت کمک کنند. مگر منبر است؟ ما همه موضوعات مانند «قصاص» و «انتقام» و... را روی منبر و بلند بلند میگوییم. چه کسی مخالف قصاص یا انتقام است؟ هیچ کس. ما در ایران نمایش اجرا و هزینه ایجاد میکنیم. در حالی که آنها بدون سر و صدا کارشان را انجام میدهند. مانند اسرائیل که رهبران و فرماندههای نظامی ما را زد، بدون آنکه ما متوجه شویم. رده اول، دوم و سوم را میزند، بعد میگوید: «من آنها را زدم.» ما میگوییم: «میزنیم... میزنیم... میزنیم.» در نهایت هم نمیتوانیم بزنیم. لذا من فکر نمیکنم روسیه و چین اعلام کنند که به ایران اسلحه میفروشیم اما مطمئنا به ما کمک میکنند.»
ما به روسیه اسلحه میفروختیم مثل عربستان که به زلنسکی پهباد فروخت
بخشایش اردستانی در پاسخ به این سوال که اگر روسیه به ایران اسلحه میفروشد چرا در جنگ اوکراین اعلام شد که ایران به روسیه سلاح داده است؟ تاکید کرد: «در آن زمان ما به روسیه سلاح میفروختیم چون در تمام دنیا اینطور است. کمااینکه عربستان سعودی، امارات و... از زلنسکی دعوت کردند که از پهبادهای آنها استفاده کند. اما موضوع مهم این است که ایران در جنگ 8 ساله از لحاظ اسلحه ارتقا و توسعه پیدا کرد. روسیه در جنگ با اوکراین نمیخواست جنگ رسمی و کلاسیک داشته باشد، چون هزینه بالایی داشت. به همین دلیل جنگ نامتقارن را شروع کرد و از پهبادهای ایرانی میخرید و حتی ما کارخانه پهباد را به آنها دادیم. طبیعی است که الان آنها به ما کمک میکنند چون امروز ما به اسلحه تولید شده توسط آنها نیاز داریم.»