جنگ میتواند خیلی زود پایان یابد
بیطرفی یک بیانیه سیاسی نیست، بلکه یک وضعیت حقوقی است و با رفتار دولتها سنجیده میشود.
جنگ میتواند خیلی زود پایان یابد، اگر دولتهای عربی شجاعت سیاسی لازم را برای اخراج نیروهای ایالات متحده از سرزمین خود پیدا کنند.
هیچ کشوری نمیتواند هم اتاقی مذاکره باشد و هم سکویی که از آن یک طرف علیه طرف دیگر یک جنگ تجاوزکارانه را پیش میبرد. با این حال، این دقیقاً همان وضعیتی است که امروز برخی دولتهای عربی حاشیه خلیج فارس خود را در آن قرار دادهاند. برخی از این کشورها تقریباً میزبان همه کانالهای جدی ارتباطی میان واشنگتن و تهران بودهاند. اما همزمان، سرزمین آنها باندهای پرواز، هواپیماهای سوخترسان، تجهیزات و ادوات از پیش استقرار یافته، مراکز فرماندهی و اسکلههای آبعمیقی را در اختیار نیروهای آمریکایی قرار میدهد که بدون آنها ادامه کارزار تجاوزکارانه نظامی علیه ایران ممکن نیست. میز میانجیگری و سکوی پرتاب جنگ همزمان در یک کشور قرار گرفتهاند.
بیطرفی یک بیانیه سیاسی نیست، بلکه یک وضعیت حقوقی است و با رفتار دولتها سنجیده میشود. کنوانسیون پنجم لاهه مصوب ۱۹۰۷ به صراحت دولت بیطرف را از اجازه دادن به عبور نیروهای نظامی یا تجهیزات و ملزومات جنگی دولتهای متخاصم از قلمرو خود منع میکند. دولتهای عربی اصرار دارند هیچ نقشی در عملیات تهاجمی ندارند. ادعایی که نه در تهران باور میشود و نه در هیچ نقطهای قابل راستیآزمایی است. سوخترسانی هوایی، عملیات شناسایی و پشتیبانی لجستیکی صرفاً با ادعای یک وزارت امور خارجه مببنی بر اینکه ماهیت «دفاعی» دارند، ماهیت دفاعی پیدا نمیکند. موشکهای ایران به واقعیت موجود در میدان پاسخ دادهاند، نه به اسناد اداری و کاغذبازیهای دیپلماتیک.
راهحل وجود دارد و کاملاً منطبق با حقوق بینالملل است.
هیچ نیروی خارجی نسبت به سرزمین یک کشور حق یا مالکیت حقوقی ندارد. حضور آن تنها بر پایه رضایت دولت میزبان است و این رضایت نیز هر زمان قابل پس گرفتن است. معنای حاکمیت دقیقاً همین است. بر اساس اطلاعات عمومی، موافقتنامه دفاعی کویت در سال ۱۹۹۱ تنها تا زمانی معتبر است که هیچیک از طرفین با اعلام کتبی یکساله آن را فسخ نکنند. عمان هرگز مجوز استقرار دائمی نیروهای خارجی را صادر نکرده است، بلکه دسترسی را به صورت موردی اعطا میکند و با خودداری از اعطای مجوز، آن را منتفی میسازد. ترتیبات عربستان سعودی نیز بر اسناد اجرایی استوار است که هیچگاه به تصویب سنای ایالات متحده نرسیدهاند. ریاض در سال ۲۰۰۳ صرفاً با درخواست خود، نیروهای آمریکایی را از پایگاه هوایی شاهزاده سلطان خارج کرد. هر جا متون توافقها ساکت باشند، کنوانسیون وین درباره حقوق معاهدات قواعد تکمیلی را فراهم میکند: دولتها میتوانند در صورت نقض اساسی معاهده، هنگامی که تأسیسات فراتر از هدف مورد توافق مورد استفاده قرار گیرند، به استناد ماده ۶۰ آن را خاتمه دهند و همچنین در صورت وقوع تغییر بنیادین اوضاع و احوال، مطابق ماده ۶۲، به آن پایان دهند. هیچ تغییری بنیادینتر از فروپاشی الگوی امنیتیای نیست که رضایت اولیه بر مبنای آن شکل گرفته بود.
موضوع از این هم فراتر میرود و مسئولیت حقوقی سنگینتری را در بر میگیرد. بر اساس رأی دیوان بینالمللی دادگستری در قضیه «تنگه کورفو»، هیچ دولتی نمیتواند آگاهانه اجازه دهد از قلمرو آن برای ارتکاب اعمالی برخلاف حقوق سایر دولتها استفاده شود. دولتی که برای استفاده غیرقانونی دولت دیگر از زور، سوخت، پایگاه نظامی و اطلاعات فراهم میکند، نسبت به کمکی که ارائه داده است مسئولیت بینالمللی دارد. قانون اساسی کویت جنگ تهاجمی را به طور مطلق ممنوع میداند و مفاد محرمانه معاهدات را فاقد اعتبار میشمارد. قانون اساسی بحرین نیز مقرر میکند توافقهایی که بر حاکمیت کشور اثر میگذارند باید به موجب قانون تصویب شوند، حال آنکه موافقتنامه مربوط به استقرار نیروهای خارجی هرگز منتشر نشده است. بنابراین، اخراج نیروهای خارجی صرفاً حقی نیست که این دولتها بتوانند از آن استفاده کنند، بلکه تعهدی است که در حال حاضر در نقض آن به سر میبرند.
سوابق تاریخی نیز کاملاً روشن هستند: فیلیپین در سال ۱۹۹۱، خود عربستان سعودی در سال ۲۰۰۳، ازبکستان در سال ۲۰۰۵، و همچنین عراق، فرانسه و نیجر. دولتهای دارای حاکمیت از ارتشهای خارجی میخواهند خاک آنها را ترک کنند و آن ارتشها نیز کشور را ترک میکنند.
این سادهترین راه برای پایان دادن به جنگ است. انتظار اینکه ایران از حق ذاتی خود برای دفاع مشروع صرفنظر کند، در حالی که دولتهای عربی همچنان زیرساختهای نظامی ایالات متحده را که ادامه این کارزار علیه ایران را ممکن میسازند در اختیار آن قرار میدهند، اساساً قابل تصور نیست. چنین انتظاری از منظر حقوقی غیرقابل دفاع، از نظر سیاسی نامعقول، و از حیث اخلاقی و سیاسی عمیقاً ریاکارانه است.
*منبع: کانال تلگرامی نویسنده