باید سکوت را شکست
باید نیروهای اجتماعی و صاحب نفوذ، صریح و صادق و دلسوزانه، به میدان بیایند و سخن بگویند.
چند روز است فصل جدیدی از جنگ نابرابر و ظالمانه علیه ایران عزیزمان آغاز شده و اخبار هولناکی از کشتار هموطنان مظلوم و تخریب زیرساختها در جنوب کشور به گوش میرسد که قلب هر ایرانی منصفی را فشرده میکند.
برخلاف امواج قبلی جنگ، اما اینبار هنوز فضای عمومی کشور را سکوت فراگرفته و نشانی از احساس جنگ و واکنش به آن دیده نمیشود. اثر چندانی هم از فضای همدلی و وفاقی که در موج قبلی جنگ دیده میشود، باقی نمانده (که البته قابل انتظار است).
صرف نظر از مسئولان و مقامات سیاسی و نظامی و ارزیابی عملکردشان، نیروهای سیاسی و اجتماعی و اصناف و تشکلها و انجمنها و افراد مؤثر نیز خموشی گزیدهاند و به تماشا نشستهاند. ظاهراً تا موشکها دوباره به تهران و اصفهان نرسند، کسی جنگ را باور نمیکند.
دلیل این سکوت و انفعال هرچه باشد، بهتزدگی از توحش دشمنان، فرسودگی و خستگی و دلزدگی از استمرار وضعیت بحرانی و انباشت فشارهای مختلف معیشتی و اجتماعی و سیاسی، دلخوری و خشم از اقدامات و مواضع ماجراجویانه و تحریککنندهی برخی نیروهای تندروِ داخلیِ مخالف توافق، مخالفت با برخی اقدامات و مواضع رسمی اخیر مقامات کشور و سوزاندن فرصتهای آشتی و همدلی و وفاق ملی، یا هر چیز دیگر، باید این سکوت را شکست. باید با جامعه حرف زد. باید نیروهای اجتماعی و صاحب نفوذ، صریح و صادق و دلسوزانه، به میدان بیایند و سخن بگویند. نباید دست روی دست گذاشت تا در اتحاد نانوشتهی تندروهای داخلی و دشمن خارجی، ایران عزیزمان نابود شود. نباید اجازه داد که افراطیون و جنگطلبان داخلی و خارجی، آیندهی این مرز و بوم را رقم بزنند.
فردا برای پشیمانی دیر است.
کاری باید کرد.
*منبع: کانال تلگرامی نویسنده