| کد مطلب: ۷۷۳۱۵

تأثیر پیروزی دموکرات‌ها بر راهبرد ترامپ در قبال ایران

اگر کنگره جدید تلاش کند با تصویب قوانین هدفمند، مانند قطع بودجه عملیات نظامی علیه ایران، فعالیت‌های نظامی آمریکا را محدود کند، ترامپ همچنان می‌تواند این قوانین را وتو کند و احتمالاً قادر خواهد بود روی حمایت جمهوری‌خواهان وفادار باقی‌مانده حساب کند تا مانع از بی‌اثر شدن وتوی او توسط کنگره شود.

تأثیر پیروزی دموکرات‌ها بر راهبرد ترامپ در قبال ایران

کنگره تحت کنترل دموکرات‌ها به احتمال زیاد از فشارهای بودجه‌ای برای تغییر راهبرد آمریکا در قبال ایران استفاده خواهد کرد؛ اما این روند چند ماه زمان می‌برد و در این فاصله، کاخ سفید همچنان گزینه تشدید یک‌جانبه تنش نظامی را در اختیار خواهد داشت. در حال حاضر، شورش جمهوری‌خواهان علیه کاخ سفید چندان محتمل به نظر نمی‌رسد، اما ظاهراً تنها راه برای تصویب قانون اختیارات جنگی و پایان دادن به درگیری، همین گزینه است.

اگرچه کنگره جدید تا سوم ژانویه ۲۰۲۷ رسماً کار خود را آغاز نخواهد کرد، اما گزارش‌ها حاکی از آن است که قانون‌گذاران هر دو حزب گفته‌اند آماده‌اند دولت را به دلیل جنگ تحت فشار قرار دهند. برخی از آنها حتی گفته‌اند که می‌خواهند کار را با برکناری پیت هگست، وزیر دفاع، آغاز کنند. بسیاری از جمهوری‌خواهان، از جمله جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، که در چهارم نوامبر در شبکه اجتماعی ایکس مطلبی منتشر کرد، عملکرد عمدتاً فاجعه‌بار انتخاباتی حزب را به جنگ نسبت دادند.

ترامپ در سوم نوامبر به فایننشال تایمز گفت که تا زمانی که قطر و دیگر میانجی‌های منطقه‌ای تلاش‌های دیپلماتیک خود را دنبال می‌کنند، از تشدید فوری تنش نظامی علیه ایران خودداری خواهد کرد. با این حال، اختلافات میان ایران و آمریکا همچنان عمیق است و افشاگری‌های متعدد رسانه‌ای نشان می‌دهد که آمریکا، تحت فشار اسرائیل، در حال برنامه‌ریزی برای ازسرگیری حملات است. مقام‌های آمریکایی اخیراً تأیید کرده‌اند که واشنگتن پیش از حملات دوم نوامبر به جزیره قشم در تنگه هرمز، برای چندین هفته عملیات مخفیانه‌ای علیه ایران انجام داده است.

کنگره آمریکا شاید اختیار اعلام جنگ را داشته باشد، اما بیش از ۸۰ سال است که از این اختیار استفاده نکرده؛ موضوعی که قدرت قانون‌گذاران برای متوقف کردن جنگ ایران را محدود می‌کند. بخش هشتم از ماده اول قانون اساسی آمریکا به کنگره اختیار اعلام جنگ و نظارت بر هزینه‌های نظامی را می‌دهد. از سال ۱۷۹۸ تا ۱۹۴۵، قوه مقننه به‌طور مستمر از این اختیار برای آغاز جنگ‌ها استفاده می‌کرد و معاهدات پایان دادن به آنها را به تصویب می‌رساند. اما پس از جنگ جهانی دوم، یعنی آخرین جنگی که آمریکا به‌طور رسمی در آن اعلام جنگ کرد، این روند تغییر کرد. نهادهای بین‌المللی مانند سازمان ملل متحد، سازوکارهای حقوقی جدیدی برای استفاده از نیروی نظامی ایجاد کردند.

