انعطافپذیری ساختار حکمرانی آمریکا
آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، نه صرفاً شکست جمهوریخواهان، بلکه انعطافپذیری شگفتانگیز ساختار حکمرانی آمریکاست.
در میانه جدال بر سر تفسیرهای متفاوت از نتایج انتخابات میاندورهای آمریکا، برخاستن «موج آبی» و معنای سیاسی پیروزی دموکراتها، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، نه صرفاً شکست جمهوریخواهان، بلکه انعطافپذیری شگفتانگیز ساختار حکمرانی آمریکاست.
نظامی که به حزبی اجازه میدهد تنها دو سال پس از شکستی سنگین در انتخابات ریاستجمهوری، با وجود بحران رهبری و فقدان چهرهای تازه و فراگیر، بار دیگر به صحنه بازگردد و موازنه قدرت را تغییر دهد. دموکراتها، با بهرهگیری از میراث سیاسی و سرمایه نمادین باراک اوباما و ظرفیتهای سازمانی خود، نشان دادهاند که شکست انتخاباتی لزوماً به معنای حذف از قدرت نیست. در چنین ساختاری، حتی یک حزب شکستخورده نیز میتواند در زمانی کوتاه خود را بازسازی کند.
در کنار جمهوریت و نظام ریاستی امریکا، راز انعطافپذیری این سیستم را باید در دومجلسی بودن کنگره (Bicameralism) یافت.
کنگره آمریکا از دو مجلس تشکیل شده است: مجلس نمایندگان با ۴۳۵ کرسی که نمایندگی ایالتها در آن متناسب با جمعیت تعیین میشود، و سنا با ۱۰۰ کرسی که در آن هر ایالت، فارغ از وسعت و جمعیت، دو نماینده دارد. این طراحی نهادی، تلاشی تاریخی برای ایجاد توازن میان اصل حاکمیت مردم و اصل برابری ایالتها در ساختار آمریکاست.
اهمیت این سازوکار آنجاست که قدرت سیاسی نه در یک نهاد متمرکز میشود و نه با پیروزی یک حزب بهطور کامل در اختیار آن قرار میگیرد. رقابت انتخاباتی در سطوح مختلف، امکان تغییر موازنه قدرت را حتی در میانه دوره ریاستجمهوری فراهم میکند.
البته این ساختار از قطبیشدن سیاسی، بنبست نهادی و بحران نمایندگی مصون و بری نیست. اما ظرفیت آن برای اصلاح موازنه قدرت از مسیر انتخابات، همچنان یکی از مهمترین ویژگیهای آن است.
بر این باورم که در هر نظام سیاسی حاکم بر ایران، ساختار دو مجلسی از توان و ظرفیتی کارا در اداره کشور برخوردار است. از همین رو، سالها پیش به سویهها و پیامدهای دو مجلسی بودن ایران اشاره کردم.
در نهایت، اهمیت انتخابات آمریکا را بابد ورای صرف پیروزی یکی از دو حزب دید. برعکس، اهمیت آن در این است که ساختار سیاسی، امکان شکست قدرتمندان، بازگشت شکستخوردگان و گردش مسالمتآمیز قدرت را فراهم میسازد.
همین ساختار است که با وجود اشکالات درونی و خطر سلطه تدریجی الیگارشیها، نمایانگر تفاوت بنیادین میان نظامهایی است که قدرت را ملک یک جریان میداند و نظامی که قدرت را امری موقت، رقابتی و قابل بازپسگیری تعریف میکند.
*منبع: کانال تلگرامی نویسنده