ایران در محاصره؛ گشایش اقتصادی، تغییر سیاست آمریکا یا سایه جنگ؟
حاکمیت و هر سه قوه باید در شرایط اضطراری، اختلافات داخلی را کاهش دهند و منافع ملی را بر رقابتهای جناحی مقدم بشمارند.
شکست انتخاباتی جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای آمریکا و به دست آوردن اکثریت هر دو مجلس کنگره از سوی دموکراتها، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است: آیا میتوان به تغییر فضای سیاسی واشنگتن و گشایش در مناسبات اقتصادی ایران امیدوار بود؟
پاسخ، نه خوشبینی سادهانگارانه است و نه بدبینی مطلق.
نخست باید پذیرفت که فشار بر ایران صرفاً محصول یک حزب آمریکایی نیست. اختلافات ساختاری دو کشور، پرونده هستهای، امنیت منطقه و منافع راهبردی واشنگتن، زمینههایی فراتر از رقابت جمهوریخواهان و دموکراتها دارند. بنابراین، پیروزی دموکراتها الزاماً به معنای پایان فشارها نیست؛ هرچند میتواند هزینه سیاسی برخی سیاستهای تقابلی را افزایش دهد.
از سوی دیگر، وضعیت کنونی ایران را نمیتوان صرفاً با عنوان تحریم اقتصادی توصیف کرد. محدودیتهای دریایی، اختلال در پروازهای بینالمللی، دشواری مبادلات بانکی و محدودیتهای ایجادشده در برخی گذرگاههای زمینی، فشار کمسابقهای بر اقتصاد و زندگی مردم وارد کرده است.
پرسش دوم، احتمال جنگ است. با توجه به تداوم درگیریهای محدود، تهدیدهای نظامی، اختلافات حلنشده و شکنندگی مذاکرات، خطر ازسرگیری حملات جدی است. اما جنگ فراگیر، با توجه به هزینههای سنگین آن برای ایران، آمریکا و کشورهای منطقه، هنوز نتیجهای اجتنابناپذیر نیست. دیپلماسی قطر و دیگر میانجیها نیز نشان میدهد که راه مذاکره کاملاً بسته نشده است.
اما مهمتر از پیشبینی آینده، پرسش از مسئولیت امروز ماست.
حاکمیت و هر سه قوه باید در شرایط اضطراری، اختلافات داخلی را کاهش دهند و منافع ملی را بر رقابتهای جناحی مقدم بشمارند. دولت باید تأمین کالاهای اساسی، دارو، انرژی و استمرار خدمات عمومی را در اولویت قرار دهد؛ منابع ارزی را شفاف و مسئولانه مدیریت کند و از تصمیمهای ناگهانی و غیرقابل پیشبینی بپرهیزد.
مجلس باید در کنار نظارت واقعی، از تبدیل مسائل اقتصادی به میدان تسویهحساب سیاسی خودداری کند. قوه قضائیه نیز باید با فساد، احتکار، سوءاستفاده از شرایط اضطراری و تضییع حقوق مردم برخوردی دقیق و عادلانه داشته باشد.
و مردم چه میتوانند بکنند؟
حفظ آرامش اجتماعی، پرهیز از شایعات، صرفهجویی معقول، همیاری با آسیبدیدگان و حمایت از تولید و کسبوکارهای داخلی، بخشی از توان ملی برای عبور از بحران است. البته نباید مسئولیت اداره کشور را به دوش مردم انداخت؛ مسئولیت اصلی تأمین امنیت اقتصادی و اجتماعی بر عهده نهادهای حاکمیتی است.
امروز بیش از هر زمان، ایران به عقلانیت سیاسی، دیپلماسی فعال، انسجام اجتماعی و اعتماد عمومی نیاز دارد.
شاید نتیجه انتخابات آمریکا پنجرهای برای بازنگری در مناسبات بگشاید؛ اما گشایش واقعی زمانی حاصل میشود که فرصتهای دیپلماتیک با تصمیمهای سنجیده داخلی همراه شوند.
کشور را نه با امیدهای بیپشتوانه میتوان اداره کرد و نه با ترس دائمی؛ راه عبور، واقعبینی، تدبیر و حفظ سرمایه اجتماعی است.