آمریکا در سال ۱۹۵۰ و بر اساس قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل، بدون آنکه کنگره رسماً اعلام جنگ کرده باشد، نیروهای خود را به کره اعزام کرد. این نخستین گام در تضعیف نظارت کنگره بر اختیارات رئیس‌جمهور برای آغاز جنگ بود. از آن زمان به بعد، رؤسای‌جمهور آمریکا به‌جای اعلام رسمی جنگ، برای آغاز عملیات نظامی در خارج از کشور به مجوزهای کنگره برای استفاده از نیروی نظامی (AUMF) متکی بوده‌اند. نتیجه این روند، شکل‌گیری درگیری‌های بدون محدودیت زمانی مشخص، مانند جنگ ویتنام (۱۹۵۵ تا ۱۹۷۵) و حمله سال ۲۰۰۳ به عراق بوده است. واکنش‌های منفی به جنگ ویتنام باعث شد کنگره در سال ۱۹۷۳ قانون اختیارات جنگی (War Powers Act) را تصویب کند. این قانون رئیس‌جمهور را ملزم می‌کند که ظرف ۴۸ ساعت پس از ورود نیروهای آمریکایی به درگیری نظامی، کنگره را مطلع کند. همچنین رئیس‌جمهور باید ظرف ۶۰ تا ۹۰ روز نیروها را از درگیری خارج کند، مگر اینکه کنگره مجوز استفاده از نیروی نظامی صادر کند یا رسماً اعلام جنگ کند.

با این حال، قوه مجریه آمریکا مدت‌هاست که قانون اساسی بودن قانون اختیارات جنگی را زیر سؤال می‌برد. نمونه‌های متعددی نیز وجود دارد که رؤسای‌جمهور این قانون را دور زده یا آن را وتو کرده‌اند.

برای مثال، ترامپ برای آغاز جنگ علیه ایران به اختیارات قانون اساسی خود استناد کرد و نه به هیچ مجوز قانونی مشخصی که کنگره صادر کرده باشد. در نتیجه، کنترل کنگره بر بودجه و تأمین مالی نظامی، اصلی‌ترین ابزار آن برای مختل کردن عملیات ترامپ علیه ایران محسوب می‌شود؛ هرچند کنگره تاکنون هرگز بودجه یک درگیری نظامی در حال جریان را به‌طور کامل قطع نکرده است.

ترامپ ممکن است در دوره انتقالی قدرت در کنگره، تنش نظامی با ایران را تشدید کند؛ اما ورود کنگره جدید در ژانویه فشارهای سیاسی تازه‌ای ایجاد خواهد کرد که می‌تواند کاخ سفید را به سمت راهبرد فرسایشی‌تری سوق دهد؛ راهبردی که هدف آن گرفتن امتیاز از ایران و در عین حال به حداقل رساندن هزینه‌های سیاسی بیشتر در داخل آمریکاست.با توجه به اینکه تجهیزات نظامی جدیدی مانند ناو هواپیمابر یواس‌اس تئودور روزولت قرار است تا پایان نوامبر وارد منطقه شوند، آمریکا همچنان آمادگی لازم برای تشدید دوباره حملات علیه ایران را خواهد داشت؛ البته به شرطی که پیشرفت دیپلماتیکی حاصل نشود.

این تشدید نظامی می‌تواند شکل‌های مختلفی داشته باشد؛ از حملات محدودتر در جنوب ایران با هدف تضعیف توانایی کشور برای هدف قرار دادن کشتی‌ها در تنگه هرمز، مشابه حملات آمریکا در ماه ژوئیه، تا عملیات گسترده‌تری شبیه حملاتی که در ماه‌های مارس و آوریل انجام شد و رهبران سیاسی و نظامی ایران را هدف قرار داد و باعث واکنش‌های تلافی‌جویانه در سراسر منطقه شد.

با این حال، زمانی که کنگره جدید تحت کنترل دموکرات‌ها در ژانویه آغاز به کار کند، هرگونه اقدام نظامی علیه ایران یا حتی ادامه وضعیت موجود، با نظارت و بررسی شدید سیاسی روبه‌رو خواهد شد. این وضعیت احتمالاً با رأی‌گیری‌های مکرر درباره قانون اختیارات جنگی همراه خواهد بود. اگرچه بعید است دموکرات‌ها بتوانند به تعداد کافی از جمهوری‌خواهان را با خود همراه کنند تا اکثریت فوق‌العاده لازم در هر دو مجلس برای تصویب قانون اختیارات جنگی را به دست آورند، اما این رأی‌گیری‌های مکرر احتمالاً همچنان از حمایت گسترده رأی‌دهندگان آمریکایی برخوردار خواهد شد. این مسئله قانون‌گذاران جمهوری‌خواه را در موقعیت دشواری قرار می‌دهد؛ آنها مجبور خواهند بود در شرایطی که هزینه‌های انرژی همچنان بالاست، علناً از ادامه جنگ حمایت کنند.

