رای بیقوّت مکر و فسون است و قوّت بیرای جهل و جنون
دوگانه «مقاومت یا تسلیم» را هم باید به مردمی گفت که خانههایشان زیر بمب رفت و عزیزانشان را از دست دادند. برای این مردم، موضوع دقیقاً جنگ و صلح است. این دوگانه شگرد قدیمی کسانی است که میخواهند هر مخالفی را تسلیمطلب بنامند و بحث را پیش از آغاز ببندند.
رای در زبان سعدی همان اندیشه و تدبیر است و قوت همان توان و قدرت. سخن او این است که هیچیک از این دو به تنهایی کارساز نیست. اندیشهای که پشتوانه قدرت ندارد، به حیله و افسون فرو میکاهد، به سخنانی زیبا که کسی جدیاش نمیگیرد. و قدرتی که از اندیشه تهی است، به نادانی و دیوانگی میانجامد، به نیرویی که نمیداند کجا باید بایستد و کجا باید بازگردد.
اگر این حکمت کهن را به زبان سیاست امروز برگردانیم، رای همان دیپلماسی است و قوت همان میدان. دیپلماسی بیمیدان، دست خالی بر سر میز مذاکره است و میدان بیدیپلماسی، جنگی بیپایان که پیروزیهایش هم به جایی نمیرسد. این دو نه رقیب یکدیگرند و نه در دو سطح متفاوت، دو بال یک پرندهاند که با یکی از آنها نمیتوان پرواز کرد.
با این همه، این روزها از برخی تریبونها میشنویم که سخن گفتن از توأمانی میدان و دیپلماسی «جوک» است، دیپلماسی «سبدی» است که فقط باید منتظر ماند میدان چیزی در آن بیندازد، و موضوع امروز ما «جنگ و صلح نیست، مقاومت یا تسلیم است». این سخنان دیپلماسی را از هنر ظریف گفتگو به ظرفی خالی تقلیل میدهد. دیپلماسی خودش گونه ای میدان است، میدانی که دستاورد عرصه نظامی و مقاومت مردمی در آن به منافع پایدار ملی تبدیل میشود یا از دست میرود. کشوری که فقط بجنگد و دیپلماسی را منفعلانه پشت سر میدان بنشاند، پیروزیهایش را هم در اتاق مذاکره میبازد.
دوگانه «مقاومت یا تسلیم» را هم باید به مردمی گفت که خانههایشان زیر بمب رفت و عزیزانشان را از دست دادند. برای این مردم، موضوع دقیقاً جنگ و صلح است. این دوگانه شگرد قدیمی کسانی است که میخواهند هر مخالفی را تسلیمطلب بنامند و بحث را پیش از آغاز ببندند. و شگفت اینکه گویندگان این سخنان، بیآنکه سمتی در دستگاه تصمیمگیری داشته باشند، خود را مفسر نظر رهبری میدانند و دیگران را به سوءاستفاده از آن متهم میکنند.
در میان سیاستمداران ما، شهید علی لاریجانی از کسانی بود که این حکمت سعدی را دریافته بود و به آن عمل میکرد. او سالها پیش دوگانه میدان و دیپلماسی را از اساس غلط خواند و گفت قدرت و دیپلماسی دو چیز جدا نیستند و هر جا از میدان سخن میگوییم، مقصودمان قدرت است. این سخن کسی بود که فلسفه خوانده بود، مذاکرهکننده ارشد هستهای بود و در سختترین روزهای کشور دبیری شورای عالی امنیت ملی را بر عهده داشت. او میان ایستادگی و عقلانیت جمع کرد، هم در برابر دشمن ایستاد و هم در مذاکره را باز نگه داشت، و سرانجام همراه فرزندش جان بر سر همین راه گذاشت.
او در میدان به شهادت رسید، اما تاوان حمایت و جدیتش در مذاکره را پرداخت، چرا که دشمن از هیچکس به اندازه سیاستمدارانی نمیهراسد که قدرت و تدبیر را با هم دارند. کسی که امروز به نام مقاومت دیپلماسی را تمسخر میکند، نه از میراث مقاومت پاسداری میکند و نه از میراث شهیدانی چون او. شهید لاریجانی حکمت سعدی را زندگی کرد و رای و قوت را با هم خواست. جوک واقعی این است که کسی بخواهد میان این دو دیوار بکشد و اسمش را وفاداری بگذارد.