چگونه چین بیسروصدا در حال پیروزی در بحران انرژی ناشی از جنگ است؟
شاید یک درس کلی این باشد که در هر وضعیت بد جهان، قدرت نسبی چین افزایش مییابد
پنج ماه جنگ در ایران، بازارهای انرژی را کاملاً تغییر شکل داده است. این یک کیس قابل بررسی است که چگونه درگیری در تنگه هرمز، شکنندگی گلوگاههای دریایی جهان را آشکار کرد، اما چین را به عنوان برنده خاموش این بحران آشکار ساخت.
قیمت انرژی بار دیگر در حال افزایش است. نفت خام برنت «دوباره به ۹۰ دلار نزدیک میشود»، در حالی که بنزین خردهفروشی ایالات متحده بالای ۴ دلار در هر گالن است. در عین حال، بازارهای مالی به طرز چشمگیری آرام شدهاند. شاخص VIX حتی با وجود بالا ماندن شاخص ریسک ژئوپلیتیکی، به سطوح قبل از جنگ بازگشته است، واگراییای که ما را بر آن میدارد تا بپرسیم آیا «سرمایهگذاران سهام فقط به جنگ عادت کردهاند» - حساسیت خود را از دست دادهاند، به آن بیتوجه هستند، یا صرفاً «به هوش مصنوعی علاقهمند شدهاند».
یک پاسخ سریع: «من به هوش مصنوعی رأی میدهم.» کارشناسان موافقند که سازگاری با بحران هرمز داستان عمیقتری است، زیرا تولیدکنندگان مسیر نفت را از طریق خطوط لوله تغییر میدهند و کشتیرانان «فرستندههای خود را خاموش میکنند»، برای عبور مخفیانه محمولهها در تاریکی.
هیچ کشوری به اندازه چین با جنگ اخیر علیه ایران سازگار نشده است. مالابی میگوید بین فوریه و ژوئن، پکن «واردات نفت خام خود را به نصف کاهش داد، بدون اینکه ظاهراً تأثیر زیادی بر رشد داخلی آن داشته باشد.» با تکیه بر ذخایر انباشته شده و توانایی تنظیم واردات «به گفتهی یک مرد، شی جین پینگ»، «توانایی چین در افزایش و کاهش واردات بدون تحمل رکود اقتصادی، چین را به نوعی مصرفکنندهی متغیر تبدیل میکند»، که منجر به نقل قول از یک مدیر نفتی در اکونومیست مبنی بر اینکه «چین اوپک جدید است» شد.
همچنین کارایی ایالات متحده با انعطافپذیری برنامهریزیشدهی چین قابل مقایسه است. بازارهای ایالات متحده در «بهینهسازی فرآیندهای تجاری» خوب هستند، اما اغلب در «ایجاد سیگنالهای قیمتی که شما را به سمت انعطافپذیری، بیمه و افزونگی سوق دهد» شکست میخورند. یکی از هزینههای این غفلت این است که ذخایر استراتژیک ایالات متحده به «پایینترین سطح... از سال ۱۹۸۳» رسیده است.
از دیگر سو، شکنندگی گلوگاههای دریایی جهان منجر به ذهنیت «قدرت حق است» میشود. ایران چقدر آسان میتواند تنگه هرمز را «به سادگی با پرتاب موشک و پهپاد» و ترساندن شرکتهای بیمه، بدون نیاز به محاصره فیزیکی، کنترل کند. در برابر؛ «به نظر میرسد رئیس جمهور ترامپ تقریباً هر روز مواضع خود را تغییر میدهد، که این امر برخی از مذاکرات را چالش برانگیزتر کرده است» و اگر ساختار هزینهای برای عبور از تنگه اجرا شود، «پیامدهای قابل توجهی فراتر از تنگه هرمز» خواهد داشت.
اگر ایران در دریافت هزینه ترانزیت موفق شود، سایر قدرتها ممکن است «از آن درس بگیرند و به دنبال تقلید باشند، زیرا سعی میکنند آبراه گلوگاه محلی خود را به نوعی مزیت تبدیل کنند». یک وزیر اندونزیایی قبل از اینکه همسایگان آن را ببندند، همین ایده را برای تنگه مالاکا مطرح کرد.
در پایان به موضوع رو به گسترش، از کابلهای زیر دریا گرفته تا بودجههای دفاعی، توجه باید کرد. اگر دولتها «مجبورند هزینه بیشتری برای امنیت مسیرهای تدارکاتی صرف کنند،» «هزینه آن چگونه تأمین میشود؟» درس کلی، شاید این است که در «وضعیت بد جهان، با تنشهای ژئواکونومیک چپ و راست، قدرت نسبی چین افزایش مییابد.»
*ترجمه: کانال بازنگاه