این وضعیت می‌تواند کاخ سفید را به اتخاذ رویکردی کمتر تقابلی در برابر ایران ترغیب کند. واشنگتن ممکن است به‌جای حملات گسترده نظامی، بر رهگیری محموله‌های نفتی و اجرای یک کارزار طولانی‌مدت فرسایش اقتصادی و نظامی تمرکز کند تا اقتصاد ایران را تضعیف کرده و از تهران امتیاز بگیرد. این رویکرد تا حد زیادی ادامه همان راهبردی خواهد بود که آمریکا از اواخر تابستان دنبال کرده است. همچنین ممکن است دولت ترامپ بتواند با این استدلال که عملیات رهگیری نفت مشمول قانون اختیارات جنگی نمی‌شود، از فشارهای ناشی از این قانون عبور کند. کاخ سفید احتمالاً همچنان این اختیار را حفظ خواهد کرد که به‌صورت یک‌جانبه به اقداماتی که تحریک‌آمیز تلقی می‌کند، مانند حمله به کشتی‌ها و یا اهداف کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، پاسخ دهد.

اگر کنگره جدید تلاش کند با تصویب قوانین هدفمند، مانند قطع بودجه عملیات نظامی علیه ایران، فعالیت‌های نظامی آمریکا را محدود کند، ترامپ همچنان می‌تواند این قوانین را وتو کند و احتمالاً قادر خواهد بود روی حمایت جمهوری‌خواهان وفادار باقی‌مانده حساب کند تا مانع از بی‌اثر شدن وتوی او توسط کنگره شود.

در نهایت، اگر جمهوری‌خواهان در آستانه انتخابات ۲۰۲۸ فاصله گرفتن از ترامپ را به شکل جدی‌تری آغاز کنند، احتمال شکل‌گیری یک اکثریت فوق‌العاده در کنگره بیشتر خواهد شد؛ اتفاقی که می‌تواند از طریق قانون اختیارات جنگی به پایان درگیری منجر شود.با توجه به وضعیت نامطلوب حزب جمهوری‌خواه پس از عملکرد ضعیف انتخاباتی، ممکن است برخی از جمهوری‌خواهانی که از هم‌اکنون به انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ فکر می‌کنند، به‌تدریج فاصله گرفتن از ترامپ و راهبرد او در قبال ایران را آغاز کنند.محتمل‌ترین شکل بروز این فاصله‌گیری، تلاش برای برکناری مقام‌هایی مانند پیت هگست، وزیر دفاع، و دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، خواهد بود.با این حال، برخی از اعضای کنگره ممکن است به‌تدریج آمادگی بیشتری برای پیوستن به یک رأی‌گیری با اکثریت فوق‌العاده به‌منظور پایان دادن به درگیری پیدا کنند؛ به‌ویژه اگر نظرسنجی‌ها همچنان به موقعیت انتخاباتی حزب جمهوری‌خواه آسیب بزنند یا اگر انتخابات محلی و میان‌دوره‌ای سال ۲۰۲۷ نیز همچنان از تداوم روند صعودی دموکرات‌ها حکایت داشته باشند.بر اساس برآوردهای انجام‌شده تا چهارم نوامبر، برای دستیابی به چنین اکثریت فوق‌العاده‌ای ممکن است به همراهی حداکثر ۵۰ عضو جمهوری‌خواه در مجلس نمایندگان و ۱۳ سناتور جمهوری‌خواه در سنا نیاز باشد.رسیدن به این تعداد، مانع بزرگی محسوب می‌شود؛ اما سابقه تاریخی نشان می‌دهد که چنین اتفاقی کاملاً بی‌سابقه نیست.در سال ۱۹۷۴، در جریان رسوایی واترگیت، جمهوری‌خواهان به‌تدریج از ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور وقت آمریکا که زمانی محبوبیت زیادی داشت، فاصله گرفتند. این ریزش حمایت در نهایت به استعفای او کمک کرد.

 

 

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه بین‌الملل
پربازدیدترین
آخرین اخبار